سید علیمحمد رفیعی / نویسنده و پژوهشگر علوم اسلامی
«بانکداری اسلامی»، «سرمایهگذاری اسلامی»، «مدیریت اسلامی ثروت» و «سود اسلامی» مفاهیمی است که در سالهای اخیر بارها در رسانهها تکرار شده است. در میان تاکید مسئولان بر بکارگیری شیوههای منطبق با اسلام در نظام مالی، نقش و مفهوم «نیروی کار» در نظام بانکداری بسیار دقیق و حساس است. در مدلهای تعالی سازمانی یا مدیریت ارزش که امروزه به عنوان الگوهای رایج و پرطمطراق گردش بهینه کار در نظامهای اداری، اقتصادی و اجرایی مطرح است، تمام هم و ثمرهای که قرار است در گردونههای کاری و اجرایی به عنوان هدف مطلوب لحاظ شود، رسیدن به نقطهای است که نیروی کار و سرمایه انسانی بتواند به نحو مستمر و بدون بروز و ایجاد آفتی مجموعه مورد مطلوب خود را پیش ببرد و به سودهی هرچه بیشتر برساند. در ساختار مدیریت اقتصادی- مالی در بانکداری نوین نیز تاکید شده دلیل انقراض یا ورشکستگی یک مجموعه بانکی علاوه بر بحرانهای اقتصادی- مالی و یا رقابت میان اربابان بانکداری، بیتوجهی به نیروی انسانی و آفرینش کار خلقشده از سوی آن است. امروزه صنعت و فناوری مدرن به سمت کاهش دخالت نیروی انسانی یا حضور انسان در قاعدههای سنتی و در فرآیند اجرای کار پیش رفته و هرچه از تعداد نیروی انسانی کاسته میشود، به همان میزان اصالت مدرن فناوری مورد نظر بیشتر مورد تایید قرار میگیرد، اما در نظام بانکداری مدرن با وجود حجم فراوان عملیاتهای مالی و ساختارهای اجرایی و حصول به کارآیی مطلوب، هنوز نیروی انسانی به عنوان مهمترین عامل ارتقای کار، نقشآفرینی میکند و هرچه تعدد نیروی زبده و متخصص انسانی بهطرز درست و ساختاری بیشتر باشد، قدرت اجرایی و سازمانی بانکها در عرصه داخلی و بینالمللی بیشتر خواهد بود. یعنی در عرصه بینالمللی بانکهایی موفقتر هستند که نیروی کار متخصص آنها در ایدهپردازی، تبلیغات، روابط عمومی، آشنایی با فناوری و شناخت درست قواعد عرصه سوددهی و سرمایهگذاری مالی از سایر بانکها خلاقتر و به معنایی حرفهایتر عمل کنند. به هر روی با همه تحولاتی که در عرصه بانکداری رخ داده، کماکان نیروی کار بانکی به عنوان بنیان نهاد بانکداری ایفاگر بزرگترین نقش موجود در نظام بانکداری و اقتصادی جهان است؛ چه زمانی که خلاقیت فکر انسانی مبدع جدیدترین شیوههای جذب پول و سرمایهگذاری را متحول میکند و چه زمانی که در نقش سادهترین فرم کاری و در سادهترین شکل خدمات بانکی، متصدی مراسلات و دریافت وجوه از متقاضیان است. به همین دلیل توجه به الگوی انسانی و نیروی کار بانکی یا تعریف یک الگوی مناسب به عنوان یک شکل و روش پذیرفتهشده به همان اندازه که معمولی به نظر میرسد، باید در نظام بانکداری دارای وجوهات و بخشهای مختلف و مولفههایی باشد که مانع از تهدید ساختار عظیم بانکداری در شکل منسجم و کلان موجود شود. حالا که به ارتباط تنگاتنگ میان صلابت و سلامت بانک و الگوی نیروی انسانی در نظام بانکداری تا حدودی پی بردیم، میتوان گفت یک برخورد ساده و تعلیمدادهشده با مشتری به همان اندازه که در جذب منابع مالی برای بانک تاثیر دارد، در تخریب چهره بانک و فرار سرمایههای مالی تاثیرگذار است. به همین دلیل ارقام هنگفت مالی همیشه در حرفهایترین بانکهای جهان صرف تعلیم و پرورش نیروها و کارشناسان بانکی میشود، زیرا از قبل آن، سود و اعتبار بلندمدت و مقطعی بانکها تضمین میشود. اگر از دید نهچندان ملایم و در واقع انتقادی به نظام نیروی انسانی در بانکداری غربی و شاکله سرمایهداری نگاه کنیم، نیروی کار ابزاری در راستای جذب صرف سرمایه و عاملی برای افزایش سودهای بانکی خواهد بود. اما وقتی به دنبال ارائه تعریفی جامع و درست از نیروی انسانی در نظام بانکداری اسلامی باشیم، دقیقا اصل معنادار انسان در اسلام و در شکلی جزئیتر در سامانه بانکداری اسلامی نیز تعریفی خاص و ماهیتی ارزشمند پیدا میکند. انسان اخلاقمدار یعنی کسی که به هیچ عنوان خیانت در امانت، رشوه، پولشویی و ربا را نمیپذیرد. چنین فردی وقتی به اخلاق فردی و اجتماعی وقوف و التزام پیدا میکند، شالوده تشکیل نظام و اجتماعی سالم و درستاخلاق را پایهریزی میکند. به همین دلیل تاثیر اصلی و بنیادین اخلاقی در نظام بانکداری، نخستین اصل قاعدهمند نظام بانکداری اسلامی بهشمار میرود. وقتی با چنین تصور و طرحی به سراغ تبیین و ریختشناسی نظام بانکداری اسلامی برویم، میتوانیم ارکان اخلاقی را در جای جای مناسبات آن به وضوح ببینیم.