مهدی ویسی پور /کارشناسان منطقه آزاد اروند
برنامه پنجم عمرانی (۱۳۵۶-۱۳۵۲)، مصوب ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۱ با افقی امیدوارکننده برای رشد اجتماعی و توزیع عادلانهتر ثروت و سهم بیشتر در بازرگانی بینالمللی، تهیه شد. تشکیل دفاتر مستقل برنامهریزی سازمان برنامه در مراکز استانها و ترویج شیوه غیرمتمرکز برنامهریزی، تدوین شناسه جغرافیایی، منابع طبیعی، جمعیت، استعدادها و نیازهای استانها از تحولات مهم برنامه پنجم بوده است. در این سالها افزایش ناگهانی نرخ نفت در بازارهای جهانی و سرازیر شدن دلارهای نفتی، سبب بروز تضاد بین اندیشههای کارشناسی و طرحهای فرمایشی و سیاسی شد. اختلافها به حدی بالا گرفت که سازمان برنامه «ترمز» خوانده شد. تجدیدنظر فرمایشی برنامه پنجم و افزایش حجم مالی برنامه به چند برابر مجموع حجم مالی ۴ برنامه پیشین، سبب خفگی اقتصاد نوپا و نتایج ناخواسته آن شد. زمانی کوتاه پس از تصویب برنامه، دگرگونیهایی در اقتصاد جهانی پدید آمد. نرخ نفت در بازار جهانی بالا رفت و درآمدهای ایران افزایش چشمگیری یافت. بدون انجام مطالعات کافی، دستور تجدید نظر در برنامه کارشناسی شده و آماده پنجم داده شد. شوک چند برابر شدن درآمدهای نفتی، مانع اجرای برنامه سنجیدهای شد که بهدنبال برنامه موفق چهارم تنظیم شده بود. در واقع برنامه پنجم با دو سناریوی کاملا متفاوت در برابر دولت قرار گرفت؛ یک سناریو برای خرج نکردن درآمدهای مازاد نفت و ذخیره کردن آن برای سرمایهگذاری عاقلانه و سناریوی دیگر خرجتراشی برای همه درآمدها باوجود نبود ظرفیتهای اقتصادی و انسانی بود که سناریوی دوم به کار گرفته شد و کشور در تنگنا فرو رفت. محدودیتهای اساسی کشور، نبود زیرساختهای مناسب مانند راه، راهآهن، بنادر و انبارها؛ کمبود مصالح ساختمانی مانند آهن و سیمان؛ کمبود ماشینآلات و تجهیزات صنعتی و ساختمانی و ضعف شبکه حملونقل سراسری را شامل میشد. از این محدودیتها مهمتر، کمبود بسیار شدید سرمایه انسانی برای طراحی، اجرا و دست آخر بهرهبرداری بود. دشواریهای عنوان شده در برنامه به این معنی نیست که اجرای برنامه پنجم از ابتدا با شکست روبهرو شد، بلکه در ۳ سال نخست برنامه (یعنی سالهای ۱۳۵۲، ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴) براساس حسابهای وقت، رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت به ترتیب به نرخهای ثابت ۶/۱۶، ۷/۱۶ و ۶/۱۸ درصد رسید که هرچند با رشد پیشبینی شده در برنامه یعنی ۹/۲۵ فاصله داشت اما رشد کمی هم نبود. در بررسیهای پس از انقلاب، متوسط رشد تولید ناخالص داخلی ۵ سال برنامه پنجم بدون نفت ۱۵ درصد و با نفت ۳/۸ درصد برآورده شده است. از ویژگیهای مثبت برنامه پنجم درباره اعتبارات آن، ایجاد تناظر تقریبا کامل میان تقسیمبندیهای بودجه سالانه و تقسیم برنامه بوده اما ناکامی برنامه پنجم بعد از تجدید نظر، سبب نشد برنامهریزان از وجدان کارشناسی چشمپوشی کنند. آنها با کسب تجربههای گزنده از برنامه تجدیدنظر شده و سفارشی پنجم، با نیت جبران اشتباهها، به استقبال تدوین برنامه ششم رفتند. آنان برنامه ششم (۱۳۶۱-۱۳۵۷) را با لحاظ برنامه «آمایش سرزمین» تهیه کردند که با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ و التهاب بعد از انقلاب نادیده گرفته شد. برنامه ششم با اوج گرفتن پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ متوقف شد و به اجرا درنیامد اما چون تجربههای برنامههای اول تا پنجم پشتوانه آن بود، کاملترین برنامه توسعه شناخته شده که فرصت اجرا پیدا نکرد. از سوی دیگر، اگرچه برنامهها از نظر کارشناسی و علمی بهتدریج پختهتر و کارآمدتر تهیه میشد اما بدنه اجرایی و مدیریتی کشور بهطور متناسب، ظرفیت پذیرش تحولات و تغییرات را پیدا نکرد و کشور نتوانست در طول ۳۰ سال (۱۳۵۷-۱۳۲۷) صاحب فرهنگ سازمانی منضبط، قانونمند، پاسخگو و زیرساختهای اساسی شود. در سال ۱۳۶۰ شورای اقتصاد اقدام به تصویب طرح پیشنهادی سازمان برنامه و بودجه مبنی بر نظام برنامهریزی کشور کرد. *بخش اول این یادداشت در شماره ۹۷۶ و بخش دوم در شماره ۹۷۸ منتشر شده است.