اشکان تقیپور/ کارشناس ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران
در روزگارِ کنونی جهان از یک سو، ایستادن بر اصولِ حافظِ امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از ایران در برابر دشمنان خارجی بر همگان فرض است و از سوی دیگر دیپلماسی فعال و بحرانزدایی و از بین بردن ایرانهراسی ساختگی برخی قدرتهای استعمارگر، برای ارتباط روزافزون با دنیا لاجَرَم است. در این میان آنقدر عوامل سیاسی، اقتصادی، نظامی، منطقهای و جهانی گوناگون وجود دارند و پیچیدگیها با توجه به عوامل گوناگون روابط بینالملل تخصصی و فراوانند که در وهله نخست ایجاد تعادلی از سوی ایرانیان که هم اقتدار ایران را تضمین کند هم بهانه دست بدخواهان بیگانه ندهد و از سوی دیگر هم بیشترین سود با تکیه بر اصول شرافتمندانه ملی را برای کشور به ارمغان آوَرَد، سخت مینماید و هماهنگی تمام ارکان دولت و حاکمیت را میطلبد و زحمت و مسئولیت دستگاه دیپلماسی کشور را دوچندان میکند. در این بین اهمیتِ آگاهی و مسئولیتپذیری ایرانیان که منجر به اتحاد تمامی ملت ایران میشود بیتردید غیرقابل انکار است. شاید نگاه ژرفِ سعدی بزرگوار در کمالِ سادگی، پاسخی رهگشا باشد. پیامی از افزون بر هفت قرن پیش به هممیهنانش در روزگار ما. در گلستان سعدی، باب هشتم و حکایت هجدهم چنین میخوانیم: خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرَد و لطف بیوقت هیبت ببرد؛ نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. درشتی و نرمی بِهَم در، بِهَست/ چو فاصد* که جرّاح و مَرهَم نِهَست درشتی نگیرد خردمند پیش/ نه سستی که ناقص کند قدرِ خویش نه مَر خویشتن را فزونی دهد/ نه یکباره تن در مذلّت دهد شبانی با پدر گفت: ای خردمند/ مرا تعلیم ده پیرانه یک پند بگفتا نیکمردی کُن نه چندان/ که گردد خیره گرگِ تیزدندان *فاصد به معنای رگزن و حجامتکننده و اینجا در معنای درمانکننده است.