صبا رضایی/ روزنامه نگار
بسیاری از فعالان بخش خصوصی گردشگری با برنامههای مرتضیرحمانیموحد، معاونت پیشین گردشگری سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری مخالف بودند. البته بخش خصوصی گردشگری حق دارد درخواست کند اختیار عمل داشته و فعالیتهای اجرایی به این بخش واگذار شود اما در این میان بسیاری از برنامههایی که صدای فعالان بخش خصوصی از جمله هتلداران را درآورده الزام برای استانداردسازیهایی بود که از سوی معاونت گردشگری سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری به بخش خصوصی تکلیف شده بود.
همچنین تاکیدهای این معاونت بر ارتقای خدماترسانی و بهبود عملکرد برای برخی فعالان بخش خصوصی گران تمام میشد. این استانداردسازیها و الزامات برای بهبود کیفیت خدماترسانی و ارتقای امکانات حوزههای مختلف گردشگری در تمام دنیا اعمال میشود، اما بسیاری از فعالان بخش خصوصی ما همچنان با نظام سنتی فعالیت کرده و قصد ندارند خود را براساس استانداردهای بینالمللی روزآمد کنند. از این رو بین بخش خصوصی و معاونت گردشگری اختلافهایی به وجود آمد. واکنش به این اختلافنظرها بود که باعث ایجاد تغییر و تحولاتی در بدنه مدیران سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری شد.
این درحالی است که به عقیده بسیاری شاید بهتر بود ریاست محترم سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری بیشتر پای حمایت از مدیران معاونتها میماند و اگر مشکلی در عملکرد آنها مشاهده میشد سعی در رفع مشکل میکرد و بس! اگر بیاعتمادی میان معاونت گردشگری و بخش خصوصی گردشگری بوده باید رفع میشد و نه آنکه به حمایت از بخش خصوصی؛مسئول بخش و معاونتی تغییر میکرد.
رئیس سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در روزهای پایانی دولت یازدهم دست به تغییری بزرگ زد و مرتضی رحمانی موحد را از معاونت برکنار کرد، بیآنکه از فعالیتهای وی قدردانی کند یا به این امر اشارهای کند که در ۴سال فعالیت رحمانیموحد شاهد چه تغییرات و توسعه گستردهای در گردشگری کشور بودهایم.
تغییرات سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در حالی رخ داد که به عقیده بسیاری یکی از مهمترین دلایل تغییر رحمانیموحد، تکلیف و تاکید وی بر استانداردسازی حوزههای مختلف گردشگری است که به ظاهر به مذاق برخی از فعالان بخش خصوصی خوش نیامده و حتی با خداحافظی رحمانیموحد بسیاری از طرحها و برنامههای این معاونت نیز تغییر کرد. اینکه عملکرد معاونت جدید چگونه خواهد بود و چه سیاستهایی در پیش خواهد گرفت، بحث دیگری است.
در حقیقت هر مسئول و مدیری نیاز به زمان دارد تا کفایت و صلاحیت خود را ثابت کند و اگر معاونت پیشین عملکرد خوبی داشته و به هر دلیلی تغییر یافته دلیل نمیشود علیه معاونت جدید جبههگیری کرد و باید منتظر نتیجه عملکرد وی بود.
حال اینکه چقدر از سیاستهای کلان گردشگری از جمله استانداردسازی، حمایت از فعالیت خانه مسافرها و مواردی از این دست به طور منطقی درست بوده و چقدر اشتباه نیاز به بررسی بیشتر، کار کارشناسی و آسیبشناسی دقیق دارد، اما آنچه در شرایط فعلی نمایان است آن است که اکنون بخش خصوصی از حضور زهرا احمدیپور برای ماندن در پست ریاست سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری حمایت میکند؛ حتی این بخش با وی همصدا شده و نسبت به تبدیل این سازمان به وزارتخانه موضع خود را تغییر داده و معتقد است تبدیل سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری به وزارتخانه اقدام نادرستی است.
بدون شک عملکرد مثبت مدیران در هر بخش قابلتقدیر و حمایت است و اگر اشتباهی نیز در روند آن رخ دهد میتوان با بیان اشکالات در راستای رفع یا جلوگیری از تکرار اشتباه گام برداشت. این نوشتار نیز تنها با این نگاه که ممکن است بتوان با رفع برخی کاستیها روزگار بهتری برای گردشگری رقم زد، نگاشته شده است.