|

مرگ کار

فهرست محتوا

مانی روشن / گرافیست

سال‌هایی نه‌چندان دور تعداد زیادی چاپخانه به‌دلیل بدهی‌های سنگین در تهران تعطیل شدند؛ البته نه به‌دلیل بدهی به مردم بلکه به‌دلیل بدهی به بانک. گویا عزیزی از زمامداران ارشاد از دستش در رفته و تعداد زیادی مجوز چاپ صادر کرده بود و دولت خدمتگزار نیز به تمام عزیزان به‌منظور گسترش کسب و کار تسهیلات اعطا کرد؛ غافل از اینکه بازار روز ایران این حجم تقاضا ندارد. (البته عادت کردیم به کارهای کارشناسی‌نشده) سررسید پرداخت‌ها می‌آمد و صاحب چاپخانه وامدار مجبور به پرداخت بود. برای جبران کسری اقساط به زمین و زمان آویزان بودند؛ از حقوق کارگر گرفته تا کم کردن دستمزد چاپ برای مشتری بیشتر و نگویم از نزول پول‌های ناپاک. هنوز در خاطرم هست که هر هفته خبر تعطیلی ۲ یا ۳ چاپخانه به گوش‌مان می‌رسید تا جایی که حدود ۱۳۰ چاپخانه در تهران تعطیل شد. کارگرانی که اندک سوادی داشتند وارد کار بازاریابی چاپ شدند، برش‌کارانی که کمی از صحافی سردرمی‌آوردند وارد صنف صحافی شدند و الباقی شدند پیک موتوری و... این داستان ۲ یا ۳ سال بعد گریبان لیتوگرافان را گرفت. هر سال تورم به همه نرخ‌ها اضافه می‌کرد و از دستمزد لیتوگرافی کم می‌شد. اتحادیه وارد عمل شد و نرخ مصوب داد اما شکم گرسنه، جیب خالی و وام بانکی که گوش‌شان بدهکار مصوبات نبود. کم‌کم آنها نیز به درد چاپخانه‌ها دچار شدند. چه‌بسیار خیاط و بافنده را دیدم که با موتورسیکلت وارداتی به نام تولید داخلی دم پاتوق ایستادند تا مسافری را از بازار به مقصد برسانند. چندصد استاد کار تراش‌کاری که راننده شدند. تا به خودمان آمدیم دوروبرمان را کالای چینی گرفت. در این دیار دیگر کسی تعمیر نمی‌کند. همه تعویض می‌کنند با جنس چینی نه‌چندان مرغوب. همه شده‌ایم مصرف کننده. از کالای چینی بگیرید تا جشن‌های بیگانه.

مرگ کار
کد خبر: ۳۰۳۴۷
۰۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۱
ارسال نظر
captcha