در اقتصاد چیزی به عنوان سرمایه شناخته میشود که در فرآیند تولید نقش داشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: از این جهت انسان را هم به عنوان سرمایه درنظر میگیریم و اینطور استدلال میکنیم که به روشهای مختلف روی آن سرمایهگذاری کنیم تا بتوانیم کارآیی اقتصاد را افزایش دهیم. در این روند سرمایه انسانی مجموعه دانش، مهارت، استعداد و تحصیلات است که ما در طول سالها کسب کردهایم. این سرمایه شامل شایستگیها، ویژگیهای اجتماعی و شخصیتی، خلاقیت، توانمندی برای انجام کاری به منظور تولید ارزش اقتصادی است که سازمان میتواند برای پیشبرد اهداف خود از آن استفاده کند. چندیپیش، مهدی کرباسیان، وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اینکه محور اصلی اجلاس امسال بانک جهانی، بکارگیری بخش خصوصی در تامین مالی توسعه کشورها بود، گفت: در سال گذشته تاکید بر این بود که بخش خصوصی بتواند به صورت اهرمی در اجرای پروژهها با دولتها مشارکت داشته باشد اما امسال مطرح شد که خود این بخش در برنامههای توسعه شرکت کند. او با بیان اینکه ۶۰ درصد ثروت جهان در سرمایه انسانی است، ادامه داد: در اجلاس امسال بانک جهانی بر سرمایهگذاری بخش خصوصی در توسعه سرمایه و نیروی انسانی تاکید شده است. درباره اهمیت سرمایه انسانی در اقتصاد کشور و توجه بخش خصوصی به آن با کارشناسان گفتوگو کردهایم. دارایی نامشهود، کمک به رشد بخش خصوصی حسین ساسانی، کارشناس اقتصاد با اشاره به اهمیت سرمایه انسانی برای کشور به صمت گفت: موفقیت در بنگاهها و در سطح کلان اقتصاد کشور به سرمایه انسانی برمیگردد. اگر بخواهیم پیشرفت کنیم و فناوریهای جدید داشته باشیم نیازمندیم که افراد متخصص را به کار بگیریم و برای دستیابی به این مهم باید برای تربیت آنها تلاش کنیم. او شرط ورود به بازارهای جهانی را در اهمیت دادن به این سرمایه دانست و گفت: باید افراد قابلیتها و توانمندیهای لازم را داشته باشند تا بتوانیم در بازارها رسوخ کنیم. اگر بخواهیم به محصولات باکیفیت دست یابیم و در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم این را باید سرمایه انسانی بسازد و دراختیار بازار قرار دهد. به عبارتی، همه کارهایی که قرار است انجام شود در سطح بنگاه و کشور به این برمیگردد که ما چقدر افراد توانمند داریم. در اینجا به اهمیت بهرهوری میرسیم یعنی اینکه شما بتوانید از امکانات و منابعی که دراختیار دارید بیشترین بهره را ببرید. این کارشناس اقتصاد با بیان اینکه این دارایی مشهود میتواند در ارزش افزوده اقتصادی موثر واقع شود، ادامه داد: سرمایه انسانی از جمله داراییهای نامشهود است که در کنار سرمایه اطلاعاتی و اجتماعی قرار میگیرد. پژوهشهایی که در دنیا شده نشان میدهد که ۸۵ درصد بازه اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی با این دارایی تامین میشود درحالی که این مسئله در گذشته چندان مهم نبوده است. در گذشته تاثیر داراییهای مشهود خیلی زیاد بود اما بهتدریج از دهه ۸۰ که رقابت بیشتر شد، مشتریان حق انتخاب بیشتری پیدا کردند و داراییهای نامشهود مهم شدند. ساسانی درباره سیاستهای بخش خصوصی نسبت به این مهم گفت: در کشور ما مدیران و مالکان بخش خصوصی به جای اینکه تمرکزشان روی دارایی نامشهود باشد بیشتر تمرکزشان روی دارایی مشهود است. آنها بیشتر به این فکر میکنند که چگونه ساختمان بسازند یا از چه راههایی میتوانند از بانک وام بگیرند در حالی که باید بدانند آنچه باعث شد ارزش افزوده اقتصادی به وجوداید دارایی نامشهود است که یکی از آنها نیروی انسانی است. متاسفانه در کشور ما در بخش خصوصی به دلیل ناآگاهی از مدیریت منابع انسانی ناتوانند و به این مهم توجه نمیکنند که اداره و مدیریت موجود زنده بسیار پیچیده و مهم است. او ادامه داد: بخش خصوصی باید به این اهمیت دهد که سرمایه انسانی خود را با مهارتها و تخصصهای روز دنیا آشنا کند. ما به مهارتهایی نیاز داریم که نمیشود آنها را در دانشگاه یاد گرفت. رشد سرمایه انسانی با افزایش تجربه مهدی تقوی، کارشناس اقتصاد نیز در گفتوگو با صمت عنوان کرد: نیروی کار، سرمایه انسانی است و اهمیت دادن به این سرمایه دید اقتصادی جامعی از انسان فعال در اقتصاد به ما میدهد. در این بین ما اگر افراد توانمند داشته باشیم اینها میتوانند با قابلیتهای خود از منابع و داراییهایی که دراختیار بنگاهها و کشورها است به نحو شایسته استفاده کنند. این کارشناس اقتصاد به اهمیت باتجربه بودن افراد اشاره کرد و گفت: هر چه تجربه افراد بیشتر باشد سرمایه انسانی هم در اقتصاد پررنگتر میشود. به طور مثال، فردی که ۲۰ سال سابقه کار داشته باشد با کسی که تازه وارد کار شده است، تفاوت کامل دارد و معلوم است که کارشان هم با یکدیگر فرق میکند. همین مثال را در دانشگاه میتوان زد یعنی استادی که ۳۰ سال تدریس میکند با کسی که تازه تدریس را آغاز کرده متفاوت است. او با اشاره به بحث تاریخی اظهار کرد: در قرن ۱۶ تمام بحثها این بود که ثروت، رفاه و سعادت به تامین سرمایه اقتصادی وابسته است. باور بر این بود که نیروی کار به شرطی ثروت میآفریند که پشت سر آن سرمایه اقتصادی وجود داشته باشد اما با مرور زمان این مفهوم تغییر کرد و در کنار سرمایه اقتصادی از سرمایه انسانی هم سخن گفته شد. در نیمه نخست قرن ۲۰ بحثی به نام سرمایه انسانی پیش آمد، به این معنی که سرمایه انسانی همان نیروی کار است به آن شرط که دانش آکادمیک، تخصص و تجربه داشته باشد. بنابراین تنها داشتن نیروی کار کافی نبود و مطرح شد به سرمایه انسانی نیازمندیم که دانش و تبهر داشته باشد. اینکه در قرن ۲۰ این همه کارخانه شکل گرفت و این همه دانشگاه ساخته شد به این دلیل بود که این هدف تامین شود. تقوی تاکید کرد: اگر ما بتوانیم منابع انسانی خوبی تربیت کنیم به این معنی است که بهرهوری منابع انسانی بالا میرود و باعث میشود که در بقیه منابع هم موفق شویم. متاسفانه در کشور ما بخش خصوصی به این مهم توجه چندانی ندارد اما نکته این است که ما چگونه توانمندیها و قابلیتهای نیروی انسانی را بالا ببریم تا از تخصص خود استفاده کنند. در این بین رشد کارآفرینی، توسعه اطلاعات، شناسایی بازارها و آیندهنگری از جمله قابلیتهای توانمندساز نیروی انسانی است که در کنار افزایش دانش مهم است.