عباس اقلامی اصل / کارشناس سواد رسانهای
قدرت فضای مجازی یا نامحدودیت ذاتی آن نه فقط کاربران عادی، بلکه قدرتهای سیاسی را هم تحت تاثیر قرار داده و آنان را به سوی این فضا کشانده است. به طوری که ما امروزه شاهد فعالیت بسیاری از سیاستمردان در فضای مجازی هستیم.
در این میان برای شناخت هرچه بیشتر فضای مجازی و قدرت آن میتوان از نظریههای ارتباط جمعی کمک گرفت. به عنوان نمونه یورگن هابرماس در نظریههای خود در دهههای پیش از مبحثی به نام فضای عمومی سخن به میان آورده است.
وی در نظریه خود از این فضا به عنوان محیطی یاد کرده که در آن رسانهها حضور دارند و در نقش واسط میان مردم و حاکمیت ظاهر شده و باعث ایجاد تعامل میان آنان میشوند. برای بررسی فضای مجازی که امروزه شاهد آن هستیم این نظریه را میتوان به شبکههای اجتماعی که با ظهور اینترنت پا به عرصه حیات گذاشتند نیز تعمیم داد. درحالحاضر ما شاهد یک فضای عمومی جدید هستیم که در آن فضای مجازی همان نقش رسانههای فضای عمومی دهههای قبل را ایفا میکند و صدای مردم را به گوش حاکمیت میرساند. از سوی دیگر وقتی صحبت از اثرگذاری این فضا به میان میآید، میتوان نگاهی به تغییرات ناشی از این محیط بر حوزه جامعه و فرهنگ انداخت. حالا دیگر تعریف یک کشور یا ملیت به چارچوبهایی مانند مرزهای جغرافیایی، مرزهای قبیلهای، فرهنگی و قومی محدود نمیشود و همهچیز فراتر از مرز حرکت میکند.
به عبارت دیگر ما با جامعهای روبهرو هستیم که با کمک فضای مجازی به تعامل و تبادل فرهنگی میپردازد. به طور کلی میتوان گفت به واسطه رشد فضای مجازی امروزه شاهد ایجاد یک فضای بینافرهنگی هستیم؛ فضایی که در آن جوامع چند فرهنگی پدید آمده و در آن کاربران با افکار، ملیت و فرهنگهای مختلف در کنار یکدیگر حضور دارند. آنان در این فضا با هویتهای مشخص وارد شده و با اثرگذاری بر یکدیگر باعث ایجاد هویتهای جدید میشوند. هویتهایی که در نهایت باعث ایجاد نظام اجتماعی جدید و فرهنگهای تازه خواهد شد.