هشت و نیم صبح روز ۱۱ اردیبهشت، جاده آزادشهر به معدن یورت. آفتاب درخشان است و تا چشم کار میکند رنگ سبز درختان با تونالیته رنگی فراوان چشم را مینوازد؛ میشد اینجا هم جاده ناهارخوران یا جواهردهی دیگر باشد که از سر و کول آن مسافران شلوارک پوشیده و خندان با بچههایی شاداب که خون از صورتشان میچکد بالا برود، هی بایستند و سلفی بگیرند و «جوج» بزنند.
گسترش نیوز: این جاده علیرغم ظاهری زیبا، دل سیاهی دارد. رگههای آن از لابلای سنگهای سخت کوه پیدا است. دلش سیاه نبود که پارسال ۴۳ نفر را نمیبلعید. درست آن بالای بالا جایی که از فرط زیبایی آرزو میکردی آلونکی داشتی و صبح به صبح با صدای پرندگان خوش الحانش بیدار میشدی سیاهی دل کوه بیرون ریخته است؛ زغالهای مرغوبی که کمترین درصد خاکستر را دارد و بازار همیشه طالب آن است و بدون شستشو میشود آنها را در دهانه بزرگ کورههای ذوب فولاد ریخت. زغالی که روزگار کارگرانش را سیاه و زندگی برخی را سفیدبختتر از برف کرده است.
اما کوه بیرحمتر از این حرفها است؛ کم کارگران معدن یورت از دستش کشیدند و روزی ۸ ساعت زیر حجم سنگین غبارهای سیاه در اعماق دو کیلومتری کوه زغال به ریههایشان کشیدند و چندرغازی که پول خونشان بود را به خانه بردند که این بار جانشان را هم باید میگذاشتند و میرفتند. آن هم سر بیاحتیاطی یک نفر. گیرم که امکانات کم بود و گازسنجتان کالیبره نبود و پرندهای هم نبود که بفرستید ته معدن تا ببینید زنده بر میگردد یا از گاز متان، مونوکسیدکربن و کمبود اکسیژن میمیرد. گیرم که مسئول ایمنی معدن آن دور و برها نبود که حواسش به شما باشد، یا اصلا معدن مسئول ایمنی ندارد، آخر بوی گاز متان که همه جا پیچیده بود.... چشمهای منتظر زن و فرزند شاهد شما نبود؟ گیرم که آموزش ایمنی کافی ندیده بودید، ماسکتان ایمن نبود و لباس کارتان کاپشن کهنه پاره پارهای بود که در نبود لباس کار تنها تن پوش شما در سرمای داخل تونل سیاه بود، اما باتجربهترها میدانستند یک جرقه ضعیف هم منجر به انفجار میشود. آنها که پای چای عصرانه از خاطرات و اتفاقهای گذشته گفته بودند و بهتان هشدار داده بودند... پدرانتان، برادرانتان و پسرخالههاتان که از سر دلسوزی به شما گفته بودند مواظب خودتان باشید، آخر باتری به باتری کردن یک لوکوموتیو و کشنده واگنها آن هم ته معدن که وجود گاز متان طبیعیترین اتفاق ممکن است عاقلانه بود؟ هنوز هم تا چشم مسئول ایمنی را دور میبینید موبایل با خودتان میبرید؟
بگذریم؛ همانطور که همه آن جانباختگان معدن یورت، از جانشان گذشتند؛ همانطور که هنوز خطای انسانیِ کارگران معدن در اتصال باتری به لوکوموتیو به عنوان اصلیترین عامل انفجار مطرح نمیشود.
خاک سرد بود
کارگران با نگاهی بدبینانه و پر از تردید و ترس فقط ایستادهاند، آنها که نمیمانند و سرشان را به اتاقک استراحت (که ترکیبی است از یک تخت لکنته درب و داغان و پردهای چرکمرد از جنس پتوهای سربازی که چندتایی کثیفتر از آن روی تخت مچاله شده در کنار بشکه قیری که با هنرمندی کارگران بخاری شده) بند میکنند و هی میروند و میآیند تا ببینند از این خبرنگار هم آبی برای شستن غبار بیکسی و ناامیدی از دلشان گرم میشود یا نه همانهایی هستند که داغدارند، برادرشان، پسرخالههاشان و برادرزن و دامادشان پارسال در تونل جان باختند. مثلا دارند خودداری و خودخوری میکنند که حرفی نزنند که بعدها برایشان دردسر شود. ترجیح میدهند حرفی نزنند چون چیزی بگویند حرف دیگران را هم پای آنها مینویسند.
با این حال یخ کارگران پای یک چای آتشی باز میشود تا بگویند به خبرنگاران اعتمادی ندارند. میگویند خبرنگاران میآیند و با ما مصاحبه میکنند ما هم حرفهایمان را میزنیم اما از چاپ آنها خبری نیست. میگویند اینجا را ببینید شبیه جایی است که سال گذشته ۴۳ نفر در آن مردهاند؟ میگویند مقامات استان تصمیم گرفتند هیچ مراسم سالگردی برگزار نکنند و فقط خانوادهها سال عزیزانشان را در مراسمی خصوصی گرفتهاند. این جفا نیست؟
آنها دلگیر، از یاد عزیزان و دوستان از دست رفتهشان میگویند که با خود آنها خاک شد و خاک چه سرد بود.
یکی(مهم نیست نامش چیست) میگوید: معدن یورت با سیستم تهویه طبیعی کار میکرد یعنی تونلی که به صورت افقی در دل کوه زده میشود در بخشهایی به صورت عمودی رگهای نازک وجود دارد که آن را تخلیه میکنند تا به بالای کوه برسند به این تونلهای عمودی، دبیل میگویند که حکم تهویه طبیعی را ایفا میکند و باعث میشود هیچ گاز مضری در تونل باقی نماند اما در حادثه انفجار سال گذشته کارگران در تونلهای به اصطلاح مداربسته کار میکردند. میپرسم معلوم نیست مسئول ایمنی معدن به چه دلیل از کار کردن در این تونلها موافقت کرده و اینکه چرا کارگران از روش باتری به باتری کردن لوکوموتیو استفاده کردند؟ مگر گازسنج معدن میزان گاز متان و دیاکسیدکربن را نشان نمیداد یا کارگران به این مسائل بیاعتنا بودند؟
پاسخشان سکوت است و در نهایت میگویند کارگران که سواد ندارند. نمیدانند در این شرایط باید چه نکاتی را رعایت کنند از طرف دیگر گازسنجها کالیبره نبوده و میزان دقیق گاز را نشان نمیدادند. با این حال اگر اصلاحاتی که طی این یک سال برای معدن انجام گرفت از قبل انجام میشد شاهد بروز حادثه نبودیم.