مجید بابایی / پژوهشگر حملونقل
چندی پیش به دعوت رئیس دانشکده راهآهن دانشگاه علم و صنعت و به نمایندگی از انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی، در جمع گروه بزرگی از جوانانی بودم که تا چند روز دیگر باید دانشگاه، رشته دانشگاهی، مسیر زندگی و شغلی خود را انتخاب کنند. هیجان کسب علم و دانش را میشد در چهره تکتک این دانشجوها دید. برای آنها از صنعت ریلی بسیار سخن گفتم. از دهه آینده، سرعت تغییرات در این حوزه و فرصتهای بیشماری که در آینده این بخش ایجاد میشود؛ از گسترش راهآهن پرسرعت، گسترش شبکه ریلی درون و برونشهری و زنجیره تامین بسیار بزرگی که از بخش ریلی کشور پشتیبانی میکند.
به این جوانان جویای علم گفتم آنچه امروز میبینید- هرچند اندک- اما حاصل سالها تلاش همه دستاندرکاران حملونقل ریلی کشور، حاصل همکاری نیمبند دانشگاه و صنعت و حاصل ۹۰ سال ذرهذره اندوختن در بخش ریلی است. البته داشتههای ما بههیچ وجه راضیکننده نیست، زیرا همچنان با استانداردها و نظامهای ریلی پیشرفته دنیا فاصله بسیار داریم. با مرز دانش و فناوری ریلی فاصله ما زیاد است و برای تحقق این کمبودها، لازم است نسلی نو از جوانان فرهیخته و مسلط به فناوریها و دانش حوزه ریلی، انجام امور این بخش را برعهده گیرند چراکه مدیریت نسل آینده نظامهای ریلی با ساز و کارهای سنتی و اغلب غیرعلمی که امروز در اختیار داریم، عملی نخواهد بود.
البته این جوانان پرشور هم پرسشهایی هوشمندانهای داشتند مانند اینکه «به نظر شما مشکل کشور از جنس مهندسی است یا مدیریتی؟ به نظر شما کدامیک اولویت دارد؟ بهتر است من رشته مهندسی صنایع بخوانم تا در آینده به دنبال حل مسائل مدیریتی کشور باشم یا رشتههای مهندسی بخوانم و به دنبال حل مسائل و چالشهای حوزه مهندسی کشور بروم؟»
شاید در ظاهر پاسخ را بدانیم؛ بهعنوان مثال بگوییم «بله؛ مشکل کشور مدیریتی است نه مهندسی، یعنی با داشتن مدیران توانمند میتوانیم به قلههای مهندسی هم برسیم.» یا شاید هم بگوییم «بهتر است علم سیاست را بیاموزیم تا مدیران و مهندسان توانمندمان اسیر امیال سیاستبازان و سیاستمداران ناپخته نشوند و کشور را از مسیر رشد و تعالی خارج نکنند.» پاسخ شما چیست؟