|

آقا! تقصیر از من نیست که او همسرداری نمی‌داند!

فهرست محتوا

بعد از مدت‌ها ترس و اضطراب از ریختن آبرو، توانسته زنی غریبه اما - به قول خودش- با عرضه را پیدا کند. از او مشورت می‌گیرد و به واسطه راهنمایی او از طریق اینترنت آدرس نزدیک‌ترین دادسرا به منزلش را پیدا می‌کند. آدرس کمی پیچیده است. تصمیم می‌گیرد تا این همه شک و تردید را کنار بگذارد و شجاع باشد. باید از اتاق تاریکش بیرون بزند. با خود فکر می‌کند این چهره زرد را باید سرخاب زد تا اوج غصه‌اش پنهان شود یا بهتر است برای ورود به چنین مکان هایی بی‌روح و بیچاره به نظر رسید. از افکارش بدش می‌آید. به عمد به آیینه چشم غره می‌رود و با سر و وضعی مطابق با حال نزارش از خانه بیرون می‌زند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری گسترش ، در تمام طول زندگی خود شرافتمندانه زندگی کرده است اما عشقش به او... . هیچ چیزی بدتر از این نمی‌شود. ماه‌ها است که قلوه سنگی به اندازه یک مشت در گلو احساس می‌کند. گاهی نفس کم می‌آورد. ماهیچه‌های معده‌اش هم گرفته‌اند. انگار که کسی پایش را محکم روی شکمش می‌فشارد. حالت تهوع دارد و هیچ چیز نمی‌تواند بخورد. از ترس این که کسی نفهمد او داغ دار عشق تباه شده‌اش هست، به اجبار و اکراه چند قاشقی در روز غذا می‌خورد و هر بار به بهانه‌ای از سر میز ناهار خوری بلند می‌شود. این حال و روز هر روزش در چند ماه گذشته است اما حالا، خود را در خیابان می‌بیند؛ با آدرسی به‌دست خط خودش که از اینترنت پیدا کرده. آدرس پیچیده است و نمی‌تواند پیدایش کند. ده بار به رهگذارن نزدیک می‌شود که بپرسد دادسرا کجا است اما می‌ترسد. از بهتانی که غریبه‌ها به او خواهند زد می‌ترسد. می‌ترسد و عقب می‌کشد. چشم می‌چرخاند. نیم ساعتی می‌شود که با تنی رنجور و ذهنی پریشان در خیابان‌های اطراف می‌چرخد. خودش است! دادسرا دادسرا که می‌گویند همین جا است! کنار می‌کشد تا چند دقیقه‌ای ورود و خروج به این مکان ناشناخته اضطراب زا را به چشم ببیند. سربازی با مجرمی که دستبند بر دست دارد از آنجا خارج و مردانی با ظاهر ترسناک به آنجا وارد می‌شوند. انگار هیچ زنی آنجا نمی‌رود. پاهایش سست و اشک از چشمانش جاری می‌شود. حالا باید چه کند؟ چند قدیمی عقب عقب می‌رود؛ می‌ایستد؛ اشک هایش را پاک می‌کند، یک مشت محکم به شکمش می‌زند تا بلکه به دردی که دارد دهن کجی کند و بگوید من از تو قوی ترم! قامت راست می‌کند. سینه سپر کرده، ابروها را در هم می‌کشد تا به میان مردانی برود که غریبه‌اند و از چیزی بگوید که از گفتنش به همه نزدیکان خود شرم کرده است. فریاد بلندی می‌کشد و رو به آسمان به همسرش فحش می‌دهد: «مجتبی! خدا ذلیلت کنه! » حالا به جای شرم، خشم تمام وجودش را گرفته است. به ساختمان دادسرا وارد می‌شود. با هر کس درباره مشکلش حرف می‌زند به او انگی می‌زند. از حالت چشم مردهایی که باید برای ایجاد پرونده با آنها هم کلام شود، زجر می‌کشد اما به روی خودش نمی‌آورد. مدام با خودش مرور می‌کند: «من شجاع هستم. شجاعم، شجاع! طاقت بیار پارمیس!» گوش هایش به کار می‌افتد: «خانم تقصیر از شما است که همسر داری نمی‌دانید! » پاسخ می‌دهد: « اما من دانشجوی روانشناسی هستم!...» مردان هنوز بالاترین علت مراجعه زنان به مشاوران هستند با وجود این که زنان از خانه‌های خود خارج شده‌اند و تقریبا در همه محیط‌های کاری و اجتماعی حضور دارند و مشکلات زیادی را به عنوان یک زن تحمل می‌کنند اما هنوز بزرگترین مشکل زنان، زوجشان است. زوجی که با او ازدواج کرده‌اند، می‌خواهند و یا می‌خواستند ازدواج کنند. رکسانا ساسان نژاد، روانشناس و برگزار‌کننده کارگاه‌های زنان در خصوص بیشترین علل مراجعه زنان به مشاوران به خبرنگار پایگاه خبری گسترش گفت: مشکلات زنان متاهل و مجرد با یکدیگر متفاوت است. خانم‌های مجرد به دلیل شکست‌های مکرر