محمد فاضلی/ جامعه شناس
من پیشتر نیز نوشتهام که در دوران «همگرایی مشکلات» به سر میبریم، یعنی زمانی که مشکلات مالی دولت، بانکی مردم، محیطزیست، صندوقهای بازنشستگی، آسیبهای اجتماعی و شماری دیگر از اینگونه مسائل با هم بروز کردهاند. مشکلات جامعه زیادند و در این میان رخدادهای ناخوشایند نیز زیادند. رخدادهای ناخوشایند از لغو عضویت سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد گرفته تا پروندههای فساد که هر روز آشکار میشوند، ریزگردها که نفس شهرها را تنگ میکنند، انتصاباتی که به مذاق رأیدهندگان به دولت خوش نمیآیند تا سیاست خارجی تهاجمی و غیرعقلانی دونالد ترامپ علیه ایران، همگی پیامهای ناخرسندکننده ارسال میکنند. مردم اما از دامنه توقعاتشان کاستهاند، انتظار معجزه ندارند و لازم نیست کسی برای آنها توضیح بدهد که کشتی اقتصاد را نمیتوان در ۴،۳ سال به جایگاه امنی رساند و آرزوی بهبودهای زیاد در سیاست خارجی نیز پس از تنشآمیز شدن مسیر برجام، متعادل شده است. انرژی اجتماعی زیادی که مردم وارد صحنه انتخابات کردند بهواسطه همه این عوامل در مسیر فرسایش قرار گرفته و برخی مخالفان دولت نیز از آنچه پیش میآید خرسندند؛ بیتوجه به اینکه فرسودن سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم فقط دامن دولت را نمیگیرد، بلکه بسیار فراگیرتر است. پرسش مهم در چنین شرایطی میتواند این باشد: «حال که امید به هیچ بهبود معجزهآسایی نیست، چه چیز میتواند مردم را امیدوار کند؟» پاسخ این پرسش اهمیتی سرنوشتساز دارد. من معتقدم بیشتر مردم انتظار ندارند بهبودهای معجزهآسایی رخ دهد زیرا عمق مشکلات را دریافتهاند، اما برای امیدواری منتظر نشانهاند. مردم منتظر چه نشانههایی هستند؟ تصور میکنم مردم حتی منتظر نشانههای بزرگ و سرنوشتساز نیز نیستند زیرا به تجربه دریافتهاند و شرایط را بهگونهای میدانند که هیچ نشانهای از بهبود بزرگ در راه نیست. مردم منتظر نشانههایی هستند که من آنها را «موفقیتهای کوچک» مینامم. موفقیت کوچک چیست؟ معنای این عبارت را میتوان با مثال توضیح داد. ریشهکن کردن فساد در ایران، هدف مردم است و اگر روزی مردم به این باور برسند که فساد تا حد زیادی ناممکن شده، موفقیتی بزرگ و بهبودی معجزهآسا رخ داده است؛ مردم به چنین چیزی امید ندارند اما موفقیت در پایان دادن به یک پرونده فساد با شفافیت و بدون آنکه ابهامی در جامعه باقی بماند، موفقیتی کوچک است. یک پرونده در مقابل چند هزار پرونده، به لحاظ عددی کوچک است اما به مردم نشان میدهد حداقل ظرفیتهایی در نظام برای بهبود وجود دارد. مردم از تبعیض در بکارگیری نیروی انسانی و ناشایستهسالاری خسته شدهاند اما برگزاری یک آزمون استخدامی استاندارد و بهکار گرفتن قبولیهای آن بدون حرف و حدیث، ظرفیت نظام برای انجام یک کار درست را نشان میدهد. مردم ناامیدانه نظام اداری فعلی را غیرپاسخگو میدانند، اما پاسخگو شدن شهرداری تهران در مقابل هزینههای ابهامآمیز شهرداری در دوره پیش و شفاف کردن آنها، نشانهای برای مردم است که هنوز امیدوار باشند. همین گونه است انتصاب زنان و افرادی از اقوام و مذاهب براساس اصل شایستهسالاری در سمتهای ارشد مدیریتی کشور که به اصحاب اقوام و مذاهب کشور پیام میدهد که میتوان به بهبود تصمیمها و روشها امیدوار بود. من فکر میکنم مردم منتظرند نشانههای کوچک اصلاح و بهبود را ببینند و تداوم آنها را مشاهده کنند. مردم به تجربه و درکشان از وضعیت دریافتهاند که نباید خبر بهبودهای بزرگ را - حتی اگر واقعی باشد - باور کنند و نباید شعار تحقق وعدههای بزرگ را واقعی بدانند؛ این مصیبت شرایط نبود اعتماد است که در آن هیچ چیز باورکردنی به نظر نمیرسد. مردم اما آمادگی دارند نشانههای مثبت را خوب تفسیر کنند، حتی اگر موفقیتهای کوچک باشند. مردم پی بهانه میگردند تا ناامید نشوند. این را قدر بدانیم. جستوجوی موفقیتهای کوچک و امیدبخش میتواند دستورکاری برای شمار زیادی از مدیران باشد؛بهویژه اگر «موفقیتهای کوچک دومینویی» در دستور کار قرار گیرند؛ موفقیتهایی که کوچکاند، اما تاثیراتی باقی میگذارند که به مرور زمان دامنه آنها گسترش مییابند و بهبودهای بیشتری برمیانگیزند. موفقیتهای کوچک را جدی بگیریم و آنها را به مدیران پیشنهاد کنیم.