صبا رضایی/ روزنامه نگار
بسیاری از جنگلهای ایران ویژگیهای منحصر به فرد و به عقیده کارشناسان ظرفیت ثبت جهانی در سازمان جهانی یونسکو را دارند.
جنگلهای ارسباران پناهگاه بسیاری از گونههای نادر گیاهی و جانوری است که در کمتر منطقهای از دنیا مانند آنها پیدا میشود. برخی از گونههایی که در این جنگل زندگی میکنند در معرض انقراض هستند و جنگلهای ارسباران مکان امنی برای زندگی آنها به شمار میرود زیرا مردم روستایی ساکن در این جنگلها به خوبی از مکان سکونت خود محافظت میکنند.
جنگلهای حرا، زاگرس، هیرکانی و ایرانی تورانی که مساحت وسیعی از کشور را به خود اختصاص دادهاند نیز ویژگیهای منحصر به فرد و گونههای نادر حیوانی و گیاهی دارند و کارشناسان در حال بررسی و انجام پژوهشهای لازم برای ارسال پرونده این جنگلها به یونسکو هستند. البته یکی از دلایل ارسال نشدن پرونده دیگر جنگلهای کشور سهمیه محدود ایران در یونسکو است. یکی از شروط اصلی یونسکو برای ثبت جهانی جنگلها وجود پروژههای اکوتوریسم در این جنگلها و درآمدزایی برای مردم بومی است.
به هر روی جنگلهای منحصر به فرد و استثنایی توجه گردشگران بسیاری را از سراسر جهان به خود جلب میکنند.در این میان یکی از دلایل اصرار کارشناسان برای ثبت جهانی جنگلهای کشورمان حفاظت این جنگلها از گزند مردم، مسئولان و بیتوجهیهای نهادهای متولی است.
براساس اعلام سازمان حفاظت محیطزیست، در کشورمان سالانه رقمی معادل یک میلیون و ۱۰۴ هزار هکتار (معادل ۱۱ میلیارد و ۴۰میلیون مترمربع) از جنگلها و مراتع کشور تخریب میشود.
آمار دیگری هم از سوی سازمان جنگلها و مراتع کشور اعلام شده که نشان میدهد فقط در ۵، ۶ سال گذشته بیش از یک میلیون هکتار از تالابهای کشور به کانونهای بحرانی بیابانی تبدیل شدهاند. همچنین یک میلیون و ۲۰۰هزار هکتار از جنگلهای بلوط زاگرس در ۶، ۷سال اخیر خشک شدهاند.براساس تعریف کنوانسیون بیابانزایی، تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمهخشک و خشک نیمهمرطوب در اثر عوامل انسانی و طبیعی موجب بیابانزایی میشود.
درحالحاضر مجموع مساحت عرصههای طبیعی نابود شده کشور در ۷ سال گذشته افزون بر ۱۰ میلیون هکتار میشود این در حالی است که طرحهای جنگلکاری و بیابانزدایی به کندی پیش میرود و اجرای طرحهای بیابانزدایی از سطح ۲ میلیون هکتار در برنامه سوم به ۱۶۵ هزار هکتار در برنامه چهارم و پنجم کاهش یافته است.
این به آن معناست که در برابر ۱۰ میلیون هکتار بیابانزایی در ۷ سال گذشته، فقط ۱۶۵ هزار هکتار بیابانزدایی داشتیم که نتیجه این امر تشدید گرد و غبارها در چهارگوشه ایران و مختل شدن زندگی عادی در برخی مواقع در سیستان و کرمان، خوزستان، ایلام، کردستان و آذربایجان بوده است.
کاهش نیرویانسانی ماهر و متخصص در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به دلیل بازنشستگی و نبود نیروی انسانی کافی برای جایگزینی، نبود امکانات و تجهیزات مورد نیاز برای مهار آتش در هنگام وقوع آتشسوزی در جنگلها و نبود پایانه آتشنشانی در جنگلها از جمله مشکلاتی است که موجب بیابانزایی میشود اما در این میان کمتوجهی مسئولان و نهادهای متولی به اهمیت حفاظت از جنگلهای کشور را میتوان علت اصلی از میان رفتن جنگلهای کشور دانست.
به نظر میرسد محافظت و نگهداری از جنگلها و مراتع در اولویت نهادها و مقامات دولتی قرار ندارد و آنها توسعه را در ساختوساز میدانند حتی اگر به محیطزیست آسیب وارد کند.