نویسنده «هیولا» دربارهی دشواریهای نگارش متن این سریال که نقدی اجتماعی را با زبان طنز بیان میکند، میگوید: ماجرای «هیولا» کمی سختتر از این حرفهاست؛ چرا که ماجرای فساد را به راحتی میتوان با زبان طنز بیان کرد، اما یکی از تلخترین موضوعات عالم بشریت، سقوط انسانیت است که ما به آن در قصهی «هیولا» پرداختیم و این کار ما را سخت تر میکرد.
گسترش نیوز - امیر برادران که با سرپرستی پیمان قاسمخانی سریال هیولا را به نگارش درآورده است، در پاسخ به اینکه روند کاری و تعامل برای نگارش متن این سریال چگونه بوده است؟ توضیح داد: تعامل ما برای نگارش این سریال خیلی خوب بوده است و به این صورت بود که آقای پیمان قاسمخانی به عنوان طراح داستان، طرح کلی و خلاصه قسمت و اتفاقات را طراحی میکردند و سکانسبندی و همینطور دیالوگنویسی را من انجام میدادم.
از «خداروشکر» مدیری تا «لولهکردنِ لب» برای گفتن اعداد!
وی دربارهی تکیهکلامهای سریال «هیولا» که مانند اغلب سریالهای مهران مدیری در بین مخاطبان رایج شده است، در پاسخ به اینکه آیا این تکیهکلامها توسط خود او در متن آمده یا به پیشنهاد بازیگران بوده است؟ اظهار کرد: تکیهکلامی مثل «خداروشکر» برای خود آقای مدیری است که پیشنهاد دادند، تکیههاکلامهای شخصیت داود هم توسط خود بازیگر طراحی شده است. تکیه «لب و لولهکردن» برای گفتن اعداد، مدل دیالوگهای خانم مقدمی مثل «شیر بیشهی زندگی من»، «هوشنگم»، «مدیرعاملم» و... را خودم نوشتم و واقعا به نظرم خانم مقدمی کار را بینظیر اجرا کرده است.
وی افزود: من در تمام متنهایی که تاکنون ارائه کردهام، در همین سطح شوخی مینوشتم. منتهی در این سریال ما یکسری بازیگر داشتیم به جای اینکه به دنبال این باشند که بداهه بگویند و از خودشان نمک اضافه سر صحنه بریزند، دیالوگها و شوخیها را سر صحنه به بهترین شکل ممکن بیان میکردند. به نظرم این مهمترین عامل موفقیت کار است. وقتی دیالوگها را به بازیگران ارائه میکنیم اینگونه نیست که بخواهند خودشان هم چیزی اضافه کنند. بلکه به بهترین شکل ممکن دیالوگ را بیان میکنند و چون ما خودمان زمانی که میخواهیم بنویسیم میدانیم که هر سکانس چه شوخی باید داشته باشد و روند آن باید چگونه باشد، این درست در میآید.
هیولا عین کلاس بازیگری بود
نویسنده «درحاشیه» در ادامه درباره ی پیاده کرده برخی دیالوگهای طنز که آیا مطابق است با آن چیزی که نویسنده در متن به دنبال آن بوده؟ توضیح داد: قبلا در کاری سکانسی نوشته بودم که اتفاقا سکانس لایی بود و به سکانس بعدی ربط پیدا میکرد، اما یک سری بازیگر بانمک بازی در آورده بودند و آن سکانس ۷ دقیقه شده بود. در حالی که ۳۰ ثانیه بیشتر نبود. کلید واژهای هم که کار را به سکانس بعدی ارتباط میداد فراموش کرده بودند. ولی به نظرم سریال هیولا یک جاهایی میتواند مثل کلاس بازیگری برای کسانی که میخواهند بازیگر طنز شوند، باشد؛ مثل دونفرههای آقای مدیری و آقای اصلانی و یا دونفرههای خانم مقدمی و خانم خیراندیش، به نظرم این بازیگران در سکانسها آنقدر خوب شوخیها را اجرا میکنند که واقعا مثل کلاس آموزشی میماند.
