سیدمحمد عبدالهی / رئیس اتحادیه فروشندگان صنایعدستی
امروز صنایعدستی کشور با معضل فروش دست و پنجه نرم میکند، به طوری که چه در بازارهای داخلی و چه در بازارهای جهانی فروش صنایعدستی با مشکلات بسیاری روبهرو است.
متاسفانه یکی از مشکلات اصلی صنایعدستی در بازارهای داخلی آن است که فرهنگ استفاده از آن بین مردم کشورمان رواج نیافته است، مردم کشورمان در پوشش و در خانههای خود از محصولات صنایعدستی استفاده نمیکنند و متاسفانه این امر موجب شده بین تقاضا و عرضه صنایعدستی توازن وجود نداشته باشد. عرضهکنندگان به ناچار برای تامین هزینههای خود بیش از ۲۰ درصد سود روی محصولات صنایعدستی دریافت و محصول صنایعدستی ۴۰ هزار تومانی را ۸۰ هزار تومان عرضه میکنند.
یکی از دلایل رکود بازار فروش صنایعدستی آن است که فعالان صنایعدستی سلیقه بازار را به تولیدکننده انتقال ندادهاند، دولت و نهادهای متولی باید در تامین مواد اولیه به تولیدکنندگان کمک کرده و اگر مواد اولیه وارداتی است با همکاری شرکتهای دانشبنیان در داخل کشور تولید شود.
از دیگر دلایل رکود بازار صنایعدستی میتوان به نبود تبلیغات اشاره کرد که رسانهها در اینباره نقش موثری دارند، بهعنوان نمونه صدا و سیما باید در دکور و چیدمانهای خود از محصولات صنایعدستی داخلی استفاده کند. این در حالی است که صدا و سیما هم در تبلیغ برای صنایعدستی و هم گردشگری کوتاهی کرده است.
از سویی دیگر تولیدکنندگان و فعالان صنایعدستی نیز در این امر بیتقصیر نیستند، محصولات صنایعدستی باید کاربردی شود تا خرید آنها برای مشتریان توجیه داشته باشد. این در حالی است که بسیاری از محصولات صنایعدستی کاربردی نیستند. به عنوان نمونه محصولات خاتمکاری یا به صورت تابلو یا قاب عکس تولید میشوند و در تولید محصولات کاربردی مشاهده نمیشوند.
در این بین باید به صادرات نیز توجه کنیم چراکه تولید صنایعدستی کشورمان بیش از تقاضا بوده و به همین دلیل بسیاری از محصولات صنایعدستی مازاد بر تقاضای بازار داخلی است و باید صادر شوند. به منظور موفقیت در صادرات صنایعدستی نیز باید برای هنرمندان و محصولات مختلف صنایعدستی نشانسازی شود.
صادرات فرش کاهش یافت به دلیل اینکه نشانسازی انجام نشده است. در سطح داخلی نیز بسیاری از مردم هنرمندان داخلی خود را نمیشناسند.
اگر از مردم بپرسید بهترین قلمزن ایران چه کسی است، متوجه خواهید شد اطلاعی ندارند. صادرات صنایعدستی نیز با مشکلاتی روبهرو است که یکی از آنها بستهبندی نامناسب است، امروز بستهبندی و عرضه مناسب محصولات نقش اساسی در گرفتن سهم بازار و مشترییابی دارد اما مشکل تنها نبود ظاهر شکیل و مناسب بستهبندی نیست، بلکه بستهبندی نامناسب موجب شده محصولات در حملونقل آسیب دیده و از بین بروند. این وظیفه مسئولان است که بستهبندی محصولات صنایعدستی را آسیبشناسی کرده و مشکلات موجود را رفع کنند.
برای نشانسازی نیز اقدامات بسیاری باید انجام شود، چراکه نشانسازی نقش بسیار موثری در تبلیغات و بازاریابی ایفا میکند. به این منظور هنرمندان باید درجهبندی شوند.
متاسفانه تمامی مشتریان و امکانات در تهران تجمیع شده و مرکز تجمیع صنفهای اقتصادی کشور است. هنرمندان شهرستان دور افتاده با نبود تقاضا روبهرو هستند و به تهران نیز دسترسی ندارند و نمیتوانند به خوبی محصولات خود را به مشتریان معرفی و عرضه کنند.
به طور کلی بازاریابی، تبلیغات و نشانسازی نقش بسیار موثری در رونق بازارهای جهانی دارند اما صنایعدستی حرفهای است که در آن محصولات به طور سنتی تولید میشوند و به همین دلیل بازاریابی که دانشی نوین است در آن راه نیافته است.