اواسط دی بود که نوسانات ارزی خواب را از چشمان بازار طلا و ارز و سایر بازارها گرفت و به یکباره قیمت ارز افزایشی بیش از ۶۰۰ تومان را تجربه کرد آن هم در شرایطی که قرار نبود نرخ ارز این جهش را تجربه کند زیرا تقاضاها در این بازار افزایش نیافته بود که باعث شود نظم بازار ارز برهم بریزد.
در روزهای پایانی ماه محرم و صفر و نزدیک شدن به تعطیلات سال نوی میلادی قیمت ارز افزایشی را تجربه کرده بود که ولی الله سیف رییس کل بانک مرکزی در توضیح این امر از تعطیلات ژانویه به عنوان مقصر گرانی ارز نام برده بود.اما با عبور از این تعطیلات و طبیعتا کاهش مسافرت های خارجی و تقاضا برای ارز باردیگر شاهد جهش فنر نرخ ارز بودیم اما این بار رییس کل بانک مرکزی سکوت را در پیش گرفت؛ البته تا روز گذشته و همین امر موجب شد تا دلایل مختلفی برای جهش قیمت ارز برشمرده شود از جمله اینکه ذخایر ارزی کم است و بانک مرکزی برای کمک به دولت در راستای جبران کسری بودجه رویه سکوت را در پیش گرفته تا جهش قیمت ارز ادامه داشته باشد.قیمت ارز امروز کمی نسبت به روز گذشته آن هم با صحبتها و وعده هایی که رییس کل بانک مرکزی و رییس جمهوری دادند آرام گرفته است اما مهمترین سوال این است که آیا باید اجازه داد تا نرخ ارز همچنان افسار گسیخته افزایش پیدا کند؟آیا وعده هایی که داده شد موجب کاهش نرخ ارز خواهد شد یا خیر؟آیا مسکنی که به بازار بیمار ارز تزریق شده می تواند برای این بازار درمانی قطعی باشد و یا در روزهای آتی بار دیگر شاهد جهش نرخ ارز خواهیم بود؟
بانک مرکزی مسئول ایجاد سفتهبازی در بازار ارز است
علی صادقین، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری گسترش، گفت: در ماه پیش رو باعرضه بیشتر ارز تا حدودی بازار کنترل خواهد شد و تعدیل قیمتی را در جهت پایین خواهیم داشت منتهی نباید تا این حد اجازه میدادیم با این کمبود عرضه، تقاضا برای سفتهبازی در بازار رشد کند.
این پژوهشگر اقتصادی با اشاره به اینکه برای اطلاع از وضعیت بازار ارز نخست نیازمند اطلاعات آماری دقیق از وضعیت ذخایر ارزی بهویژه از نوع ترکیب ذخایری که در اختیارداریم، هستیم، گفت: نخست باید این را بدانیم که آیا ذخایر ارزی ما بر اساس ارزهای بینالمللی مطلوب است یا ارزهای نامطلوبی در ترکیب پایه پولی کشور وجود دارد.
وی افزود: با توجه به روندی که چند روز گذشته شاهد آن بودهایم، بنده احساس میکنم اختلالی در عرضه ارز از سوی بانک مرکزی ایجادشده است و با نگاهی به وضعیت اقتصادی امروز ایران و میزان رشد اقتصادی که وزارت اقتصاد و دارایی این رشد را بالای ۶ درصد در نظر گرفته است، برای شناسایی تقاضای ارز چند عامل کلیدی قابلبررسی است، نخست اینکه هماکنون و در این فصل از سال مسافرت خارج از کشور از سوی بخش مردمی وجود نداشته و اتفاق خاصی هم در تقاضای ارزی بخش خصوصی بهویژه شرکتها برای جهت خرید مواد اولیه و واسطهای وجود نداشته است. بنابراین برای تقاضای ارز از سوی بازار اختلالی به وجود نیامده و مشکل از سوی عرضه و عمدتاً بانک مرکزی است درواقع، این آن چیزی است که در ظاهر دیده میشود.
