سینما در مقایسه با سایر هنرها از حیات کمرمقی برخوردار است. اگر عمر دیگر هنرها به عهد باستان میرسد، تنها اندکی از ۱۰۰سالگی سینما میگذرد. با این حال این هنر جوان توانسته از دیگر هنرها پیشی بگیرد و از قدرت نفوذ خود در مخاطب بیشترین بهره را ببرد و در این راه از هنرهای دیگر هم بهره گرفته که یکی از آنها ادبیات است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: اقتباس از آثار ادبی بهویژه رمان، دیرزمانی است که در عمر نهچندان بلند سینما بهعنوان یک ژانر مستقل تعریف شده و حتی در جایزه سینمایی بزرگی مانند اسکار بخش جایزه فیلمنامه اقتباسی ایجاد میشود. اهمیت ادبیات در سینما برکسی پوشیده نیست. از زمانی که سینما ناطق شد، کلمه و زبان و به دنبال آن ادبیات و آثار ادبی به سینما راه یافتند. نکته بسیار مهم در این میان پیوند فیلمسازان ایرانی با ادبیات است، به راستی میزان تسلط فیلمسازان به حوزه ادبیات کلاسیک یا ادبیات نوین تا چه حدی است و آیا به راستی در این سالها هیچ اثر ادبی در دنیا قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم ایرانی را نداشته است؟ شاید بسیاری تمایل فیلمسازان به نگارش فیلمنامه از سوی خود فیلمساز را زمینهساز کمرنگ شدن اقتباس سینمایی از ادبیات میدانند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که اوضاع ادبیات و بهویژه ادبیات داستانی ایران نیز روزهای درخشانی را سپری نمیکند. آثار کمی هستند که بنا به نظر منتقدان و کارشناسان قابلیت تبدیل شدن به یک اثر ماندگار و کلاسیک را دارند. مهمترین اصل در یک اقتباس سینمایی از آثار ادبی خارجی، «آداپتیاسیون» یا تبدیل به شرایط فرهنگی محل اقتباس است. درباره سینمای ایران، وقوع نوعی ایرانیزه کردن امری واجب به نظر میرسد که خود دارای شرایطی ویژه است. مهمترین نکته در تبدیل یک اثر ادبی خارجی به مدل ایرانی آن، توجه به نکات فرهنگی و بومی در کشور ایران است؛ تفاوتهای فرهنگی که در نوع پوشش، گویش، انتخاب مواد غذایی، شوخی و مزاحهای مورد نظر باید مورد توجه اقتباسگر قرار گیرد. در شوخی، مزاح و تکیه کلامی که استناد آن در فرهنگ اولیه مشخص است، برای ورود به فضای فرهنگی خودمان، باید تبدیل فرهنگی رخ دهد و بسیاری از نشانهها و نمادها که در یک اقلیم زبانی یا جغرافیایی، معمول و دارای ارزش هستند چه بسا در فرهنگی دیگر تبدیل به امری غیرمعمول و ضدارزش شوند. عباس جهانگیریان معتقد است: اقتباس ادبی علاوه بر اینکه موجب افزایش مخاطب سینما میشود به ادبیات کودک و نوجوان هم کمک میکند و سبب ایجاد خودکفایی در این صنعت و تقویت «اقتصاد مقاومتی» میشود و تعداد مخاطبان دوهزار یا دههزارتایی هر کتاب را به مخاطبان میلیونی تبدیل میکند. جهانگیریان، نویسنده و فیلمنامهنویس، درباره وضعیت اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران گفت: این مسئله در دنیا روند خوبی طی کرده است. سینمای اقتباسی در جهان جا افتاده و بیشتر رمانهای خوب و پرمخاطب دنیا به فیلم تبدیل شده است. بیشتر آثار سینمایی خوب کودک و نوجوان در سطح جهان اقتباسی از آثار ادبی بوده است. وی با تاکید بر اینکه اقتباس ادبی علاوه بر اینکه موجب افزایش مخاطب سینما میشود به ادبیات کودک و نوجوان هم کمک میکند و سبب ایجاد خودکفایی در این صنعت و تقویت «اقتصاد مقاومتی» میشود، افزود: برای نمونه مجموعهای مانند «قصههای مجید» با اینکه در زمان انتشار مورد استقبال قرار گرفت ولی زمانی که فیلم آن از سوی کیومرث پوراحمد ساخته شد، بیشتر دیده و شناخته شد و این کتاب مخاطبان بیشتری پیدا کرد و در تجدید چاپ آن نیز تاثیر زیادی داشت. درواقع اقتباس ادبی سبب میشود تعداد مخاطبان دوهزار یا دههزارتایی هر کتاب به مخاطبان میلیونی تبدیل شود و در آن سوی مرزها نیز مطرح شود و مخاطبان جهانی پیدا کند. علیرضا رئیسیان معتقد است: در دنیا بعد از اینکه یک رمان یا داستان کوتاه مورد توجه مخاطبان کتاب قرار میگیرد، سینماگران به دنبال اقتباس از آن اثر میروند چراکه اقتباس جایگاه ویژهای در سینمای جهان دارد. رئیسیان، کارگردان آثار اقتباسی همچون دوران عاشقی و چهل سالگی عنوان کرد: بدون شک اقتباس ادبی میتواند کمک شایانی برای سینما باشد اما مشکلی که این وسط وجود دارد این است که بخش عمدهای از آثار تالیفی ما قابلیت تصویر شدن ندارند چراکه یا مضمون و فضای آنها مناسب تصویر نیست یا به قدری ویژگیهای ادبی آنها زیاد است که نمیتوان آن را نادیده گرفت و فیلم ساخت یا با نویسنده نمیتوان به توافق رسید. دنیای سینما با ادبیات بسیار متفاوت است؛ بنابراین ما باید در این شرایط به یک رابطه درست و منطقی بین سینما و ادبیات برسیم؛ روابطی که در این سالها کمتر شاهد آن بودهایم. این روابط بدون شک در نشستهای مشترک میان اهالی سینما و ادبیات ایجاد میشود.