محمد ترکمان/ کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران
درباره حوادث و وقایع دوران یاد شده کتابها و اسناد قابل توجهی منتشر شده است و برای روشن شدن بهتر و بیشتر، به انتشار دیگر اسناد و مدارکی که هنوز در گوشه خانهها، مراکز اسنادی و کتابخانههای داخل کشور و در مراکز اسنادی خارج از کشور و نزد اشخاص حقیقی وجود دارد، نیاز است. از تجمیع و مطالعه و نقد و بررسی، روایتهایی نقل و ثبت شده است که علاقهمند به دریافت حقیقت رخدادها میتواند چشمانداز درستتر و دقیقتری از رویدادها داشته باشد. از آنجا که در پهـنه اجتماعات، اختلاف منافع و تفاوت عقاید و سلیقهها و میل به کسب قدرت در لایههای خواستار تصاحب قدرت وجود دارد و از جمله ابزار وصول به قدرت، پردازش و نشر و تبلیغ روایتی از رویدادها است که زمینهساز دستیابی به مقصود یا تامین استمرار و بقای در قدرت است، باید از بسنده کردن به یک روایت یا روایتهای یک جریان فکری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پرهیز کرد و روایتهای جریانهای مختلف و حتی متضاد را مطالعه و بررسی کرد تا به دریافت درستتری از امر واقع در زمانهای گذشته دست یافت. بهعنوان مثال، قضایای بابیه، ترور ناموفق ناصرالدین شاه، واقعه تنباکو، قتل ناصرالدینشاه، حوادث منجر به مشروطه و وقایع پس از آن تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹و برکناری قاجاریه از سلطنت و به سلطنت رسیدن پهلوی اول برای علاقهمندانی که امروز سالهای دراز از آن رخدادها فاصله دارند، نیازمند مطالعه و دقت و فهم روایتهای مختلف از این حوادث است. کتاب «تاریخ مکتوم» با عنوان فرعی: نگاهی به تلاشهای سیاسی فعالان ازلی در مخالفت با حکومت قاجار و تدارک انقلاب مشروطه؛ نوشته سید مقداد نبوی رضوی، نشر «شیرازه»، چاپ ۱۳۹۵، روایتی است دیگر از عناوینی که در بالا، از آنها سخن رفت. گر چه مفردات این روایت تا حدودی در اسناد مختلف، از گذشته عنوان شده بوده است، اما بهنظر راقم این سطور، بهگونهای این چنین موجز و مرتبط و مستند، اثری در این باره دراختیار نداشتیم. پیش از پایان این نوشته، لازم به یادآوری است که با مسائل تاریخی در حد و اندازه خود باید برخورد کرد. هدف از خوانش تاریخ آشنایی با آنچه گذشته است و عبرتآموزی و نور انداختن به مسیر امروز و فردا است. ابزار و وسیله و نشانه است. از ابزار و وسیله و نشانه برای رفتن و درست رفتن باید استفاده کرد. نباید در ابزار و وسیله و نشانه توقف کرد و در جا زد؛ که اگر اینچنین شود نقض غرض است و موجب اتلاف نیروها و سرمایهها و تشدید واگراییها در عصری که بیش از هر وقت نیازمند همگرایی و هم افزایی و اتحاد هستیم. اگر نقدی بر فعل فرد یا گروهی در گذشته میشود؛ این نقد می تواند شامل ما نیز بشود، بهمعنای تجدید خصومتها و صفبندیها و چنگ در صورت یکدیگر انداختن و زخمهای کهنه را سر باز کردن نیست؛ بلکه هدف، درست عمل کردن امروز در پرتو بازخوانی اشتباهای دیروز است.