یک کارشناس حمل و نقل ریلی معتقد است اگر قرار است بخش خصوصی ، در شناسایی نقاط بحرانی به راهآهن کمک کند، باید راهآهن بهطور دقیق اعلام کند در هر محور، سالانه چقدر بودجه، هزینه نگهداری کرده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، جاوید شیرکوند، مدیر گروه روسازی یک شرکت مشاوره خصوصی در حوزه حملونقل ریلی به «گسترش تجارت» گفت: برای پایش نقاط بحرانی شبکه ریلی، ابتدا باید این نقاط شناسایی شود که بخش زیادی از این مسئله، به مباحث آماری بازمیگردد. بهعنوان نمونه عملیات سالانه نگهداری خط میتواند نشان دهد بخشی از خط یا تونل، مشکلی دارد که هر سال، منابع مالی مشخصی به نگهداری آن اختصاص داده میشود، بنابراین میتوان گفت این منطقه بحرانی است. شیرکوند افزود: براساس شیوهنامه کمیسیون ایمنی و سوانح، مدیران مناطق ریلی، هر ماه از خطوط خود بازدید میکنند و سرعت سیر را در برخی بخشها، کاهش میدهند زیرا احتمال میدهند در این مناطق، خرابی قابل توجهی وجود دارد که تا زمان برطرف شدن آن، باید سرعت کاهش یابد. بنابراین برای شناسایی نقاط بحرانی، باید ببینیم در کدام بخشهای خطوط ریلی، کاهش سرعت داریم.
وی تاکید کرد: این مسئلهای است که مسئولان راهآهن باید به آن پاسخ دهند زیرا آمار و اطلاعات، در اختیار راهآهن بوده و بحث منابع مالی برای تعمیر و نگهداری، بهطور مستقیم در اختیار این شرکت است.
این فعال حوزه ریلی ادامه داد: ما بهعنوان مشاوران احداث خطوط جدید، در ساخت خطهای جدید با این مسئله سروکار داریم یعنی منطقه را پایش میکنیم. در برخی بخشها به دلایلی از جمله فشار سیاسی، قطعهای قرار است زودتر تمام شود و چون کار به درستی پیش نرفته است، پیمانکار باید با دقت این محدوده را زیر ذرهبین قرار دهد تا مشکلات را شناسایی کند.
شیرکوند با تاکید بر اینکه برای پایش مستمر شبکه ریلی، در گام نخست باید عیب را شناسایی کنیم، افزود: برای این کار، نخستین گام این است که منابع مالی که هر سال برای عملیات نگهداری استفاده شده است، مشخص شود.
وی در پاسخ به این پرسش که شفاف نبودن آمار برای بخش خصوصی، چه مشکلی میتواند برای اجرای پروژهها در این بخش ایجاد کند، توضیح داد: برای ما مشکلی پیش نمیآورد اما مسئله این است که در این شرایط، ما نمیتوانیم کمکی به پایش شبکه ریلی کنیم. راهآهن در آمارهای سالانه فقط توضیح میدهد که هرسال چه میزان خطوط را نگهداری کرده است، اما جزییات اینکه این نگهداری در چه بخشهایی و به چه میزان بوده مشخص نیست تا بخش خصوصی بتواند راهکار ارائه دهد.
۳ محور بحرانی از نظر بالاست
براساس پژوهش انجام شده از سوی شیرکوند، در نواحی چندگانه راهآهن، بیشترین هزینه نگهداری «بالاست» (سنگهای استفاده شده زیر خطوط ریلی) به نسبت مسافر و کالای جابهجا شده و طول مسیر، محورهای دارای بیشترین مشکلات در زمینه بالاست مشخص شده است که او از این محورها با عنوان محورهای بحرانی در زمینه بالاست یاد میکند.
شیرکوند توضیح داد: نخستین محور، راهآهن آذربایجان است که ۴ درصد طول شبکه را به خود اختصاص داده است اما براساس آمار رسمی راهآهن، ۱۵ درصد هزینه کل نگهداری، به تعویض بالاست آن اختصاص دارد. بعد از آن، ناحیه اراک و در جایگاه بعدی، ناحیه لرستان دارای مشکل هستند.
وی با بیان اینکه وقتی هزینه نگهداری مسیر کوتاهتر، بیشتر از مسیر بلندتر میشود، به این معنی است که محور بلندتر، دارای نقاط یا نقطه بحرانی است، افزود: در این تحقیق، هزینههای نگهداری با هم مقایسه شده و نشان میدهد این ۳ ناحیه را میتوان از نظر بالاست، بحرانی نامید.
به گفته این فعال ریلی، برای پایش شبکه ریلی از نظر نقاط بحرانی، در درجه نخست، راهآهن باید آمارهای خود را به طور شفاف ارائه کند. درحالحاضر اگرچه سالنامه آماری راهآهن در سایت این شرکت در دسترس است و بخشی از هزینههای خود را ارائه میکند اما این آمار، کلی است و نمیتواند پاسخگوی نیاز باشد در حالی که اگر راهآهن میخواهد از کمک بخش خصوصی استفاده کند، ارائه اطلاعات دقیق ضروری است.
اول شناسایی؛ دوم نگهداری
براساس سخن این کارشناس، بعد از شناسایی نقاط و محورهای بحرانی، باید نگهداری درست در دستور کار قرار گیرد. شیرکوند با اشاره به وجود ۴ روش نگهداری بیام (رسیدگی بعد از خرابی)، سیام (اصلاح پیش ازخرابی)، پیام و تیپیام اظهار کرد: به نظر میرسد درحالحاضر در راهآهن برنامه مشخصی برای نگهداری نداریم در حالی که اگر این برنامه مشخصی را داشته باشیم، میتوانیم پیشبینی کنیم خرابی در چه زمانی اتفاق میافتد، بنابراین از برنامههای خود عقب نمیمانیم و با شناسایی رفتار، میتوانیم منابع هزینه را مشخص کرده و راهکار و برنامه ارائه کنیم.
این فعال حملونقل ریلی در پاسخ به این پرسش که راهکارها بیشتر در اختیار بخش خصوصی است یا دولتی، اظهار کرد: به نظر میرسد راهکارها در بخش خصوصی بهتر استخراج میشود، البته اگر دسترسی به آمار وجود داشته باشد زیرا بخش دولتی بیشتر به فکر جابهجایی بار روی این محورها و افزایش منابع بوده و چندان به فکر نگهداری زیرساختها نیست. بنابراین به نظر میرسد برای این کار بخش خصوصی قدرتمندتر است و حتی میتواند به راهآهن اعلام کند که کدام محور در چه زمانی، نیازمند نگهداری و رسیدگی است.
بر اساس آنچه شیرکوند میگوید، برای رسیدن به نقطه مطلوب در پایش نقاط بحرانی شبکه ریلی، منابع مالی که به حوزه نگهداری اختصاص داده میشود باید بهطور شفاف و با جزییات، در هر بخش مشخص شود. برای این کار باید میزان بار و مسافر جابهجا شده در هر حوزه بهطور کامل مشخص شود تا بخش خصوصی بتواند در چارچوب عملکرد و هزینههای اختصاص داده شده به نگهداری، راهکار دقیق اصلاح نقاط بحرانی را به راهآهن ارائه کند.