۱۲ سال پیش، شبکه اجتماعی ایرانی به نام «کلوب» در ایران شروع به کار کرد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه «گسترش تجارت» نوشت: شبکهای که از محبوبترین شبکه اجتماعی آن زمان، یعنی «اورکات» الگوبرداری شده بود، به سرعت توانست به عنوان نخستین شبکه اجتماعی ایرانی با محتوای بومی در میان ایرانیان به شهرت و محبوبیت دست یابد، اما از آنجایی که همیشه نخستینها با دردسرها و چالشهای زیادی دست به گریبان هستند، «کلوب» هم از این قاعده مستثنا نبود و در سایه ناشناخته بودن مفهوم شبکههای اجتماعی در میان مسئولان و بخش زیادی از جامعه، با محدودیتها و فیلترهای مکرر دست و پنجه نرم کرد. هرچند که با آغاز به کار دولت یازدهم، زاویه نگاهها به محتوای بومی و شبکههای اجتماعی تا حدودی تغییر کرد، اما انتشار خبر بسته شدن «کلوب» تا پایان پاییز نشان میدهد، مانعها و محدودیتها همچنان به قوت خود باقی مانده است.
شبکههای اجتماعی در طول یک دهه گذشته با تغییرات سریع و چشمگیری روبهرو شدهاند. در میان همه این تغییرات، کاربر ایرانی همیشه پای ثابت شبکههای اجتماعی مجازی بوده و هست. ردپای این حضور را از شبکههای اجتماعی «اورکات» تا «یاهو ۳۶۰» و از «فیسبوک» تا «توییتر» و «اینستاگرام» میتوان دنبال کرد؛ راهی که امروزه به مدد ظهور و فراگیر شدن شبکههای ارتباطی موبایلی حالا به «تلگرام» ختم شده است. در میان همه این شبکههای اجتماعی، «کلوب» را میتوان مهمترین و محبوبترین شبکه اجتماعی بومی دانست. شبکهای که امید به تولید و توسعه شبکههای بومی بیشتر را در دل فعالان این حوزه به وجود آورد. «کلوب» در دهه ۸۰ یکی از ۳ سرویس پرترافیک و پرمخاطب ایرانی بود، اما به جای آنکه به عنوان یک شبکه اجتماعی مورد حمایت قرار بگیرد، مدام با فیلتر زیرشاخهها و صفحات تخصصی خود روبهرو شد. همزمانی فیلتر مکرر این شبکه و نیاز به استفاده از فیلترشکن برای دسترسی به محتوای آن، در کنار افزایش تب فیسبوک به عنوان یک شبکه اجتماعی جهانی پرمخاطب باعث شد تا «کلوب» به مرور از رونق بیفتد و جای خود را به رقبا واگذار کند.
بسته شدن درها به روی ۳ میلیون کاربر
با این حال براساس آخرین آمار ارائهشده از سوی مسئولان این شبکه اجتماعی، «کلوب» امروز بیش از ۳ میلیون کاربر دارد. علاوه بر این در هفته حدود ۱۳۰ هزار ورود مستقل به وبگاه و در ماه حدود ۷۰۰ هزار ساعت گردش داخلی در وبگاه انجام میشود. این وبسایت در طول فعالیت خود توانست رقبای ایرانی خود مانند «هممیهن» و «فیسنما» را شکست دهد و با وجود گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی و پیامرسان خارجی کماکان به فعالیت خود ادامه دهد. شهرت و محبوبیت «کلوب» تا جایی پیش رفته بود که بسیاری از چهرههای سیاسی مشهور و شرکتهای برتر در «کلوب» صفحه رسمی داشتند و پویشهای تبلیغاتی در آن بنا میکردند. با این حال چندی پیش مسئولان «کلوب» خبر از بسته شدن این شبکه اجتماعی دادند. محمدجواد شکوری مقدم، مدیر سایت «کلوب» در یادداشتی به مناسبت پایان راه ۱۲ ساله «کلوب»، مینویسد: «نگهداری سایت «کلوب دات کام» با شرایط فعلی، محدودیتها و نبود تمایل به توسعه آن بیش از این صلاح نیست و شرکت صبا ایده تصمیم به خاموشی این سرویس در انتهای پاییز دارد.
از کاربران عزیز و قدیمی این سرویس دردمندانه پوزش میطلبیم و تقاضا داریم در این فرصت یکیدو ماهه اگر محتوای خاصی برای کپیبرداری یا ذخیره نسخه پشتیبان در نظر دارند، از فرصت استفاده کنند.» خبر بسته شدن «کلوب»، به عنوان نخستین شبکه اجتماعی ایرانی با محتوای بومی میتواند تلنگری برای مسئولان باشد؛ تلنگری که آنان را در میانه راه وادار به ایستادن و واکاوی راه رفته میکند، تا ببینند در میان شعارهای حمایت و رونق شبکههای اجتماعی، چرا نخستین شبکه اجتماعی بومی رو به خاموشی میرود؟
به فال نیک بگیریم
محمد لسانی، کارشناس فضای مجازی در گفتوگو با «گسترشتجارت» به بررسی شبکههای اجتماعی بومی پرداخته و اظهار میکند: در دنیای فناوری، تغییرات براساس روز و ساعت است.
