فیروزه عسگری / کارشناس ارشد ارتباطات
«هر حرف یا استدلالی را ساده نپذیرید شاید خلاف این حرف هم درست باشد» با هجمهای از شبکههای اجتماعی در سیطره اطلاعات دنیای امروزی هر اتفاقی که در واقعیت رخ دهد با سرعت بیشتری در دنیای مجازی منتشر میشود. وجود تفکر انتقادی یک فرآیند مستمر و مداوم است که بهطور ماهرانه به تجزیه و تحلیل و ارزیابی یک موضوع میپردازد. از این رو نمیتوانیم هر حرفی یا استدلالی را بهراحتی بپذیریم. تفکر انتقادی موجی برای یک لحظه خاص در یک زمان خاص نیست، بلکه لازمه مهارتهایی است که بتوان دیدگاه و نظرهای دیگران را به بحث و گفتوگو گذاشت و سپس از لابهلای این بحثها به یک جمع بندی و ارزیابی نهایی دست یافت. در تفکر انتقادی سهم آموزش و یادگیری درزمینه نپذیرفتن استدلالهای موافق یا مخالف، محور اصلی بحث است. با آموزش سواد رسانهای در بین تمامی کاربران در تمام مقاطع مختلف هر فرد میتواند استدلال خود را بیان کند و این قدرت زمانی شکل میگیرد که کاربران خود درصدد تقویت تفکر انتقادی با تمرین و ممارست برآیند و زمانی دستیابی به نقد مسائل اتفاق میافتد که کاربر بتواند در تمام جنبههای موضوع مورد بحث استدلالهای متفاوتی از خود بروز دهد. شاهکلید تفکر انتقادی، سواد رسانهای است. با پرورش تفکر انتقادی هر کاربر میآموزد که چگونه بر خود نظارت و کنترل بیشتری داشته باشد زیرا این تفکر انسان را وادار میکند که هر چیزی را به آسانی نپذیرد و از کنار هر چیزی به آسانی عبور نکند و برای هر موضوعی به دنبال استدلالهای متفاوتی باشد؛ از این رو استدلال چند بعدی فدای سرعت نمیشود و هر سرعتی در کنار دقت و عمیق نگاه کردن به مسائل دنیای امروز است که اهمیت مییابد. امروز رسانههای اجتماعی خیلی آرام و بیصدا به جان و ذهن مخاطب چنان رسوخ یافتهاند که دیگر کاربر رسانههای اجتماعی تنها به نشر مطالب نمیاندیشد. زمانی نشر بیرویه مطالب دغدغه کاربران شده بود و هر پیامی بدون توجه به محتوای آن بدون تامل دست بهدست میچرخید. رفتهرفته کاربران متوجه شدند که در فضای مجازی داغ بودن نشر مطالب چندان اهمیتی ندارد و درصدد برآمدند که بیشتر روی محتوا تامل کرده و از درستی یا نادرستی موضوع آگاهی بیشتری یافته و سپس آن را منتشر کنند. سواد رسانهای به کمک این مهم آمد و هر کاربر بهعنوان پیامرسان ارتباط اجتماعی دریافت که از طریق پرورش تفکر انتقادی خود تنها یک ناشر پیام نباشد زیرا محتوا در فضای مجازی باید باعث رشد هنجارهای اجتماعی شود که در نهایت به رشد اجتماعی جامعه در سطوح مختلف کمک کند. با بالا رفتن رشد اجتماعی هم توانایی و کسب مهارت ارتباط روابط اجتماعی شکل میگیرد و فرد میتواند روابط خود را با جامعه هماهنگ و سازگارتر کند. زمانی تولید محتوا میتواند در خدمت رشد جوامع باشد که کاربران در مسیر آموزش صحیح هدایت شوند و به درجه توانمندی لازم برای گزینش آگاهانه مطالب دریافتی برسند تا از این طریق رفتارهای مصرف گرایانه مدیریت شود. رسانه و هر نهاد مسئول که ماهیت آموزشی و فرهنگی دارد نخستین متولیان اصلی سواد رسانهای در جامعه هستند. سواد رسانهای مختص یک قشر خاص یا گروه نیست، بلکه هر کسی که از رسانه استفاده میکند باید به آموزشهای مبتنی بر تقویت سواد رسانهای نیز دسترسی داشته باشد. آموزش سواد رسانهای باید بهطور مستمر و پیگیر از سوی مسئولان رسانهای در تمام سطوح جامعه امکانپذیر باشد و محدودیتی هم برای کاربران ندارد. از طرفی نیز هر کاربر که خود را در معرض سواد رسانهای میداند باید همت مداوم داشته باشد و مدام اطلاعات و علم و دانش خود را بروزرسانی کرده و در معرض استدلال قرار دهد. تنها اطلاعات داشتن درباره مسائل روز نشاندهنده سواد رسانهای نیست، بلکه سواد رسانهای مهارت استفاده از دانشی است که کاربر برآن موضوع اشراف و علم کامل داشته و به تجزیه و تحلیل مسائل بپردازد به درک استدلال منطقی رسیده باشد و نسبت به انتقال به مخاطب به درک لازم رسیده باشد. در دنیای واقعی به هر فرد ارزشهایی چون عدالت، انصاف، صداقت، شرافت، مسئولیتپذیری و مدیریت زمان آموزش داده شده که در مقابل نیز این عبارات باید در دنیای مجازی در کاربر نهادینه شود تا بتوان با رعایت انصاف اجتماعی نسبت به موضوعات با پذیرش مسئولیتهای فردی و اجتماعی از تمام زوایا به موضوعات استدلال منطقی داشت.