صادقین در ادامه اظهار کرد: نکته دوم این است که شاید دولت بهواسطه بانک مرکزی و افزایش نرخ ارز درصدد رونق اقتصاد است و افزایش نرخ ارز شاید موجب تحریک بخش تقاضا، بهبود رشد اقتصادی، افزایش ظرفیت خالی کارخانهها و بنگاهها شود چراکه بنگاههای صادرات محور با افزایش نرخ ارز میتوانند وضعیت بهتری داشته باشند.
این پژوهشگر اقتصادی، معتقد است؛ افزایش نرخ ارز میتواند بهشدت برای سال آینده تورمزا باشد و قدرت خرید را تا حدودی کاهش دهد. بنابراین، در نظر گرفتن این روش در شرایط فعلی و از منظر دستاوردهای دولت برای کاهش تورم خیلی مناسب نیست که به این صورت بخواهیم تحریک رشد اقتصادی را شکل دهیم بهویژه اینکه هزینههای تولید نیز بالا خواهد رفت و بیشتر کمبود عرضه ارز در بازار بهویژه ارزهای اصلی مانند دلار و یورو این افزایش قیمت را رقمزده است.
صادقین گفت: اما اینکه این روند تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد باید بگویم ازآنجاییکه تبلیغات منفی در این خصوص شکلگرفته و نرخ دلار افزایشیافته است بهطورقطع در چنین شرایطی هزینههای تولید بالا میرود و از همه مهمتر انتظارات تورمی منفی را از بعد سفتهبازی ایجاد کند.
قلب تپنده بازار ارز را بیمار نکنیم
پیمان مولوی، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری گسترش، گفت: آنچه امروز در بازار ارز اتفاق میافتد این است که ارزش ریال و تومان ایران نسبت به ارزهای بینالمللی بهیکبارِ کاهش پیدا میکند که این امر تزلزل در سرمایهگذاری خارجی و داخلی و حرکت سپردههای بانکی به سمت بازارهای سفتهبازی را در پی خواهد داشت و بهطورقطع جمعکردن آن کار سختی خواهد بود.
این کارشناس اقتصادی با ابراز تأسف از اینکه چرا همواره در ایران علاقهمند به تکرار اشتباه هستیم و با تکرار اشتباهات اقتصاد کشور را در دنیا متزلزل نشان میدهیم، بیان کرد: متأسفانه علاقهمندیم ارزش ریال را در برابر سایر ارزها دچار تزلزل کنیم.
وی افزود: در دنیا مفهومی با عنوان سیستم مدیریت ارز شناور وجود ندارد و در بازار آزاد ۹۹ درصد کشورها ارز را بر اساس عرضه و تقاضا قیمتگذاری میکنند و بر اساس نیاز بازار قیمت ارز افزایش یا کاهش پیدا میکند.
به گفته مولوی، برای برونرفت از این بحران راهی جز تکنرخی و واقعی کردن قیمت ارز نداریم و در هرزمانی که بر قیمت ارز فشار وارد میشود و از افزایش قیمت آن جلوگیری شده و یا بهصورت مصنوعی قیمت آن ارز پایین نگهداشته شده است، در مواقعی قیمت ارز ۲ الی ۳ برابر افزایش پیداکرده و ثروت ایرانیان در یکشب، متحول میشود.
کارشناس اقتصادی تصریح کرد: تا زمانی که به دانش و اقتصاد بینالملل رجوع نکنیم و واقعیتها را نبینیم و با روش خودکار را دنبال کنیم، به نتیجه درستی نمیرسیم. هرچند که ممکن است با تزریق پول به بازار توسط بانک مرکزی دلار هم از ۴۷۰۰ به ۴۰۰۰ هزار تومان هم برسد.
مولوی با تأکید بر اینکه چرا از بازار آزاد استفاده نمیکنیم و چرا تاکنون ارز تکنرخی نشده است، تصریح کرد: باید دقت کنیم که در سال ۲۰۱۸ زندگی میکنیم و همه به دانش جهانی دسترسی دارند؛ممکن بود تا ۲۰ سال گذشته استفاده از مسکنهای موقتی در مدیریت بازار ارز جواب میداد اما اکنون این روشها دیگر جواب نمیدهد.
کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: اینکه رئیسکل بانک مرکزی به موضوع افزایش قیمت ارز ورود میکند و به مردم میگوید دلار بخرید یا نخرید این موضوع به عقیده بنده خیلی درست نیست چراکه وظیفه بانک مرکزی سیاستگذاری است و انتظار میرود که سیاستگذاری به نحوی باشد که اینگونه مشکلات را در بازار ارز شاهد نباشیم.
