قدرتهای فرامنطقهای در خاورمیانه حضور یافتهاند و حضورشان بیثباتی را افزایش داده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: برخی قدرتهای منطقهای به جای آنکه به دنبال راهکاری برای حل و فصل بحرانهای خاورمیانه باشند برای هم خط و نشان میکشند. ترکیه، عربستان و ایران اختلافاتشان همچنان حل نشده باقی مانده است. با این حال، بحرانهای سابق گویا کافی نبودهاند و عربستان به عنوان قدرت اول بحرانآفرین منطقه، بحران جدید دیگری به عنوان قطر آفریده است. درباره بحرانهای خاورمیانه، روابط ایران با دو قدرت دیگر منطقه یعنی ترکیه و عربستان، ایلنا گفتوگویی با رضا حاکانتکین، سفیر ترکیه در ایران داشته که در ادامه میخوانید. حدود 3 سال از آغاز ماموریت حاکان تکین در تهران میگذرد و او در این مدت به یکی از فعالترین سفیرها در عرصه رسانهها تبدیل شده است؛ سفیری که معتقد است ابایی برای پاسخ دادن به سوالات چالشی رسانهها ندارد. رجب طیب اردوغان چندی پیش در گفتوگویی بیان کرد: راهکار حل و فصل مسائل منطقه، نشستن پای میز مذاکره است. دلیل طرح این موضوع از سوی ایشان در این مقطع چیست؟ چیزی که مورد نظر ماست و جناب رییسجمهوری آن را مطرح کردند، این است که کشورهای منطقه باید برای حل و فصل بحرانهای منطقهای پیشگام باشند چون اگر کشورهای منطقه نتوانند این کار را انجام دهند و مسئولیت این کار را برعهده نگیرند، آنگاه کشورهای دیگر که بیرون از منطقه هستند، وارد خواهند شد. در این چارچوب، منافع آنها به الزام با منافع ما یکسان نیست. ما در منطقه در حال گذراندن شرایط بسیار سختی هستیم. در حال حاضر در عراق بیثباتی وجود دارد که البته ریشه این بیثباتیها به گذشته بازمیگردد. بیش از 6 سال است که در سوریه بیثباتی و جنگ وجود دارد. در یمن نیز اختلافات و درگیریهای بزرگی وجود دارد. در مجموع اتفاقات ناگواری در منطقه ما رخ داده که خوشایند نیست و تداوم آن نیز خطرناک است. روابط سیاسی میان ایران و عربستان هم بیش از دو سال است که قطع شده است. این بحرانها گویا کافی نیست و بحران قطر نیز به تازگی به این بحرانها افزوده شده است. همه این ضرورتها موجب میشود تا کشورهای منطقه به فکر بیفتند و به دنبال یافتن راهکاری در جهت حل و فصل مسائل باشند. همانطور که میدانید ترکیه روابط نزدیکی هم با ایران و هم با عربستان دارد. آنکارا به اتفاقات رخداده در روابط میان تهران و ریاض راضی و خشنود نبود و تحولات پس از آن که ابعاد دیپلماتیک پیدا کرد، ترکیه را بیشتر ناراحت ساخت. در همان ابتدای اتفاقات رخداده میان ایران و عربستان، ترکیه نبض داستان را گرفت و مسائل را پیگیری کرد تا ببیند چه شرایطی رخ میدهد و از گسترش ابعاد آن بحران جلوگیری کند اما ما شرایط را برای میانجیگری مناسب ندیدیم. اگر بخواهیم از زاویه دید عربستان به مسائل بنگریم، تحولات را به شکل دیگری خواهیم دید. عربستان سعودی اقداماتی را انجام میدهد که از دید ایران، مشکلآفرین است ولی وقتی با ریاض و برخی از کشورهای دیگر درباره مسائل منطقهای صحبت میکنیم، آنها نیز مدعی نقش منفی تهران در تحولات منطقهای هستند. در نهایت وقتی به مسائل و صحبتهای دو طرف توجه میکنیم به پرتگاه اختلاف و نبود اعتماد میان آنها میرسیم و به عبارتی، هیچ درک متقابلی وجود ندارد و این مسئله هرگز مثبت نیست ولی ترکیه، ایران و عربستان را نمیتوان از هم جدا کرد زیرا ما در همین منطقه هستیم. از دیدگاه شخصی من برای رسیدن به توافق و یک نقطه اشتراک، کشورها باید از این رهیافت که من صد درصد حق دارم و دیگر کشورها صد درصد حق ندارند، جداشده و عقبنشینی کنند. شما از تلاش ترکیه برای میانجیگری میان ایران و عربستان سخن گفتید که به دلیل مناسب نبودن شرایط این کار انجام نشد. آیا به معنای آن است که آنکارا به میانجیگری میان ریاض و تهران اقدام کرد ولی به نتیجهای نرسید؟ در مه ۲۰۱۶ که بحران روابط تهران و ریاض اوج گرفته بود، اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در ترکیه برگزار شد. در آن اجلاس، هم ملک سلمان، پادشاه عربستان و هم حسن روحانی، رییسجمهوری ایران حضور داشتند. یک روز پیش از این نشست، پادشاه عربستان دیداری دوجانبه با رییسجمهوری ترکیه داشت و یک روز پس از آن نشست هم رییسجمهوری ایران با آقای اردوغان دیدار داشتند. البته در گفتوگوهای تلفنی درباره اینکه میتوان در بالاترین سطح سیاسی میانجیگری کرد، گفتوگو شد ولی ما در پی این گفتوگوها در آن مقطع به این نتیجه رسیدیم که شرایط به سطحی نرسیده که بخواهیم وارد عرصه میانجیگری شویم و سپس تنشها میان تهران و ریاض بیشتر شد. ایران به صورت طبیعی میتواند منافع مشترکی با کشورهای منطقه داشته باشد ولی سیاستهای کنونی باید به شکل موثرتری اجرا شود؛ حداقل آنکه به گونهای باشد که از ایجاد درک منفی در دیگر کشورها کاسته و جلوگیری کند. مهمترین شکایتی که از ایران در عرصه مناسبات منطقهای میشود این است که به جای برقراری روابط و توسعه مناسبات با دولتهای مرکزی با سایر گروهها و جریانها در داخل کشورها روابط برقرار کرده و آن را گسترش میدهد. همانطور که گفتم برای کاهش تنشها و ایجاد تفاهم در منطقه، هر بازیگری باید گامهایی را بردارد و عقبنشینیهایی داشته باشد و هیچ بازیگری از این اصل مستثنا نیست. برداشتن این گامها باید به صورت هماهنگ انجام شود. برداشتن گام یا گامهایی از سوی یک کشور به تنهایی حلکننده مشکلات نیست.