|
اخلاق مدیریت و توسعه اقتصادی (۲)

«اصول مدیریت»

فهرست محتوا

سید‌علی گرامیان

در مدیریت ۳ اصل اساسی وجود دارد که عبارتند از: «دانش، تقوا و توان» اصل نخست: دانش است. دانش کلید هر اقدام و حرکتی است. حرکت و اقدام در هر کار بدون دانش لازم، مانند رهروی است که در شب تاریک در راهی پر از چاه و چاله بدون چراغ حرکت کند. مولا علی علیه‌السلام می‌فرماید: «الْعامِلُ بِغَیرِ عِلْم کالسّائِرِ عَلى‌ غَیرِ طَریق» یوسف به پادشاه مصر گفت: «اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» مرا مسئول خزائن ( امور مالی و اقتصادی) این سرزمین قرار ده که من نگهبان و دانایم، مدیریت در هر کاری به دانشی متناسب با آن شغل و کار نیازمند است. بهترین راه و روش انتخاب مدیر برای هر شغل و مسئولیتی این است که شخصی انتخاب شود که در رشته مربوط تحصیل کرده و تخصص علمی لازم را به‌دست آورده باشد، به علاوه در همان رشته مشغول کار شده و تجربه اندوخته باشد. چنین شخصی مناسب‌ترین فرد برای مدیریت در زمینه مورد نظر است. روشی که در جمهوری اسلامی کمتر رعایت شده است. اصل دوم: تقوا ست. راغب اصفهانی لغت‌شناس معروف، در تعریف تقوا گفته است، : «التقوی من الوقایه، والوقایه حفظ الشیء مما یوذیه» تقوا از ماده وقایه است و وقایه حفظ و نگهداری شی است از آنچه به او زیان می‌رساند. در مجمع البحرین، در شرح آیه «اِتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» آمده است که «یطاعُ فَلا یعْصى، وَ یذْکرُ فَلا ینْسى، وَ یشْکرُ فَلا یکفَرُ؛» تقوای الهی این است که خدا را اطاعت کنی و معصیتش نکنی، در برابر نعمتهایش شکر کنی و کفران نورزی، همواره به یاد خدا باشی و فراموش نکنی در راه فرمان‌برداری از او مجاهدت کنی و در این راه از ملامت و سرزنش ملامت‌کنندگان نهراسی و عقب‌نشینی نکنی و در هر شرایطی، چه در خوف و چه در امنیت، از مسیر قسط و عدل پای بیرون نگذاری. تقوا در مدیریت عبارت است از: خویشتن‌داری و تسلط بر نفس، تا از مقام و موقعیتی که در اختیار مدیر قرار گرفته، به سود خود یا اطرافیان، اقوام، دوستان و باند و گروه خود سوء‌استفاده نکند، بلکه نسبت به اختیارات و امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته، امانت‌دارباشد و آنها را در جهت مسئولیت و هدف مجموعه به کار گیرد. حضرت مولا علی علیه‌السلام در ابتدای فرمان خود به مالک اشتر برای ولایت مصر، او را به تقوا و اطاعت خداوند سفارش کرده و می‌فرماید: «امَرَهُ‌بِتَقْوَى‌اللَّهِ‌وَ إِیثَارِ طَاعَتِهِ» به طور خلاصه، تقوا در منطق اسلام عبارت است از قدرت خویشتن‌داری و تسلط بر نفس در انجام واجبات، ترک محرمات الهی و رعایت اخلاق و رفتار اسلامی. اصل سوم: قدرت و توان است. توان اعم است از توان جسمی، توان فکری و روحی از قبیل: قدرت اراده، استقامت، شجاعت، ابتکار، توان ساماندهی، هماهنگ‌سازی و ایجاد اشتیاق، انگیزه و تحرک لازم در نیروهای تحت مدیریت. وقتی قوم بنی‌اسرائیل پیش (شموئیل) پیغمبرشان آمدند، گفتند: برای ما فرمانده معین کن، او جواب داد: خداوند طالوت را برای شما معین کرده، گفتند: چرا؟ جواب او را قرآن آورده و می‌فرماید: «إِنَّ‌اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَه فِی‌الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ» خداوند او را انتخاب فرمود، زیرا او، هم نیرومند و پرتوان است و هم دانشش از شما بیشتر است و درباره استخدام حضرت موسی به وسیله شعیب، دخترانش به پدر گفتند: «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّه الْقَوِیُّ الْأَمینُ»‌ای پدر، او را استخدام کن زیرا هم نیرومند و تواناست و هم امین و مورد اعتماد است. چنانچه این ۳ ویژگی(دانش، تقوا و توان) در کسی فراهم بود، او برای مدیریت صلاحیت دارد و هر اندازه از این ۳ ویژگی بیشتر برخوردار باشد صلاحیتش برای مدیریت در زمینه مربوط بیشترخواهد بود، اما اگر یکی از این ویژگی‌ها وجود نداشته باشد، اصول مدیریت شکل نگرفته و شخص برای مدیریت صلاحیت ندارد. در جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف انتصاب مدیران نامناسب و بی‌صلاحیت باعث بسیاری از عقب‌ماندگی‌ها و تحقق نیافتن برنامه‌ها شده است. ادامه دارد...

«اصول مدیریت»
کد خبر: ۲۳۹۲۴
۱۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۰
ارسال نظر
captcha