در این میان شبکه اجتماعی «کلوب» از لحاظ زمانی، دورههای طلایی فعالیت خود را در سالهای پایانی دهه ۸۰ پشت سر گذاشت و پس از آن «فیسنما» به عنوان شبکه اجتماعی ایرانی توانست به مدت ۳ سال عنوان شبکه اجتماعی برتر ایران را به خود اختصاص دهد. وی در ادامه سخنان خود به رقبای خارجی هم اشارهای دارد و میافزاید: در این میان فیسبوک و در سال ۹۵ اینستاگرام به عنوان شبکههای اجتماعی پرمخاطب خارجی ظاهر شدند و توانستند گوی سبقت را از شبکههای اجتماعی داخلی بربایند.
البته در دنیای فناوری، از میان رفتن شبکههای اجتماعی داخلی امری چندان بیگانه نیست. نمونه مرگ سرویسهای فناوری را میتوان در سرویس «گوگل باز»، «ایمیل یاهو» یا «گوگل ریدر» مشاهده کرد که با وجود مخاطبان زیاد بسته شدند. لسانی در بخش دیگری از سخنان خود به بسته شدن «کلوب» اشاره میکند و میگوید: بسته شدن «کلوب» را باید به فال نیک گرفت، چراکه شاید گاهی با کمی تغییر بتوان بهروز شد، اما در برخی از مواقع حجم تغییرات پاسخگو نیست و یا باید از کلیت ایده گذشت یا باید به سمت کسب و کاری دیگر رفت. به نظر میرسد شرکت مادر «کلوب» در حال حذف یک پروژه سربار و سرمایهگذاری بر پروژههای درآمدزای دیگر است، بهویژه آنکه برای نگهداری این شبکه اجتماعی از یارانههای دولتی استفاده میکردند، در غیر این صورت باید در اوایل دهه ۹۰ شکست خود را اعلام کرده و بسته میشد.
از تلگرام تا بیتوجهی دولتها
حسن میثمی، کارشناس فضای مجازی و مدرس سواد رسانهای درباره دلایل بسته شدن نخستین شبکه اجتماعی ایرانی به «گسترشتجارت» میگوید: ریشه بسته شدن «کلوب» را در دو علت میتوان بررسی کرد.
نخستین علت تغییرات محیطی و وابستگی به فناوری است. در این زمینه نگاهی به گستره فعالیتهای کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در طول سالهای گذشته شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، گوگلپلاس و حتی شبکههای ایرانی مانند هممیهن و فیسنما با استقبال کمتری روبهرو هستند.
وی در ادامه سخنان خود میگوید: از سوی دیگر کاربر ایرانی با وجود تلگرام که همه نیازهایش را برطرف میکرد، نیازی به شبکههای اجتماعی نداشت. همین موضوع زمینهساز بسته شدن «کلوب» شد. از سوی دیگر ما با حمایت نکردن دولتها روبهرو هستیم. این حمایت نکردن از دولت نهم تا به امروز مانند گذشته ادامه دارد و یکی از دلایل شکست «کلوب» را تشکیل داده است. هرچند در دولت یازدهم، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان کاربر به این شبکه اجتماعی پیوست، اما این حضور هم نتوانست به «کلوب» جان دوباره دهد. میثمی همچنین به دلایل داخلی شکست «کلوب» اشاره میکند و میافزاید: در کنار این دلایل که عوامل بیرونی شکست «کلوب» را تشکیل دادند، این نکته که مدیر این شبکه اجتماعی هیچوقت به تغییر فضای این شبکه تن نداد، تمرکز این شبکه بر اخبار زرد و سرگرمی و تغییر نکردن سیاستهای آن به سوی مباحث جدی باعث دلسردی کاربران از این شبکه اجتماعی شد. حتی فراتر از آن به نظر میرسید مدیران «کلوب» هم از آن دل کندهاند. علاوه بر این به نظر میرسد این سایت از درآمدزایی و صرفه اقتصادی برای شرکت مادر خارج شده و به همین دلیل هم رو به خاموشی رفته است.
سخن پایانی
پایان پاییز امسال، پایان راه ۱۲ ساله نخستین شبکه اجتماعی بومی به شمار میآید؛ شبکهای که با مرگ خود، زنگ خطر را برای سایر استارتآپهای آنلاین به صدا درمیآورد. تجربه «کلوب» در ایران نشان داد که در مسیر استارتآپهای بومی، علاوه بر رقبای قدرتمند خارجی، موانع داخلی نیز به صف ایستادهاند.
۳ مرحله فیلترینگ «کلوب» میتواند گواهی بر این ادعا باشد و نشان میدهد با وجود آنکه دولت تمایل زیادی به حمایت از شبکههای اجتماعی بومی و افزایش تولید محتوا دارد، اما در عمل موانع به قدری زیاد است که این شعار به تحقق نمیپیوندد. باید این موضوع را نیز در نظر داشت که آسیبهای بسته شدن شبکههای اجتماعی بومی علاوه بر بحث تولید محتوا، اشتغالزایی را هم نشانه گرفته است. بیکار شدن افرادی که به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق این شبکههای اجتماعی مشغول فعالیت شدهاند، از مسئولان طراحی و نگهداری سایت، تا سرویس عکس و تولیدکنندگان محتوا میتواند موجب ورود موجی از افراد تازه بیکار شده به جامعه و کاهش رفاه عمومی در سطح جامعه شود؛ امری که با آرمانها و ایدهآلهای دولت به طور کامل در تناقض است. البته در این میان تصمیمهای داخلی و سیاستهای مدیران در رونق این فضا را هم باید جدی گرفت و در تولید و توسعه شبکههای اجتماعی داخلی مد نظر قرار داد.