کاوه فاضل بسطامی-کارشناس نمایشگاه
سایت نمایشگاهی تهران بهعنوان قویترین و موثرترین بخش نمایشگاهی کشور وظیفه سنگینی را برعهده دارد. به نظر میرسد لزوم بازنگری در نحوه اجرا و قوانین دستوپاگیر، از مهمترین ضروریات موجود باشد.
در معرفی شرکت سهامی نمایشگاهها میخوانیم «شرکت نمایشگاههای بینالمللی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از مهمترین شرکتهای تجاری و اقتصادی ایران با بهرهمندی از فضا، امکانات و تسهیلات نمایشگاهی منحصربهفرد و نیروهای متخصص، بستر و زمینه مناسبی را از طریق برپایی نمایشگاههای تخصصی و بینالمللی برای تولیدکنندگان و بازرگانان داخلی و خارجی فراهم کرده است، تا علاوه بر عرضه و نمایش توانمندیها، مبادلات تجاری، سرمایهگذاریهای مشترک و بینالمللی خود را در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی ایران توسعه بخشند.»
نخستین نمایشگاه بینالمللی در سال ۱۳۴۸ بهعنوان نمایشگاه آسیایی بهمدت ۲۱ روز، برگزار شد. نزدیک به نیم قرن از آغاز صنعت نمایشگاهی کشور میگذرد و به نظر میرسد متولی این صنعت در بخش برگزاری، هر روز بیش از پیش به بروکراسی دولتی وابسته شده و شاخ و برگهای بیشتری به آن میدهد.
شاید بیراه نباشد به این مسئله اشاره کنیم که در این سیستم، برگزارکنندگان در عمل پیمانکار هستند؛ این مهم در معرفی شرکت سهامی نمایشگاههای جمهوری اسلامی ایران مشهود است، در صورتی که چنانچه نگاهی به صنعت نمایشگاهی دیگر کشورها داشته باشیم، میبینیم که برگزارکننده، کارفرما است و براساس اصول بازرگانی و روشهای اجرایی خود، برای برندینگ و رشد نمایشگاه، اقدام میکند. در این نمایشگاهها سیستم، سیستم اجارهبها است و در اختیار گرفتن فضایی با امکانات مناسب، در زمانی محدود.
شرکتهای برگزارکننده، بنگاههای اقتصادی هستند که با توجه به تخصص خود، سالها است در این زمینه فعالیت دارند. این مسئله کتمان کردنی نیست که این شرکتها برای گسترش فعالیت اقتصادی خود، تبحر و مهارت لازم را دارند و مهمترین دغدغهشان، گسترش نمایشگاه در زمینه کمی و کیفی است.
به نظر میرسد برای گسترش کمی و کیفی نمایشگاهها در سطح بینالمللی، رعایت قوانین کلی وزارتی و مقررات عمومی کشوری امری ضروری خواهد بود، اما در کنار اختیار دادن بیشتر به برگزارکنندگان، درحالحاضر نحوه اجرای یک نمایشگاه در جزئیترین بخش (شاید تهیه غذای غرفهداران و یا استفاده از کارگر روزمزد خارج از اختیار مجری) هم تابع قوانینی است که جز مانعی برای رشد نمایشگاه، کارایی دیگری ندارند.
حتی انحصاری کردن خدمات نمایشگاهی و اجبار برگزارکننده در استفاده از آنها که باعث نبود رقابت در ارائه خدمات میشود، خود مهمترین عامل برای رکود و سکون در این بخش میشود.
همانطور که ملاحظه میشود، برگزارکننده و مجری نمایشگاهها در سایت نمایشگاهی تهران، هیچگاه صاحب امتیاز نمایشگاههای خود نیستند، حتی اگر سالها با تلاش زیاد و صرف هزینه، نمایشگاهی که به ابتکار خود برنامهریزی و پیریزی کردهاند را ارتقا داده باشند.
نکته مهم این است که به نظر میرسد شرکت سهامی نمایشگاهها در زمان تاسیس، بهعنوان مجری نمایشگاه ثبت شده است؛ مقولهای که به مرور زمان و با انتخاب پیمانکاران مجری، فراموش شد و این وظیفه برعهده آنها گذاشته شد تا در عمل سالهای بسیار انحصار برگزاری نمایشگاهها در اختیار شرکت سهامی نمایشگاهها باشد.
با عنایت به خواست مسئولان در جهت سبک کردن دولت و واگذاری امور به بخش خصوصی و تشکلهای غیردولتی از طرفی و بررسی سیاستهای اجرایی نمایشگاهها در جهان از جانبی دیگر، شاهد این هستیم که سایتهای نمایشگاهی جدیدی بهوجود آمده و در آینده نیز افزایش خواهند یافت و همین، نقش انجمن صنفی برگزارکنندگان را دارای اهمیت ویژهای میکند که باید درباره آن و اساسنامهاش بسیار مفصل صحبت کرد.