حمیدرضا یعقوبی آوینی/ کارشناس ارشد کسبوکار
فرآیند بازاریابی با نگاه به ذهن مشتریان شروع میشود و در این ذهن است که مشخص میشود برندتان چقدر زنده میماند. برای حفظ موفقیت در برندینگ باید نیازها و خواستههای مشتریان را با مقتضیات زمان به خوبی شناسایی و استراتژی برند را متناسب با آن برنامهریزی کنید. از این رو ویژگیهای کلی یک برند موفق در بازار شامل موارد زیر است: شناخت مصرفکنندگان یک برند خوب از بازار هدف شناخت کافی دارد و برای حفظ و نگهداری مشتریان دائمی و همیشگی و برطرف کردن نیازهای آنها در تولید یک محصول خوب همواره در تلاش است. شرکتهای جهانی در تولید محصولات خانگی و موبایل و... نمونهای مثالزدنی در شناخت بازار مصرفی خود هستند. منحصر به فرد بودن (بیهمتایی) یک برند یعنی ایجاد یک نام تجاری منحصر به فرد و متفاوت از دیگر برندها. برای منحصر به فرد بودن باید خدماتی را ارائه دهید که در عین جذابیت برای مصرفکننده دارای یک ویژگی متفاوت، متمایز و جدید باشد. استارآپهای موفق به این ویژگی توجه ویژهای دارند. انگیزه و اشتیاق داشتن انگیزه و اشتیاق کافی از صاحبان تا کارکنان یک تجارت برای گسترش و پیشرفت برند الزامی است. چراکه اشتیاق و عشق وافر به شرکتها کمک میکند که در برابر مشکلات و شداید مقاومت کنند. ثبات در کیفیت وقتی مشتریان برای تکرار خرید به محصولات و خدمات یک شرکت مراجعه میکنند، انتظار دارند همان سطح کیفیت رضایتمندی را که نخستینبار تجربه کردند، دوباره دریافت کنند. پس پایداری در کیفیت محصولات و خدمات، نکته اصلی در وفاداری مشتریان دائمی و افزایش تبلیغات دهان به دهان خواهد شد. رستورانها و کیفیت غذاها و خدمتشان بهترین مثال از این دست است. ایجاد فضای رقابتی یک برند خوب باید دارای یک تیم کاری فعال در حوزه بازاریابی و برندینگ باشد که ویژگی اصلی این سیستم ایجاد و بهبود خدمات یک برند نسبت به دیگر برندها در فضای شدید رقابتی است. یک برند خوب همواره به دنبال مشتریان رفته و از راههای مختلفی که در بازاریابی وجود دارد، برای جذب مشتری تلاش میکند. معرفی و شناخته شدن بخش بزرگ دیگری که به عنوان یک ویژگی برندهای موفق و متمایز شناخته شده است، توانایی دسترسی به مصرفکنندگان از طریق چند کانال اطلاعرسانی و ارتباطگیری با آنها است. شناخته شدن یک برند زمانی است که یک نام تجاری از راههای مختلفی برای شناساندن خود به مشتریان استفاده میکند. از این رو برندهای جدید باید در برابر برندهای بزرگ شناخته شده، از تبلیغات خلاقانه و نوآوری در روشهای ارتباطی با مشتریان استفاده کنند. مدیریت صحیح در پس هر برند موفقی یک مدیریت صحیح وجود دارد. مدیریت خوب باید با ایجاد یک تیم کاری موفق به اهداف سازمانی مورد نظر خود رسیده و در راه کسب موفقیت قدم بردارد. چراکه حاکمیت تفکر بازارگرا به جای تفکر تولیدگرا، همنوایی با تغییرات و توجه به ذائقه مصرفکننده، تعهد به استمرار در مقوله نوآوری و نگرش سرمایهای به موضوع برند به جای نگرش هزینهای از اهم عوامل موثر مدیریت درونبنگاهی هستند و نقش دولتها و فرهنگها نیز بهعنوان مهمترین عوامل موثر مدیریت برونبنگاهی است. از سویی دیگر، بازسازی و بهبود برندینگ، مرحلهای حساس و مهم در تاریخ هر تجارتی خواهد بود و کوچکترین اشتباه ممکن است موجب از دست رفتن مشتریان کنونی شود، اما در نقطه مقابل، برندینگ حرفهای و مشاوره با متخصصان امر میتواند تجارت را متحول کرده و مشتریان را تا چندین برابر افزایش دهد. پس تبدیل شدن یک محصول به برند همه ماجرا نیست؛ برند ماندن در طول سالهای متمادی در بازار از طریق توانایی ارضای نیازهای مشتریان و حفظ قدرت رقابت با رقبا؛ بخش اصلی شالوده برند بودن یک محصول را به صورت منحصر به فرد نشان میدهد.