عاطفی و خارج شدن از یک رابطه و ورود به رابطه عاطفی دیگر و به دلیل نا آگاهی در برآورده‌سازی روابطی سالم به مشاوران مراجعه می‌کنند. وی افزود: در مورد زنان متاهل هم بی‌تعهدی به زوج از سوی شوهر و یا خود زن، بیشترین علت مراجعه زنان به مشاوران است. این آسیب‌ها از آنجایی بروز می‌کند که زنان متاهل و همچنین همسرانشان، هنر گفت‌وگو و حل مسئله را نداشته و به فرار از مشکلات زندگی فکر می‌کنند. ساسان نژاد بیان کرد: اگرچه از طریق نهاد‌ها بودجه‌هایی به آموزش مهارت‌های زندگی به زنان اختصاص داده شده و همایش‌هایی برای آنان برگزار می‌شود اما گاهی این آموزش‌ها بی‌تاثیر است. نخستین دلیل بی‌تاثیر ماندن این آموزش‌ها استفاده از مشاورانی خارج از تخصص حوزه خانواده است. در واقع مشاوری که در درمان افسردگی تخصص دارد، نباید به حوزه خانواده ورود پیدا کند چرا که این دو تخصص با یکدیگر برابر نیستند. این روانشناس دومین علت بی‌تاثیر ماندن آموزش زنان را شکاف مهارتی بین زنان و مردان دانست و افزود: با برگزاری همایش‌ها و آموزش ها، خانم‌ها رشد کرده اما مردان در همان سطح قبلی باقی مانده‌اند. در واقع همکاری نکردن آقایان، آموزش‌های داده شده را هم بی‌تاثیر می‌کند. وی ادامه داد: البته اگرچه نهاد‌ها بودجه‌ای برای آموزش مردان در نظر نمی‌گیرند اما حالا مردان خود به این نتیجه رسیده‌اند که باید از کمک مشاوران در مدیریت خانواده بهره برند. افزایش آسیب رسانی زنان به مردان ساسان نژد همچنین درباره افزایش بحران‌های عاطفی مردان گفت: مردان این نسل همچون مردان نسل‌های قبل هستند و به اندازه گذشته به زنان آسیب می‌رسانند اما روند آسیب رسانی روحی به مردان از سوی زنان رو به افزایش است. کمتر کسی به این موضوع می‌پردازد که زنان چه آسیب هایی به مردان می‌زنند. وی بیان کرد: خانم‌ها در گذشته قدرت مالی و اجتماعی نداشتند اما در حال حاضر این توان و قدرت را دارند و بر همین اساس شکل زندگی زنان تغییر کرده است. به طور کلی آقایان از نظر عزت نفس مردانه بسیار حساس و آسیب پذیر هستند و زنان خواسته و ناخواسته گاهی به این عزت نفس آسیب می‌رسانند. این مشاور ادامه داد: به این ترتیب، نسبت به قبل، آقایان بیشتری مورد آسیب عاطفی از سوی همسران خود قرار می‌گیرند. به همین جهت، مراجعه مردان به روانشناسان افزایش یافته است تا جایی که می‌توان گفت، امروز تعداد مراجعان مرد و زن به مشاوران تقریبا برابر است. عوامل محیطی مانع مراجعه زنان به دادسرا بارها شنیده‌ایم که زنان علی رغم این که مورد ظلم و خشونت قرار گرفته اند، ترجیح می‌دهند که شکایت خود را رسمی نکنند و این خود، باب جرم و جنایت نسبت به زنان را باز می‌گذارد. نگاه فرهنگی و قوانین ناکافی از یک سو و محیط اضطراب آور دادگاهها از سوی دیگر، موجب می‌شود که زنان از دوندگی در دادگاه، دادسرا، پزشکی قانونی و کلانتری آزرده شوند. طلوع بنانی، وکیل پایه یک دادگستری در این خصوص به خبرنگار پایگاه خبری گسترش گفت: بیشترین پرونده‌ها با موضوع شکایت زنان، پرونده طلاق است. در ایران مرد هر گاه که اراده کند می‌تواند همسر خود را طلاق دهد اما زن برای جدایی از شوهر باید پیش تر، حق طلاق گرفته باشد و یا این که یکی از موارد دوازده گانه قانون را اثبات کند. وی بیان کرد: اگر مرد، به مدت شش ماه نفقه پرداخت نکرده باشد، جنون و یا بیماری غیر قابل درمان داشته باشد، زندگی مشترک را برای شش ماه ترک کرده باشد، بچه دار نشود، مفقود الاثر باشد، ازدواج مجدد کند، اشتغال به شغلی مغایر با حیثیت خانوادگی خانم داشته باشد و چند قانون دیگر، زن می‌تواند در خواست طلاق دهد که البته اثبات این موارد بر عهده زن است. بنانی ادامه داد: گاهی دیده می‌شود که در یک شهر، شعبه‌های مختلف خانواده از یک قانون برداشت‌های متفاوتی دارند. به عنوان مثال یک قاضی یک بار زدن زن را دلیلی