به عقیده مولوی؛ مدل مدیریت ارز در کشور بهدرستی شکل نگرفته است و تا زمانی که این مشکل حل نشود هرچند وقت یکبار شاهد نوسانات در بازار ارز خواهیم بود و برخی طرفدار افزایش قیمت ارز به نام صادرات وعدهای نیز طرفدار کنترل قیمت ارز به نفع واردات خواهند بود.
نرخ ارز چقدر باید باشد؟
ابراهیم رزاقی در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری گسترش، گفت: سؤال این است که نرخ ارز چقدر باید باشد؟ برای اینکه قیمت ارز مشخص شود سهراه بیشتر وجود ندارد نخست اینکه هراندازه تورم در داخل وجود دارد به همان میزان نرخ ارز را بالا برد دوم نرخ ارز بیشتر از تورم در داخل باشد و راه سوم که از قبل از انقلاب هم وجود داشته این است که نرخ ارز را بهگونهای به بازار عرضه کنیم که برای طبقات پایین جامعه و تولیدکنندگان صرفه اقتصادی داشته باشد حال دوباره این سؤال مطرح میشود که کدام راهحل درسته است؟
این استاد اقتصاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۷ تورم کشور حدود ۳ درصد بوده است و دلار با نرخ ۷ تومان به بازار عرضه میشد، بیان کرد: در این سالها رقم قابلتوجهی کشور صادرات غیرنفتی داشته است
این کارشناس مسائل اقتصادی افزود: اما از سال ۱۳۴۸ تورم در ایران به وجود آمد و روزبهروز هم افزایش یافت و یکی از دلایل هم این بود که به شکلهای مختلف برخی از افراد کالا به کشور وارد میکردند و تولید داخلی دچار اختلال شد با این شرایط هم باز دلار به قیمت ۷ تومان به فروش میرسید و تا پایان رژیم شاهنشاهی نیز قیمت دلار همین مقدار بود ۸ سال بعد تقریباً امکان صادرات از ایران صلب شد و تمام کالاها وارد میشد.
رزاقی ادامه داد: کشورهایی مانند چین ژاپن طرفدار نرخ ارز بالا برای حمایت از تولید بودند و نتیجه این بود که هیچ کشوری با دلار گران نمیتوانست کالای خارجی وارد چین کند و مردم هم عادت کردند جنس خارجی استفاده نکنند و امروز این دو کشور جز کشورهای صنعتی شدند. درواقع یکی از ابزارهای صنعتی شدن در نظر گرفتن این موضوع است. درحالیکه تولیدکنندگان داخلی سر پا ماندهاند که قطعات خود را از خارج تأمین کردهاند.
زراقی خاطرنشان کرد: اختیاردار بازار ارز دولت است و بخش خصوصی نیز بر اساس صادراتی که دارد دلار خود را به دولت نمیفروشد نتیجه کسی که میخواهد از صادرات سود ببرد این است که با بهدست آوردن دلار کالا میخرد و کالا به ایران وارد میکنند و سود بالایی میبرد.
رزاقی تصریح کرد: کنترل قیمت ارز مانند بیماری است که با خون زنده است، باید تدابیری برای قیمت بیاندیشیم بانکها باید از سوداگری دستبردارند.
این استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: از زمان ریاست جمهوری مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی تاکنون ۱۵۰۰ میلیارد دلار کالا و خدمات به کشور واردشده است قبلاً با ۱۰ هزار دلار امکان به وجود آوردن شغل پایدار وجود داشت که اکنون با ۲۰ هزار دلار میتوان شغل پایداری را به وجود آورد، که با این میزان پولی که کالا به کشور واردشده امکان به وجود آمدن شغل پایدار برای ۷۵ تا ۱۵۰ میلیون نفر وجود داشت این در حالی است که اکنون برای ۱۱ میلیون شغل ایجادشده است متأسفانه ۶۶ میلیون ایرانی در سن کار وجود دارند که تنها ۲۲ میلیون نفر آنها شاغل هستند از این تعداد هم ۶۰ درصد زیرخط فقر هستند.