صفیه رضایی - روزنامهنگار
برای رشد اقتصادی در هر کشور اقتصاددانان بر دو مفهوم مزیت نسبی و آمایش سرزمینی تاکید میکنند. مفاهیمی که در کنار آن آمایش صنعتی یا مزیتهای اقتصادی خودنمایی میکند. اما به صراحت میتوان این فرضیه را مطرح کرد که توسعه فناوری در آن بخش که ایدهپردازی و نوآوری دخیل است به نظریهپردازی جامعهشناسان یا نخبگان نیاز ندارد. به عبارتی، فناوری یا توسعه فناوری مفهومی فراسرزمینی است اما آنجا که قرار است مناطقی را دستچین کنیم یا بودجهای را برای توسعه عینی در آنجا تخصیص دهیم واژههایی همچون آمایش سرزمینی یا صنعتی شکل میگیرد. اینگونه است که فناوری مرزهای باور اقتصادی را درمینوردد و تنها جایی که انسان اراده میکند و میخواهد آن را به کار گیرد این منفعتها و مزیتها هستند که مهم جلوه میکنند و گرنه چیدمان توسعه فناوری با توسعه اقتصادی تفاوت دارد. این فرضیه را ممکن است عدهای با متغیرهایی همچون محرومیت، نخبگی یا مسائل فرهنگی زیرسوال ببرند اما باید گفت آنجا که قرار است سیاستگذاری علمی و اقتصادی کشور در مسیر توسعه پیش رود باید امکانات فناورانه را به نحوی ساده و خودمانی توزیع کند که امکانپذیرش از همه یکایک جامعه را داشته باشد. نمونه آن را در فیلمهای مردمی نیز شاهد هستیم. وقتی که در دورافتادهترین تا برخوردارترین مناطق افراد با ذوق فیلمسازی میکنند و به عبارتی، سطوح نبوغ خود را به آزمایش میگذارند. بنابراین مدل توسعه فناوری و ایدهپردازی یا خلاقیت و نوآوری به آمایش نیاز ندارد. حال ممکن است برخی این فرضیه را رد کنند اما باید گفت توسعه در دو بخش عینی و غیرعینی قابل پردازش است. آن بخش که ما در صنعت میبینیم عینی و بخش دیگر که به باورسازی نیاز دارد مفهوم غیرعینی آن است که به برنامهریزی آمایشی احتیاج ندارد.