|

دیپلماسی فرهنگی و قدرت اقتصادی

فهرست محتوا

علی نعیمی / روزنامه نگار

تحولات دهه‌های اخیر در حوزه روابط بین‌الملل، حاکی از اهمیت مقوله فرهنگ در دستیابی به اهداف و بهبود روابط میان دولت‌ها است. امروز عرصه روابط بین‌الملل، به شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی قرار دارد. از این رو، تبادلات و مناسبات فرهنگی و هم چنین کوشش برای نگهبانی از هویت و فرهنگ، جایگاه ویژه‌ای در سطح مباحث تئوریک و نظریه‌پردازی و هم چنین در ساحت عمل به خود اختصاص داده است، تا جایی که تبدیل پاسداری از هویت، نه دستور کار سیاست خارجی و مطالعات راهبردی، بلکه بیش از همه، ناشی از موجی است که پهنه عمل آن، فراملی و جهانی است. از این منظر می‌توان گفت؛ قدرت یابی و کسب و تولید قدرت در دنیای جدید در مقایسه با دوران گذشته، از الگوهای متفاوتی پیروی می‌کند. هر چند اعمال آن در سطح جهانی، مبتنی بر قدرت سخت و نظامی برتر شکل گرفته است و کماکان غلبه دارد، برای همین با تحولاتی که بعد از جنگ جهانی دوم و به ویژه دهه ۷۰ میلادی به بعد در ساحت اندیشه و عمل به وجود آمده است. متغیرهای جدیدی را برای تولید، اعمال قدرت و کسب نفوذ، وارد حوزه روابط بین‌الملل و سیاست جهانی کرد. یکی از این متغیرهای پرنفوذ فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی است.فرهنگ به معنی ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت، آداب و سیستم‌ها و هنرها و سنت‌های ویژه یک جامعه است، که در طول سالیان دراز در وجود مردم آن جامعه شکل گرفته است. فرهنگ، عبارت است از؛ مجموعه دانش‌ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و هر گونه توانایی و عادت دیگری که به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه اکتساب شود و به نسل‌های آینده منتقل می‌شود. دیپلماسی فرهنگی نیز استفاده از ابزار فرهنگ در مناسبات بین‌المللی و روابط خارجی برای دستیابی به اهداف و منافع ملی است.دیپلماسی فرهنگی تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیاد نهادن تفاهم‌ها و توافقاتی بر اساس ارزش‌های مشترک است. این درحالی است که بنا به تعریف گیفورد مالون دیپلماسی فرهنگی عبارت است از معماری یک بزرگراه دوطرفه به منظور ایجاد کانال‌هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش‌های یک ملت و در عین حال، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت‌ها و فهم ارزش‌های آن.با برداشتی تطبیقی از وجوه مشترک این تعاریف می‌توان چنین نتیجه گرفت که "دیپلماسی فرهنگی روایت داستان یک تمدن و فرهنگ برای صاحبان سایر تمدن‌ها و فرهنگ‌ها با استفاده از ابزارهایی از جنس همان تمدن است. به عبارت دیگر، دیپلماسی فرهنگی آن گاه مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند که کشوری برای انتقال غنای نهفته در فرهنگ و تمدن خود با استفاده از سازوکارها و ابزارهایی از همان جنس به معرفی و انتقال آن به سایر ملل می‌پردازد و آن را در سیاست خارجی خود لحاظ می‌کند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با توجه به اهمیتی که نظام برآمده از این انقلاب برای ملت‌ها و افکار عمومی قائل بود و همچنین با تاکید بر اهدافی همچون نفی ظلم و حمایت از مظلوم، حمایت از جنبش‌های آزادیبخش، تلاش برای وحدت و همبستگی میان امت اسلامی و برقراری روابط مسالمت‌آمیز با جهان، دیپلماسی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه‌ای یافت. این ادعا را می‌توان از تعدد و تکثر نهادهای متولی روابط فرهنگی بین‌المللی بعد از انقلاب درک کرد که بیش از ۳۰ نهاد را شامل می‌شود. دولت تدبیر و امید به هنگام پذیرش مسئولیت اداره دولت با باور این نکته که می‌توان در مسیر دیپلماسی فرهنگی راه را بر روی هر گونه جنگ و مشتقات آن بست، قدم در راهی پر پیچ و خم در جهت رشد فرهنگ گفتمان در جوامع مختلف گذاشت. مسیری که البته از میانه دهه ۷۰ خورشیدی و با آغاز رویکرد گفتمان اصلاح طلبی شکل قوام‌یافته‌ای به خود گرفت و انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را که در مسیر خود بیشترین بهره را از فعالیت‌های فرهنگی برده است به بلوغ و باوری رساند که امروز شاهد آن هستیم هر کجا که نامی از هویت ایرانی است فرهنگ غنی ایرانیان پیشگام معرفی ملت و کشور هستند. در این میان می‌توان از ظرفیت بالقوه دبپلماسی فرهنگی برای حل مشکلات اقتصادی در کنار حل مسائل سیاسی یاد کرد. عرصه فرهنگ می‌تواند در مسیر عقلانیت راه‌های پر پیچ و خم اشتغال و اقتصاد را با دستاوردهای لطیف و رندانه خود به سود آرامش و امنیت ملی جامعه و رشد حرکت قطار اقتصادی بپیماید و بدون شک در این مسیر در کنار فعالیت‌های مجاهدانه وزارت امور خارجه نقش پر رنگ هنرمندان و فرهنگیان در پیشبرد این اتفاق می‌تواند مسیر رسیدن به دیپلماسی پایدار در عرصه بین‌المللی را هموار کند. مسیری که بدون شک به رشد توسعه ایران اسلامی خواهد انجامید.

دیپلماسی فرهنگی و قدرت اقتصادی
کد خبر: ۷۱۴۹
۲۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۳
ارسال نظر
captcha