عباس اقلامی اصل / کارشناس سواد رسانهای
در بحث فضای مجازی باید گفت آنچه ما امروز به نام فضای مجازی میشناسیم، در واقع یک فضای واقعی نسبی است، چراکه دو عنصر انسان و محیط را که تشکیلدهنده واقعیت هستند، در خود جای داده است.
باید این نکته را در نظر داشت که به طور کلی واقعیت از ۳ عنصر انسان، محیط و ماده تشکیل شده و از آنجایی که فضای مجازی دو عنصر از ۳ عنصر را در خود جای داده به طور طبیعی باید آن را به طور نسبی فضایی واقعی دانست. در این میان آنچه به این فضا رنگ و بوی مجازی میدهد، فناوری است که با ورود خود در این فضا شکلدهنده تشخیص و بیان انسانها در این فضا شده و زمینهساز نوعی نظم فناوریک میشود. با این حال یکی از ویژگیهای مهم فضای مجازی بیزمانی و بیمکانی این فضا است.
براساس این ویژگی تفاوتی ندارد کاربر فعال در شبکههای اجتماعی در کجای دنیا و در چه ساعتی از شبانهروز قرار دارد. از سوی دیگر زمان و مکان کاربرانی که نسبت به محتوای تولیدی از سوی سایر کاربران واکنش نشان میدهند نیز اهمیت چندانی ندارد. فضای مجازی هم ویژگی زمان و هم ویژگی مکان را از بین برده و دیگر آنچه به عنوان هویت ملی یا فراملی تا پیش از مطرح شدن فضای مجازی مطرح بود، اهمیت چندانی ندارد. ما در این شرایط با انسان دارای هویت متفاوتی روبهرو هستیم که قدرت خودبیانگری و خودآگاهی دارد و به لطف این ویژگیها از قدرت انتخاب بالایی در فضای مجازی بهرهمند است.
به این ترتیب کاربر محدودیتهای فضای واقعی را شکسته و وارد فضایی با محدودیت کمتر شده است. قدرت فضای مجازی و نامحدودیت ذاتی آن، توانسته چهرههای سیاسی را هم تحت تاثیر قرار دهد، به طوری که میبینیم چهرههای سیاسی یا پیرو این فضا میشوند یا به عنوان یک عامل ایجادکننده تغییر یا فضا وارد این حوزه میشوند و به عنصری فعال تبدیل میشوند. به این ترتیب به دور از محدودیتهایی که در فضای واقعی قابل اعمال بود، با آزادی مجازی و افرادی روبهرو میشویم که با وجود برخورداری از هویت، به آسانی قابل دسترسی نیستند و به اظهار نظر میپردازند.
در این میان استفاده از نظریههای ارتباط جمعی میتواند به شناخت بیشتر فضای مجازی، رفتار کاربران و آنچه براساس ویژگیهای این فضا ایجاد شده کمک کند.