تا به امروز راه نجات بنگاههای راکد و نیمهفعال برای بازگشت به چرخه تولید و صنعت تزریق سرمایه بیشتر از طریق بانکها بوده است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: بانکها همواره سعی کردهاند مبالغی را به بنگاههای اقتصادی و بخش خصوصی واریز کنند و بنگاهها هم سعی کردهاند به سوددهی برسند. با توجه به این مهم اما در بلندمدت اتفاقی که افتاد این بود؛ بنگاههای خصوصی از یک طرف نتوانستند روی پای خود بایستند و از طرف دیگر در بخش تامین سرمایه دچار مشکل شدند. بسیاری بر این باورند که اگر همین وضعیت ادامه پیدا کند و به فکر ارائه راهحلی نباشیم، بهطور قطع خیلی از بنگاهها ورشکست میشوند. در همین زمینه با کامبیز میر کریمی، عضو هیاتمدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه به گفتوگو نشستیم. چرا تولیدکنندگان ما به این سمت رفتهاند که برای فرار از هزینههای بالا اعلام ورشکستگی میکنند؟ به نظر شما مشکل کجاست؟ متاسفانه با افزایش نرخ بهره در تلهای افتادهایم که خیلی سخت میشود از آن خارج شد. سالها و مدتهای طولانی، تورم در کشور وجود داشته و این مسئله باعث شده سودهای غیرواقعی در بنگاهها افزایش پیدا کند، تعهداتی ایجاد و وامهایی گرفته شود. شرکتها و کارخانهها با وجود تورم سعی کردند با داراییهایی که داشتند به نحوی به سود برسند، ارز انبار کنند و کمبودها را جبران کنند. در این بین مشکل از آنجایی شروع شد که با مهار تورم دیگر این شرکتها نتوانستند آنطور که قبلا پیش میرفتند، ادامه فعالیت دهند. مشکل دوم بحث مالکیت بنگاههاست. همه فرض میکنند بهرهوری ثابت است و ما باید فقط حجم سرمایه را اضافه کنیم اما باید بدانیم سرمایه، منابع و نقدینگی هم محدود است. در این بین راهحل این است که بنگاهها بهرهوری را ارتقا دهند و سعی کنند روی پای خود بایستند. برای این مهم هم باید بخش حقوقی فعال شود تا قانون کار اصلاح و فضای کسبوکار بهبود پیدا کند. در این صورت است که میتوانیم چشمانداز توسعه اقتصادی بهتری داشته باشیم. برخی معتقدند تولیدکنندهها از دست بانک آسایش ندارند و در این زمینه بانکها مقصر اصلی هستند، نظر شما چیست؟ هر چند امروز تورم مهار شده و همین امر تولیدکنندهها را به تکاپو انداخته اما از طرف دیگر بانکها به دلیل نامناسب بودن عرضه و تقاضای نقدینگی با یکدیگر رقابت میکنند. بانکها به خاطر نرخ بهره؛ حجم عظیمی از پولها را بلوکه کردهاند. این مسئله باعث شده شرکتها و بنگاههای خصوصی دچار مشکل شوند و سوددهی لازم را نداشته باشند. درست است که امروز خیلیها در بورس فعال هستند اما با معاملات ضربدری کار میکنند و این معاملات در شرایطی که تورم کاهش یافته است یک جا مشکل خود را نشان میدهد. باور دارم بانکها در افزایش ورشکستگی بنگاهها نقش دارند و بنگاهی که ورشکست میشود را دیگر نمیتوان به زور سر پا نگه داشت بنابراین اینها یک روز در نهایت فرو میپاشند. برای حل این مشکل چقدر میتوان به اصلاح قوانین و نقشآفرینی شفافتر بنگاهها امید داشت؟ تا به امروز راهحل نجات بنگاهها سرمایه بیشتر بوده است. بانکها به همین دلیل تلاش کردهاند تا سرمایه لازم را به واحدهای تولیدی و صنعتی تزریق کنند و بنگاهها هم سعی کردهاند به سوددهی برسند اما این راهحل در بلندمدت جواب نداده زیرا آنها را در بخش تامین سرمایه به شدت دچار مشکل کرده است. باور دارم که اگر همین وضعیت ادامه پیدا کند، بهطور قطع بسیاری از بنگاهها ورشکست میشوند. البته در این بین روی سخنم با بعضی از بنگاهها و صنایعی است که در بخشهای اقتصادی مزیتدار کشور هستند و صنایع نفت و گاز و صنایع پاییندستی و میاندستی پتروشیمی نیست. براساس آمارها حجم عظیم واردات سال گذشته نشان میدهد حجم عظیمی از ماشینآلات اکسترودر وارد کشور شده که نشان میدهد رونقی را در بخش صنایع پاییندستی به طور نمونه صنایع تبدیلی پلاستیکی داشتهایم. باید گفت حساب این صنایع به این خاطر که بر مبنای مزیت نسبی کشور ایجاده شدهاند، از سایر صنایع جداست. چقدر ما در نظام اعتبارسنجی مشکل داریم؟ مهمترین مشکل به سیستم بانکداری ما و نظام اعتبارسنجی بنگاهها مرتبط میشود. مشکل ما این است که در کشور اعتبارسنجی حرفهای نداریم. بزرگترین مشکلی که بانکها دارند این است که نمیتوانند با اتکا به پایگاه دادههای متمرکز در شرکتهای حرفهای، اعتبار بنگاهها را بسنجند و در بحث اعتبارسنجی موفق عمل کنند. این مشکل بزرگ در بخش بانکداری و نظام مالی و اعتبار سنجی ما است. در این بین قانون تجارت ما هم خیلی قدیمی است که اگر بخش ورشکستگی آن را بررسی کنیم مقررات روزآمدی در آن نمیبینیم. این در حالی است که قانون ورشکستگی در کشورهای پیشرفته بسیار قوی است که به ادعاها و خواستههای تولیدکنندگان رسیدگی میکند. در این کشورها دادگاههای تخصصی و شورای تخصصی شکل میگیرد که ما آن را نداریم. بهطور نمونه پیشنویس قانون تجارت سالهاست که در مجلس شورای اسلامی مانده و عملیاتی نشده است. بهعنوان عضو هیاتمدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه، سال ۹۵ را در زمینه گسترش روابط ایران و روسیه چگونه ارزیابی میکنید؟ روابط دو کشور هم متاثر از همین فضایی بوده که میبینید. خوشبختانه از نظر واردات جهش خوبی داشتهایم و حجم تجارت دو کشور افزایش پیدا کرده اما مسئله مهم دیگر بخش صادرات است. در این زمینه فرصتهای زیادی شکل گرفت، با توجه به تحریمی که روسیه برضد شرکتهای اروپایی و ترکیه اعمال کرد فضایی برای شرکتهای ایرانی باز شد که سهم صادرات خود را به روسیه افزایش دهند. از آنجاییکه ما مشکلات داخلی داریم، بنگاههای ما توانایی تامین نیاز بازار بزرگ روسیه را نداشتهاند. متاسفانه بنگاههای ما در زمینه صادرات خیلی قوی نیستند و مشکلات نقدینگی، تخصص و برند دارند. در بازار روسیه محصولاتی با کیفیت محصولات ایرانی اما با نصف نرخ به فروش میرسد. چه اقدامات مثبتی در زمینه فعال شدن بنگاههای ما در عرصه بینالمللی شکل گرفته است؟ خوشبختانه زیرساختهای مسیر شمال و جنوب به سرعت در حال فعال شدن است، سرمایهگذاری خوبی هم در بخش راهآهن در حال شکلگیری است. چند وقت پیش راهآهن آذربایجان وارد خاک ایران شد که این امر در حملونقل کالا میتواند موثر باشد. از اقدامات خوب دیگر تفاهمنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه گمرکی اوراسیاست. اتحادیه گمرکی جدیدی بالای سر ما در حال شکلگیری است و ما باید به این اتحادیه ملحق شویم. اتحادیه گمرکی اوراسیا، اتحادیهای است که مشابه اتحادیه اروپا گام به گام بحث ادغام اقتصادی را پیش میبرد. به این ترتیب اگر میخواهیم برای بازار صادراتی خود چشمانداز خوبی داشته باشیم باید در این حوزهها فعالیت کنیم.