وقتی صحبت از آینده صنعت خودرو میشود به طور معمول تصویری از تاثیر انقلاب چهارم صنعتی بر صنعت خودروسازی درنظر میآید. تصویری که در آن خودروهای برقی، خودروهای متصل و خودروهای خودران نقش مهمی را ایفا میکنند.
به این تصویر شیک میتوان تغییرات در فضای کسبوکار حوزههای مرتبط با حملونقل را نیز افزود؛ تغییراتی مانند حملونقل اشتراکی (car sharing) که با اهرمهای فناوریکی که در آینده به خودروها اضافه خواهد شد، میتوانند بهشدت فراگیر شوند و مدلهای کسبوکار در حوزه خودرو را تغییر دهند طوری که دیگر خودروسازان، خودروها را به مشتریان معمولی نمیفروشند بلکه شرکتهای خدماتدهنده نوپا متکی به حوزههای نوین فناوری ارتباطات، در زمینه حملونقل اشتراکی مشتریان عمده خودروسازان خواهند بود گذشته از آن که ترکیب کنونی خودروسازان و تامینکنندگان بزرگ فعلی با نفوذ شرکتهای نوپا ولی قوی در عرصه فناوری ارتباطات به جمع آنها دستخوش تغییر خواهد شد.نکته دیگر آنکه با کاهش نرخ باتری، روند برقی شدن خودروها شتاب بیشتری خواهد گرفت، تمایل به افزایش میزان پیمایش بیشتر میل به سبکسازی را در مواد به کار رفته در خودروها افزایش خواهد داد. ازاینرو استفاده از بدنه با مواد مختلف (multi material) بکارگیری آلومینیوم فولادهای فوقمستحکم و فیبرکربن در خودرو شتاب بیشتری خواهدگرفت. افزودن امکانات رفاهی و ارتباطی بیشتر در خودرو، سبب پیچیدهتر شدن معماری الکتریکال خودرو خواهد شد و همه اینها بدان معناست که سطح متوسط نرخ خودرو در آینده بسیار بالاتر خواهد بود (پیشبینیها نشاندهنده افزایش حدود ۲۵۰۰ دلار برای نرخ مجموعه قطعات بهکار رفته در خودرو است).اما آیا این تصویری که از آینده صنعت خودرو ترسیم میشود گویای تمام آیندهای است که پیش رو است؟ درنظر بگیرید در زمان حکمرانی گوشیهای هوشمند در دنیا نوکیا محصولی ارزانقیمت را برای کشاورزان هندی طراحی کرد که نیازشان به گوشی بود که در مقابل نفوذ آب (به سبب کار در مزارع) زیاد باشد و شارژ آن برای مدت طولانی پاسخگو باشد، نوکیا مدل ۱۱۰۰ توانست با فروش ۲۵۰ میلیون گوشی در سراسر جهان به پرفروشترین گوشی دنیا تبدیل شود. این مثال و مثالهای مشابه میتواند گویای قسمتی مهم از بازار باشد که بسیاری از افراد از توجه به آن غافل میمانند. در بیشتر اقتصادهای دنیا مالکیت خودرو زمانی شتاب میگیرد که درآمد سرانه به محدوده ۱۰ تا ۲۰ هزار دلار وارد میشود.تا سال ۲۰۲۵ میلادی بسیاری از کشورهای درحال توسعه برای نخستینبار به این سطح از درآمد خواهند رسید که تقاضای زیادی برای خودروهای کوچکتر، ارزانتر و با هزینه نگهداری کمتر ایجاد خواهد کرد. بهعنوان مثال، هند در سالهای آینده با جمعیت زیادی روبهرو خواهد شد که بهدنبال خرید خودروهای اولشان هستند (Entry level) بهطور قطع این خودروها فاصله بسیاری با تصویری که از خودروی آینده ترسیم کردهایم خواهد داشت. این بدان معناست که درآمد سرانه بسیاری از کشورها از جمله ایران اجازه نخواهد داد که مشتریان فراوانی در آن بازار، تاب پرداختن هزینههای خودروهای آینده را داشته باشند و این نکتهای است که لازم است سیاستگذاران حوزه صنعت خودرو در رویارویی با تصویر پرزرق و برق آینده خودرو از آن غافل نباشند و مرعوب آن نشوند زیرا جهش فناوریکی پیش روی صنعت خودرو، تمام تصویری نیست که در آینده با آن روبهرو خواهیم شد. ازاینرو، توجه به مفاهیم مهندسی مقتصدانه (FrugalEngineering ) در راستای ایجاد محصولی که به اندازه کافی مناسب باشد و نیازهای مشتریان انبوهی را پاسخ گوید، میتواند دریچهای امیدبخش برای نقشی که میتواند صنعت خودروی ایران و زنجیره تامین مرتبط با آن ایفا کند، بگشاید.این موضوع تا آنجا اهمیت دارد که بسیاری از غولهای جهانی خودروسازی در کنار پردهبرداری از پیشرفتهای فناوریک خود در مرزهای دانش به محصولاتی که بر پایه مهندسی مقتصدانه و مبتنیبر نیاز بازارهایی با درآمد کمتر طراحی و توسعه یافتهاند، میبالند و آن را به عنوان برگ برنده خود در بازارهای نوظهور تلقی میکنند، طراحی و توسعه یکی از ارزانترین محصولات شرکت رنو- نیسان در هند و بر پایه راهحلها و روشهای مهندسان هندی در حل مسئله، نمونهای بارز از تفکر برپایه این پارادایم است. بنابراین اگرچه ایجاد آمادگی برای رویارویی با تحولات پیشروی این صنعت در صنعت خودروی کشورمان ضروری است اما مهمتر از آن در پیش گرفتن استراتژی متناسب با توانمندی خودروساز و زنجیره تامین داخلی برای بهرهگیری از فرصتهایی است که در آینده برای بازارهایی با مشتریان کمدرآمدتر در کشورمان و بازارهای نوظهور در کشورهای درحال توسعه میتواند نصیبمان کند.