بر طلاق می‌بیند و قاضی دیگر حکم طلاق نمی‌دهد. بنابراین برخی از قوانین مفهوم گنگی دارند که در نهایت به ضرر بانوان تمام می‌شود. این وکیل پایه یک دادگستری اظهار کرد: محیط مجامع قانونی تحملش برای یک زن سخت است. حتی برای بنده به عنوان یک وکیل، تحمل جو حاکم در این مراکز دشوار است. بنابراین از پذیرش پرونده‌های کیفری تا جای ممکن پرهیز می‌کنم. دادگاه محیطی است که قاضی شخصیتی پخته دارد اما در کلانتری و دادسرا، مردانی با جرم‌های مختلف آن جا حضور دارند. علاوه بر آن سربازانی هم هستند که افکار مناسبی ندارند و گاهی با کلماتشان موجب آزار خانم‌ها می‌شوند. هر نوع شوخی ممکن است انجام شود و در شان یک خانم نیست که به این محیط وارد شود. وی بیان کرد: بنابراین زنان برای احیای حقوق خود، نه تنها از نظر خانوادگی و فرهنگی در تنگنا هستند، بلکه محیط هایی که باید به آن مراجعه کنند نیز برایشان آن چنان اضطراب آور است که معمولا از طرح موضوع و رفت و آمد‌های مکرر برای پیگیری پرونده صرف نظر می‌کنند. سختی پیگیری شکایت در قوه قضاییه برای زنان و مردان پوریا قهرمانی، وکیل پایه یک دادگستری نیز در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری گسترش با ذکر این نکته که روند پیگیری شکایت در قوه قضاییه برای زنان و همچنین مردان سخت است، تا جایی که رفت و آمد و دوندگی در قوه قضاییه و پزشکی قانونی شاکی را از پیگیری پرونده منصرف می‌کند. وی اظهار کرد: طلاق، دریافت نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت بیشترین علت مراجعه زنان به دادگاه هستند. در واقع بین مشکلات شهروندی و مشکلات خانوادگی عموما زنان به علت مشکلات خانوادگی به وکیل یا دادگاه مراجعه می‌کنند. این وکیل پایه یک دادگستری به پرسشی مبنی بر رابطه سطح تحصیلات با تقاضای طلاق این گونه پاسخ داد: تقسیم بندی اقشار تحصیلکرده و کم سواد در موضوع طلاق، درست نیست. هرچند بنده که در پایین شهر تهران مشغول به فعالیت هستم حدود ۹۰ درصد پرونده‌های طلاقی که رسیدگی می‌کنم به زنانی با تحصیلات دیپلم و پایین تر مربوط می‌شود، اما این دلیلی بر این که در نقطه‌ای دیگر از شهر زنان تحصیل کرده آمار کمی در طلاق دارند، نیست. قهرمانی بیان کرد: بسیاری از بانوان مجرد که مشکلاتی برایشان پیش می‌آید به دلیل این که به حقوق خود آگاه نیستند دیر به قانون مراجعه می‌کنند. آنها خجالت می‌کشند به روانشناس و وکیل مراجعه کنند. این معضل به جامعه بر می‌گردد. دختران جامعه ما هنوز سبکی از زندگی را دنبال می‌کنند که نمی‌توانند مشکلاتشان را حتی به خانواده منتقل کنند و به این ترتیب در مقابل مشکلات سکوت می‌کنند. وی ادامه داد: موضوع واقف نبودن به قوانین در خصوص بانوان متاهل و مردان نیز صادق است. مردم گاهی تعبیر‌های اشتباه و عجیبی از قوانین دارند که اگر به وکلا مراجعه کنند، از مشاوره‌های درستی استفاده خواهند کرد. مشکلات قانونی زنانه، محیط زنانه یک واقعیت تلخ جامعه را فرا گرفته است. زن که باشی بزرگترین مشکلت موضوعاتی است که عرف سخن گفتن درباره آن را نهی کرده است اما قانون می‌گوید بی‌پرده با مردان نامحرم به عنوان مسئولان رسیدگی به پرونده‌ات حرف بزن. چه دو راهی زجر آوری است انتخاب بین گرفتن حق یا مظلوم و بی‌پناه ماندن. اگرچه قاضی باید مرد باشد و قاضیان راه و رسم سخن گفتن با زن مستاصل را خوب می‌دانند اما محیط دادسرا و پزشکی قانونی به راستی که در شان زنان پاکدامن و عفیفی که به عنوان شاکی -و نه مجرم- به قانون پناه می‌آورند، نیست. راستی! آیا می‌شود مراحل ایجاد و پیگیری پرونده‌ها را به جز در مرحله قضاوت به زنان سپرد و محیطی زنانه برایشان ساخت؟!

آقا! تقصیر از من نیست که او همسرداری نمی‌داند!
کد خبر: ۳۱۰۳۸
۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۰:۵۹
ارسال نظر
captcha
مالمو
مالمو