برادران دربارهی موضوع سریال هیولا که با نگاهی طنز به فساد اقتصادی میپردازد و اینکه پرداختن به این موضوع جدی از دریچه طنز انرژی بیشتری را از نویسنده طلب میکند، چرا که کوچکترین اشتباه منجر به این میشود که مخاطب کار را پس بزند، اظهار کرد: ماجرا کمی سختتر از این حرفهاست، ماجرای فساد را به راحتی میتوان با زبان طنز بیان کرد اما یکی از تلخترین موضوعات عالم بشریت سقوط انسانیت است که ما در سریال «هیولا» به آن پرداختیم و این کار را سخت تر میکرد.
شوخیهایی که رئال بودند
وی در ادامه گفتوگو اظهار کرد: به نظرم سریال هیولا تفاوت عمدهای با کارهای دیگر آقای مهران مدیری داشت و آن اینکه بسیار رئال و در زمان حال است و خیلی از اتفاقات، همزمان با پخش سریال ما صورت میگرفت؛ مثلا با تعطیلات شوخی کرده بودیم که با تعطیلات خرداد ماه همزمان شد. ماجرای زندانهای لوکس که آقای مدیری مطرح کردند هفتهی بعد آن ماجرای زندانهای لوکس از رسانهها منتشر شد و یکسری اتفاقات دیگر نیز همزمان شده بود. به نظرم آقای مدیری ریسکی که در این کار کردند این بود که به خاطر رئال شدنِ کار، قید ایجاد شخصیتهای فانتزی که تخصص ایشان است را زدند و پذیرفتند که نمیتوانند شخصیت فانتزی در این کار بگذارند و میبینید که خیلی از شخصیتها فانتزی نیستند. به دلیل اینکه صدها بار از آدمهای اطرافم شنیدم که مثلا شخصیت شهره عین خالهشان است، یا هوشنگ عین شوهر عمهشان است؛ یعنی مخاطبان نمونههای این بازیگران را در اطرافشان دارند. و این خودش باعث شد در بحث شوخیها، کار سختتر شود و از طرفی هم کمک کرد برای مردم سمپاتی شود. نمیدانم این خوب است یا بد که خیلی از مردم ما به این فکر کردند که آیا اگر جای هوشنگ بودند راه او را میرفتند یا نمیرفتند.
به ما انتقاد کردند که چرا قبح یک سری مسائل را میریزیم
وی در همین زمینه گفت: خیلیها به ما انتقاد کردند که چرا ما قبح یکسری مسائل را میریزیم و آدمها را ترغیب میکنیم که مثلا حق دارند مسیر اشتباه را بپذیرند. کسی فکر نمیکند که شرایط جامعه آنقدر بد شده است که شخصی مجبور به پا گذاشتن بر روی شرافتش میشود و کجا هستند کسانی که باید کمکش میکردند که سقوط نکند. این را به چالش کشیدیم که اگر شریفترین انسانها از جمله فرهنگیان هم تحت فشار باشند ممکن است سقوط کنند. اتفاقا ما شرایط اقتصادی و اجتماعی آحاد مردم را به چالش کشیدیم. یک آدمهایی که زود قضاوت میکنند در مورد مسائل اقتصادی هم اینگونه میگویند که ما اختلاس را عادی میکنیم. در صورتی که ما هم اگر بخواهیم سقوط کنیم، چه کسی باید این مسائل را بگوید. حداقل این است که ما آن تلنگری که باید را میزنیم.
وی درباره ی اینکه «هیولا» یک قسمت دیگر چه پایانی خواهد داشت، اظهار کرد: هیولا یکی از پایانهای خوب را در سریالهای طنز خواهد داشت. اما لزوما یک پایان خوش نیست.
