اقتصاد ایران در سالهای گذشته همواره متکی بر درآمدهای نفتی بوده به طوری که دولتها بخش قابلتوجهی از بودجه مورد نیاز کشور را از این محل تامین میکردند.
به گزارش پایگاه خبری گسترش،روزنامه گسترش تجارت نوشت: چند سالی است که به دلیل برخی محدودیتها و مشکلات و همچنین کاهش درآمدهای نفتی، دولت تلاش میکند تا با جایگزین کردن برخی راه و روشها، درآمدش را افزایش دهد و درهمین راستا با توجه به ظرفیتهای بالای کشور، مالیاتستانی و کسب درآمد ازاین محل را در اولویت قرار داده و اقدام به جبران هزینههایش کند. به هرحال دولت درحالی میخواهد وابستگی اقتصاد به دلارهای نفتی را کاهش و درآمدهای مالیاتی را افزایش حداکثری دهد که در این مسیر، موانعی وجود دارد. کشور ما با پدیدهای به عنوان فرار مالیاتی مواجه است و آنطور که رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور به تازگی اعلام کرده است، با توجه به بررسیهای انجام شده، میزان فرار مالیاتی در کشور به صورت سالانه بین ۱۳ تا ۳۰ میلیارد تومان است که به گفته کارشناسان، اگر دولت به دنبال جایگزینی برای درآمدهای مالیاتی به جای نفت است باید راه فرارهای مالیاتی را ببندد. دراین راستا سیدفرزاد هاشمی، کارشناس اقتصادی و مدیر کل برنامهریزی و اقتصاد دانشبنیان دانشگاه آزاد اسلامی رودهن در گفتوگو با «گسترش تجارت» تاکید میکند که برای بستن راههای فرار مالیاتی در کشور، باید جلوی اقتصاد زیرزمینی گرفته شود، فعالیتهایی که ارزش افزوده ایجاد میکنند اما مالیات نمیدهند؛ مکلف به پرداخت مالیات شوند، انگیزه برای پرداخت مالیات باید افزایش یابد و قوانین و قواعد حاکم براین حوزه نیز اصلاح شود. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید: براساس آمارها، گفته میشود، در حدود ۳۰میلیارد تومان فرار مالیاتی در کشور وجود دارد، این پدیده از کجا ناشی میشود؟ فرار مالیاتی یک کار غیرقانونی است که باید جلوی آن گرفته شود. در پدیده فرار از مالیات، افراد تلاش میکنند تا از کانالها و روشهای مختلف، از پرداخت مالیات اجتناب کنند. دراین راستا برخی از افراد با مخفیکاری، حسابسازی یا ایجاد تغییر در روشهای محاسبه آمارها و یا کمتر نشان دادن سودشان یا بالا نشان دادن هزینههایشان و در کل مخفی کردن اطلاعات واقعی از فعالیتی که انجام میدهند، سعی میکنند شرایط را به گونهای جلوه دهند که با مشکل مواجهاند و از پرداخت مالیات اجتناب میکنند. این شرایط سبب شده تا ما درحالحاضر چیزی در حود ۳۰ میلیارد تومان براساس آمارهایی که گفته میشود، دارای فرار مالیاتی باشیم. البته دراین بین، بخشی ازاین فرار مالیاتی؛ به اقتصاد زیرزمینی برمیگردد که براساس تخمینهایی که زده میشود، چیزی در حدود ۴۰ درصد اقتصاد را در بر میگیرد که مالیات هم پرداخت نمیکنند. در اقتصاد زیرزمینی، افراد از پرداخت مالیات طفره میروند و از تیررس ممیزین مالیاتی پنهان میمانند. درحالحاضر چیزی در حدود ۴۰درصد از کل تولید ملی ما اقتصاد زیرزمینی است که عدد بزرگی است در حالی که این عدد در کشور آلمان ۵ درصد است و در کشورهای اروپایی، کمتر از ۸ درصد. به هرحال این رقم در ایران جای تامل دارد که باید ریشهیابی و با آن برخورد شود. البته میزان فرار مالیاتی درکشور ما درحالی بالاست که به دلیل دارا بودن درآمدهای نفتی و وابستگیمان به این نوع درآمدها، مالیات چندان زیادی گرفته نمیشود، به طوری که نسبت مالیات به تولید ناخالص ملی در کشور ما خیلی کمتر از کشورهای پیشرفته است. بنابراین اگر قرار بر اجتناب از پرداخت مالیات باشد و فرار مالیاتی اتفاق بیفتد، این معضل باید در کشور سوئد بیشتر انجام شود، چرا که بیشتر درآمدهای دولت و بودجه این کشور از مالیات است. البته در بحث فرار مالیاتی، برخی از فعالیتها هم هستند که باوجود اینکه در تولید ناخالص داخلی کشور نمود دارند اما مالیات پرداخت نمیکنند که این فعالیتها اگر در زمره مالیاتدهندگان قرار گیرند، این امر میتواند به افزایش درآمدهای مالیاتی بینجامد. به عنوان نمونه رانندگانی هستند که در سطح شهر اقدام به جابهجایی مسافر میکنند، اما مالیاتی از بابت فعالیتی که انجام میدهند پرداخت نمیکنند، اما در همین حال، رانندگانی که جزو صنف تاکسیداران هستند مالیات پرداخت میکنند که این نوع فعالیتها باید ساماندهی شوند.
