|

جایگاه طراحی در استانداردهای سیستم مدیریت کیفیت

فهرست محتوا

سعید موسوی / عضو هیات‌مدیره کانون طراحی مهندسی

در نوشتار پیشین عنوان شده بود سازمان بین‌المللی استاندارد با تقسیم‌بندی نقش، جایگاه و اهمیت فرآیند طراحی در تولید و تکوین محصولات سازمان را هدف گرفته بود و به‌دلیل اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای مقوله طراحی، به عنوان یک حوزه تاثیرگذار بر کیفیت یک محصول که شامل عملکرد، بها، خدمات و ایجاد رضایت محصول در نزد مشتری است، قائل بود اطمینان داشت که اگر الزامات طراحی در یک سیستم مورد توجه و تعهد قرار گیرد، هدف اصلی استاندارد که رضایت مشتری است را برآورده می‌کند. اما متاسفانه به این نکته بهای خیلی کمی در صنعت ما داده شد. خیلی راحت به این نتیجه می‌رسیدیم که فرآیند طراحی را نداریم و به سمت ایزو ۹۰۰۲ می‌رفتیم غافل از این که رمز ماندگاری و بقای ما در صنعت و بازار همان مقوله طراحی بوده و هست و باید به این سمت هدایت می‌شدیم که در مسیر ایجاد فرآیند طراحی و پاسخگویی به الزامات آن حرکت و تلاش کنیم. کارشناسان شرکت‌های خودروساز که از بخش‌های طراحی آن می‌آمدند با قاطعیت می‌گفتند که هیچ شرکت قطعه‌سازی، فرآیند طراحی و مسئولیت فرآیند طراحی را ندارد در نتیجه، باید به سراغ ایزو ۹۰۰۲ برود و خودشان هم فقط به ترجمه نقشه‌ها و شناسنامه‌های فنی و مدارک مهندسی قطعات که از تامین‌کنندگان خارجی گرفته بودند و ارسالش برای تامین‌کنندگان داخلی، بسنده می‌کردند و حتی اگر بودند قطعه‌سازانی که با دانش و تجربه و مهارت خودشان می‌خواستند قطعاتی تولید کنند که اندکی با این مشخصات و استانداردها تفاوت داشت اما عملکرد مشابه و گاه بهتری هم داشت نه‌تنها تشویق نمی‌شدند که از کار آنها ممانعت هم می‌شد. این وضعیت ادامه پیدا کرد تا سال‌های بعد که سیستم مدیریت کیفیت ۹۰۰۰ QS از طرف خودروسازان برای قطعه‌سازان الزامی شد که الزامات شرکت‌های بزرگ خودروسازی را برای قطعه‌سازان بیان می‌کرد و ویژه صنعت خودروسازی بود. از ویژگی‌های این سیستم جدید داشتن ۵ نظامنامه یا manual بود که یکی از آنها با عنوان FMEA به تجزیه و تحلیل و آنالیز حالات خرابی و پیامدهای آن در فرآیند طراحی تا تولید می‌پرداخت. بخش قابل‌توجهی از این نظامنامه مربوط به طراحی بود. گویی بخش طراحی استاندارد ایزو ۹۰۰۰ به شکلی دقیق‌تر، با جزییات و الزامات و البته راهنمایی‌های بیشتر در قالب این نظامنامه دیده شده بود چراکه dfmea از ارکان اصلی سیستم تعریف می‌شد اما با این نظامنامه هم مشابه الزامات طراحی استاندارد ایزو ۹۰۰۰ برخورد شد و آنچه در الزامات آن از ورودی به طراحی تا فرآیند طراحی و تا خروجی طراحی و مستندسازی آن و آثار و برکات چنین فعالیت‌هایی در توسعه و بهبود محصول و رضایت مشتری گفته می‌شد، هیچ‌گاه از طرف خودروسازان و قطعه‌سازان جدی گرفته نشد. دیوار اتاق خیلی از مدیران پر شد از قاب‌های گواهینامه‌های گوناگون سیستم‌های مدیریت کیفیت اما صنعت خودرو همچنان به حمایت دولت، بسته بودن مبادی ورود خودرو به کشور، تعرفه‌های بالا و قیمت‌های گران چشم داشت و بخشی از مصرف‌کننده نیز همچنان ناراضی و آمار تصادف‌ها و کشتارها در جاده‌ها و نیز آلودگی شهرها و... همچنان رو به فزونی است. شاید اگر نه در ۵۰ سال گذشته بلکه در همین ۲۰ سال گذشته این مسائل را جدی‌تر گرفته بودیم به الزامات طراحی در الزامات استاندارد ایزو ۹۰۰۰ یا نظامنامه‌های dfmea و مشابه آنها وفادار مانده بودیم و طراحی را به عنوان یک فرآیند اصلی و محوری در سیستم تولید صنعتی خود وارد می‌کردیم امروز می‌توانستیم خود را خودروساز به مفهوم مهندسی و علمی آن معرفی کنیم و توان مقابله و رقابت با خودروهای اروپایی و آسیایی را داشته باشیم و از یک تحریم ساده مطرح‌شده در فضای مجازی در سال گذشته یا احتمال کاسته شدن از تعرفه واردات خودرو، کل سیستم تولید صنعت خودرومان به هراس و دلهره دچار نمی‌شود.

جایگاه طراحی در استانداردهای سیستم مدیریت کیفیت
کد خبر: ۲۹۴۳۹
۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۹
ارسال نظر
captcha