شخصیتهایی که هیولا را تغییر دادند
برادران دربارهی چینش شخصیتها که آیا از همان اول نوشته شده بودند و یا به تناوب و جذابیتی که داشتند نقش آنها بیشتر شد؟ توضیح داد: ما در ابتدا تعاریفی از شخصیتها داشتیم که مثلا چه طور هستند. کمی جلوتر که رفتیم به عنوان مثال در ارتباط با کاراکتر خانم مقدمی؛ نقشی که در ذهن ما بود این بود که روند قصه بیشتر به سمت موضوع اقتصادی و در خاف اتفاق بیفتد تا خانواده. اما هم خانم مقدمی هم خانم خیراندیش از بازیگرانی بودند که با توجه به سبقه و توانشان ما را به این تصمیم رساندند که اگر کار را به خانواده بکشانیم بهتر میشود. بنابراین ما کمکم شروع به پررنگ کردن نقشهایشان کردیم. آقای مدیری هم تاکید داشتند که نقش خانم تیرانداز و آقای بحرانی بیشتر شود و کمکم خانوادهها را پررنگتر کردیم. مثلا آقای بحرانی صرفا عاملی در کنار ماجرا بود که بیایند و یک سری قصه را راه بیندازند، ولی واقعا دیدیم انقدر خوب هستند که حضورشان به بهتر شدن کار کمک میکند و همین حالا هم که قسمتهای مربوط به چمچاره و مینا را داریم، میبینیم که در طنز رشد خوبی داشتند. در ارتباط با کاراکتر داود هم باید گفت ایشان قرار بود در قسمتهای ابتدایی حضور داشته باشند، زمانی که راشها را دیدیم به این نتیجه رسیدیم که بودنشان به کار کمک میکند. ایشان سابقه تئاتر دارند و خیلی توانمند هستند. در یک قسمت احتیاج به یک مشاور املاک داشتیم و دوباره این بازیگر را در آن نقش گذاشتیم و بعد دیدیم که بازیِ خوبش یک اتفاق نبوده و در پایان بندی هم از ایشان و همچنین آقای بحرانی و سیما تیرانداز استفاده کردیم. ما هر بازیگری که خوب بود سعی کردیم تا پایان استفاده کنیم و حضور داشته باشند.
شخصیتهای جانبی که به سریال کمک کردند
وی دربارهی شخصیتهای جانبی سریال هیولا که از اتفاقات خوب این سریال بوده است، توضیح داد: اتفاق جالبی در این کار افتاد و آن اینکه من معمولا نقشهای جانبی مینویسم اگر هزارپا را دیده باشید پر از شخصیتهای جانبی است. معمولا این شخصیتها در سریالها سخت انتخاب میشوند و معمولا هم خوب جواب نمیدهند و سکانسها و کار لطمه میخورند. ولی در این سریال بیشتر از ۷۰ درصد بازیگران مهمانی که آوردند خوب بودند که جای تشکر از گروه کارگردانی دارد. مثلا خانم السا فیروزفر، در شمال منشی و آبدارچی و کاراکتر قاضی خیلی خوب بودند و به کل ماجرا کمک کردند.
دیالوگ مهمی که از «هیولا» حذف شد
این نویسنده سریالهای طنز دربارهی اینکه آیا «هیولا» به واسطهی پرداختن به موضوعاتی حساس از قبیل فساد، سانسور و یا حذفیاتی داشته است؟ اظهار کرد: وزارت ارشاد همکاری خیلی خوبی داشت و به نظرم خیلی کم بخشهایی حذف شد. یک دیالوگ طولانی بود که من آن را خیلی دوست داشتم که مربوط به دیالوگ آقای مدیری بود و حذف شد اما به روند قصه آسیب نزد. در سریال دیالوگهایی هست که فکر میکنم رد اثر من در این کار است. مثل اینکه از شرافت شر و آفت آن برایمان نمانده، اینها تک دیالوگهایی است که نویسنده دوست دارد و فکر میکند نقطه اثرش همین دیالوگهایی باشد که نوشته است. در مجموع واقعا اذیتمان نکردند و تا جایی که توانستند همکاری کردند.
اگر «هیولا» در تلویزیون ساخته میشد
برادران در پاسخ به اینکه اگر سریال «هیولا» در تلویزیون ساخته میشد آیا به همین شکل بود؟ اظهار کرد: در هر صورت شرایط تلویزیون مشخص است و نمیشود انتظار بیخودی هم داشت. فضای تلویزیون عمومیتر است و طیف بیشتری از آدمها را باید به عنوان مخاطب ببینید. در شبکهی نمایش خانگی اگر کسی اثری را دوست داشته باشد خریداری میکند و اگر دوست نداشته باشد، نمیخرد. تلویزیون چون عمومیتر است شراط خودش را دارد.
به گفتهی نویسنده، آخرین قسمت از مجموعه «هیولا» هفته آینده توزیع خواهد شد.
منبع: ایسنا