فرار یا اجتناب از پرداخت مالیات در ایران به چه عواملی وابسته است؟ چه دلایلی در به وجود آمدن این پدیده تاثیر داشته است؟ در این رابطه باید تاکید کنم ما در بحث قانونگذاری دچار اشکالاتی هستیم. درحالحاضر قوانین و قواعدی که در کشور ما اعمال میشود، همخوانی چندانی با وضعیت اقتصادی کشور ندارد و این موضوع را به بخشهای مختلف از جمله حوزه مالیاتی میتوان تعمیم داد. چرا که قوانین و مصوباتی که در بخشهای مختلف به تصویب میرسد و اجرایی میشود، تمام جنبههایش مورد توجه قرار نمیگیرد تا درنهایت، در زمان عملیاتی شدن آن، اثرگذاری لازم را داشته باشد. مثلا در اواخر دهه ۷۰، طرح مالیات ارزش افزوده مطرح شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مطالعاتی نیز براساس تجربه سایر کشورها در رابطه با اجرای این قانون انجام شد اما در نهایت آنطور که باید اجرای این طرح موفقیتآمیز نبود. به دلیل اینکه برای اجرای چنین قوانینی ابتدا باید دیتاها و دادههای شفاف وجود داشته باشد و ارزش افزوده کامل ایجاد شود تا بتوان از آن مالیات دریافت کرد. بنابراین زمانی که ارزش افزوده خدمات درست محاسبه نمیشود و یا فعالیتی انجام میشود اما مالیاتی بابت آن پرداخت نمیشود، نمیتوان انتظار داشت قوانین اینچنینی به شکل مناسب در کشور به اجرا درآید. به هرحال شرایط هم به این صورت شد که قانون مالیات ارزش افزوده، ابتدا به طور آزمایشی اجرا شد که به نظر بنده وقتی چنین اتفاقی میافتد، یعنی آن قانون دارای اشکال است که آزمایشی اجرا میشود. اگر قانونی اشکال نداشته باشد و قانون باشد، لازم الاجراست و باید در همه بخشها به اجرا درآید. بنابراین بخشی از مشکلات و چالشهای موجود، به قوانین کشور بستگی دارد، این قواعد و قوانین حقوقی است که دارای اشکال است و باید اصلاح شود تا مشکلات ازاین بابت رفع شود. علاوه براین باید روی زیرساختها و دیتاها کار شود و سیاستگذاریها هماهنگ با هم پیش برود. موضوع دوم نیز به بحث فرهنگسازی برمیگردد که در رابطه با موضوع پرداخت مالیات باید مورد توجه قرار گیرد تا بتوانیم درآمدهای مالیاتی را در کشور افزایش دهیم. در بحث فرهنگسازی باید چه اقداماتی انجام شود تا مردم تمایلشان به پرداخت مالیات افزایش یابد و به آن به عنوان یک هزینه اضافی نگاه نکنند؟ وقتی صحبت از فرهنگسازی میشود، موضوع این نیست که مردم با مالیات و نحوه پرداخت مالیات آشنا شوند و یا باید به آنها آموزش داده شود. برخی تاکیدشان این است که این فرهنگسازی باید از طریق صدا و سیما و مطبوعات انجام شود اما به نظر بنده فرهنگ مالیاتستانی و افزایش درآمدهای مالیاتی در کشور، نیاز به کار زیادتر دارد. باید در این حوزه اقدامات بیشتری انجام شود، مهمترین اقدام هم که میتواند به نوعی بهترین فرهنگسازی باشد، این است که اقداماتی که در حوزه عمرانی و آبادانی کشور از طریق درآمدهای مالیاتی انجام میشود برای مردم ملموس باشد و به آنها نشان داده شود. مردم باید بدانند که پولهایی که بابت مالیات پرداخت میکنند صرف چه چیزی میشود و در کجاها به کار میآید. زمانی که مردم متوجه شوند منابعی که از این طریق پرداخت میکنند در نهایت نفعش به خودشان خواهد رسید و شرایط زندگیشان را بهبود خواهد داد، با تمایل و انگیزه بیشتری اقدام به پرداخت مالیات میکنند. مردم باید، تسریع فرآیند فعالیتهایی را که در حوزه عمران و آبادانی