اینجا با تمام زیبایی اما حس غریبی دارد. دستفروشی، شلوغی، افرادی با ملیتهای ایرانی و افغانی به دل چنگی دیگر میزند که از هر گوشهاش صدایی، تو را به متنی جدید فرامیخواند.
گسترشنیوز: گاهی لازم است نه از دریچه چشم که به روزمرگی عادت کرده، که از دریچه دوربین، ریزتر و با خوانش عمیقتر روایتهای تصویری را دوره کرد. هر جز، داستانکی از واقعیت زندگی است که حقیقت را در شلوغی شهر پنهان کرده و ما را غرق در حاشیه و دور از اصل کرده است.
با گذر از میدان امام حسین علیهالسلام، ابهتی از سازههای مدرن تو را در خود فرو میبرد که خودروهای برقی مسافرانش را جابهجا میکند. اینجا با تمام زیبایی اما حس غریبی دارد. دستفروشی، شلوغی، افرادی با ملیتهای ایرانی و افغانی به دل چنگی دیگر میزند که از هر گوشهاش صدایی، تو را به متنی جدید فرامیخواند. آدمهایی ساده، کوچ کرده از شهر و روستا و مهاجرت کرده از کشوری دیگر، برایت ساز ناکوک زیستن با حداقلها را مینوازد. اینجا تعارف معنا ندارد باید وسایلت را سخت به چنگ گیری که دیگری را دزد نکنی. در گوشه این غول مدرنیته، مسجد بزرگ معروف امام حسین است که هنوز بازسازی آن به اتمام نرسیده اما چهره مذهبی آن را به رخ میکشد. تعداد افرادی که وسط روز فرصتی برای ادا کردن دین خود به اعتقاداتشان را داشته باشند، کم است. این را از صفهای بسته شده برای رکوع و سجود به درگاه احدیت میتوان فهمید. در انتهای تمام این معبودیت، غرق در عباداتشان میشوی.اما صدای کودکان بازیگوش نوایی دیگر است که روح و روان معصومیت از دست رفته بزرگسالی را نوازش میکند.روزگاری نهچندان دور، بازار سنتی و تو در توی این میدان، دفتر مشقی برای پاس کردن واحد عکاسی خبری یا فتوژورنالیسم بود. عکسهایی که برای در امان ماندن از کپیرایت از سوی سایر همدورهایها توسط استاد ضبط شد.این را هم گوشزد کنم بازار محل خوبی برای معصویت کودکان نیست. رنگ و لعاب دنیای کودک از جنس نور است و با دویدنهای بزرگسالان فرق میکند. بازیگوشیهای کودکانه دل را پر از شوق میکند اما در این بازار شلمشوربا صورتها کمتر لبخند دارند و همه غرق کسب روزی و سیر کردن شکمها هستند. البته که بد نیست اما بهشرطی که دغدغههای روزمره رنگ ببازند و صورتکهای اخمآلود کمی منبسطتر یکدیگر را همراهی کنند.گفتنی است قیمتها واقعی نبوده و مربوط به انتهای سال ۹۵ است.