محمدجعفر محمدزاده/ روزنامهنگار
پیادهروی زائران اربعین، رویدادی معنوی با صحنههایی بدیع، زیبا و شگفتانگیز است که روایت آن قابلیت تبدیل به سفرنامههای ادبی و حتی داستان کوتاه یا بلند را دارد. با این حال به نظر میرسد تاکنون تدارک سازمان یافتهای برای پیدایش آثاری ادبی و ماندگار بر محور این رویداد دیده نشده یا کمتر دیده شده است؛ هر چند در حوزه موسیقی و مستندات تلویزیونی و سینمایی، تولیداتی در این زمینه به ظهور رسیده است. گذشته از مناسبت اربعین، سفرنامهنویسی به عنوان گونهای ادبی که از زمان ناصر خسرو و پیش از آن در سنت ادبی ما ریشه دارد، کمتر مورد توجه است؛ به طوری که در سالهای اخیر تولیدات چندانی را در این حوزه شاهد نبودهایم؛ حال آنکه میشود سازمانهای متولی با اعزام نویسندگان به سفرهای مذهبی، سیاسی و حتی اعزام آنان به مناطق بحرانی و جنگی یا حتی مورد توجه گردشگران یا سرزمینهای بکر و ناشناخته، از گردآوری مشاهدات عینی آنان و انتشار در قالب سفرنامه حمایت کنند. آنچه مسلم است این اقدام در گام نخست به احیا و گسترش یک گونه فراموش شده ادبی، یعنی سفرنامه نویسی، کمک میکندودر مرحله دوم بر تحربهها و مشاهدات داستاننویسان کشور و در نتیجه غنای ادبیات داستانی معاصر ایران میافزاید. در مرحله بعد یکی از علائق و نیازهای اهل قلم را که گردشگری ادبی است بر میآورد. شاید همکاری مشترک برخی سازمانهای فرهنگی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری وحوزه هنری و... بتواند راهگشای بخشی از معضلات و کاستیهای ملی در این زمینه باشد؛ هرچند اعزام نویسنده شاخص در هر سال به حداقل ۱۰ نقطه مهم و پرجذبه از جمله پیادهروی اربعین یا مناطق بحرانی مانند سوریه، یمن، عراق وسایر مناطق مورد توجه در جهان، در مقایسه با سایر هزینههای فرهنگی به اعتبار چندانی نیاز ندارد.