کشور انجام میشود ببینند. به عنوان نمونه اینکه پروژه یا طرحی که میتواند در زمان کمتری انجام شود اما چندین سال طول بکشد، میتواند نوعی بیاعتمادی برای مردم جامعه به وجود آورد. به نظر بنده برای اعتماد و فرهنگسازی باید کار بیشتری انجام شود و تلاشها افزایش یابد. باید سرعت کارها در توسعه و آبادانی کشور تشدید شود. به طور حتم اگر مردم این شرایط را ببینند، دیگر نیاز به تبلیغات برای پرداخت مالیات نیست چون در چنین شرایطی همه میدانیم مالیات خوب است و این پولها صرف سرعت بخشیدن به توسعه و بهبود شرایط زندگی مردم میشود. این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد که فرهنگسازی با کارکردن بیشتر مسئولان به وجود میآید نه با تشریح موضوعات و مشکلات. به نظر بنده توسعه کشور نباید به بهانه تحریمها، کاهش نرخ نفت؛ یا عوامل برونزا و داخلی و... به تعویق بیفتد یا دلیل بخشی از مشکلات فعلی اقتصاد را به سالهای قبل ارجاع دهیم و آنها را دلیلی برای عقبماندگیها بدانیم. د رحالحاضر در بحث مالیاتستانی، این موضوع به شکل عادلانه در کشور و بخشهای مختلف توزیع شده است، این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟ زمانی که تولیدی در کشور انجام میشود، این امر ارزش افزوده ایجاد میکند که باید مالیات به آن فعالیت تعلق گیرد. با این رویکرد، منطقی این است که همه بخشهای اقتصادی مکلف به پرداخت مالیات شوند که البته در بحث توزیع عادلانه مالیات و اجرای عدالت اجتماعی این موضوع به صورت نسبی انجام شده و شرایط مناسبی دارد اما در عملکرد این قوانین چندان عادلانه رعایت نشده است. مثلا برخی از بخشها هستند که مکلف به پرداخت مالیاتاند اما در پرداخت آن مانعتراشی میکنند و یا به این موضوع انتقاد دارند. درحالی که به عنوان نمونه کارمندان دولت، مالیاتشان همواره به موقع از حقوقشان کسر میشود و در این موضوع همیشه پیشگام بودهاند. درحالحاضر بسیاری از اصناف هستند که فعالیتشان سوددهی لازم را دارد و از دارایی مناسبی هم برخوردارند و شاید میزان مالیاتی که پرداخت میکنند چندان رقم بالایی نباشد، اما بازهم به آن معترضند و تمایلی به پرداخت آن ندارند و این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد.
اگر تمامی این شرایط و اقدامات انجام شود و درآمدهای مالیاتی که از اهداف دولت است، در کشور افزایش یابد، این امر چه مزیت پایداری را میتواند برای کشور ایجاد کند؟ ما درحالحاضر در کشور ظرفیتی با عنوان درآمدهای نفتی داریم که خودمان را به شدت وابسته به این درآمد کردهایم. درحالی که این ظرفیت ممکن است در سایر کشورها هم وجود داشته باشد، اما آن کشورها تمام هزینه و درآمدشان را معطوف به نفت نمیکنند و تلاش میکنند روشها و راههای دیگر درآمدی را جایگزین کنند. نباید به درآمدهای نفتی به درآمدی لایتناهی نگاه کرد. باید تلاش شود تا مالیاتستانی به شیوه درست در کشور انجام شود تا درآمدهای کشور از این بابت بیشتر شود. تحقق این هدف هم منوط به این است که مالیاتی که دریافت میشود به شکل مناسب از آن استفاده شود تا مردم تمایلشان به پرداخت مالیات افزایش یابد و این امر در نهایت مزیتهای زیادی را میتواند برای کشور به شکل پایدار ایجاد کند. این درآمدها میتواند صرف عمران، آبادانی، افزایش تولید داخلی و... شود که در نهایت توسعه اقتصادی کشور را با خود همراه کند.