|

همه چیز زیر سر «پیش‌فرض» است!

فهرست محتوا

حامد هدائی - اقتصاددان رفتاری

پشیمانی احساسی، تنبیهی است که افراد درباره خودشان از آن استفاده می‌کنند. ترس از پشیمانی یکی از عوامل بسیاری است که در تصمیم‌گیری افراد نقش دارد. این وضعیت احساسی را دو روانشناس هلندی به‌خوبی توصیف کرده‌اند. به باور این دو روانشناس، پشیمانی برای فرد با احساس اینکه باید بهتر می‌دانست، دلشوره، افکاری درباره اشتباه‌هایی که مرتکب شده و موقعیت‌هایی که از دست داده، تمایل به بد و بیراه گفتن به خود و آرزوی اینکه رویدادی به حالت گذشته بازگردد و فرصت دوباره‌ای پیش آید، همراه می‌شود. انسان‌ها پشیمانی شدید را وقتی احساس می‌کنند که به‌راحتی می‌توانند خود را در حال انجام کاری غیر از آنچه انجام داده‌اند، تصور کنند. پشیمانی یکی از احساس‌های غیرواقعی است که با دسترسی به جایگزین‌های واقعیت ایجاد می‌شود. پس از هر سقوط هواپیما داستان‌های بسیار زیادی درباره افرادی مطرح می‌شود که قرار نبود در هواپیما باشند اما در لحظه آخر سوار شدند، از یک هواپیمای دیگر منتقل شدند، قرار بود یک روز زودتر پرواز کنند و.... ویژگی مشترک این داستان‌های غم‌انگیز این است که شامل رویدادهای نامعمول می‌شوند و در تصورات، بازگرداندن رویدادهای نامعمول به حالت پیشین ساده‌تر از رویدادهای معمول است. حافظه تداعی‌گرا نمونه‌ای از جهان طبیعی و قوانین آن را دارد. رویدادی غیرطبیعی توجه را جلب می‌کند و فکر رویدادی را فعال می‌کند که امکان داشت در چنین وضعیتی باشد. برای نمونه پل در شرکتی سهام دارد و در طول یک سال گذشته در نظر داشت سهامش را با سهام شرکتی دیگر عوض کند اما تصمیمی خلاف آن گرفت. او حالا متوجه شده که اگر سهامش را با سهام شرکت دیگر عوض می‌کرد ۱۲۰۰ دلار سود کرده بود. یا برعکس، جرج در شرکتی که پل قرار بود سهامش را در آن بگذارد سهام داشت. در طول سال گذشته جرج سهامش را با سهام شرکتی که پل در آن سهام داشت، عوض کرد اما پس از گذشت زمان کوتاهی متوجه شد اگر سهامش را نگه داشته بود تا به حال ۱۲۰۰ دلار سود کرده بود. کدام یک پشیمانی بیشتری حس می‌کند؟ نتایج بسیار آشکار است؛ ۸۰ درصد پاسخ‌دهندگان می‌گویند پل و ۹۲ درصد معتقدند جرج بیشتر ضرر کرده است. این مسئله تعجب‌برانگیز است زیرا موقعیت هر دو سرمایه‌گذاری به‌طور عینی یکسان است. درحال‌حاضر هر دو نفر سهام یک شرکت را دارند. اگر سهام‌شان را با سهام شرکت دیگر عوض کرده بودند هر دو به یک اندازه سود می‌بردند. تنها تفاوت این است که جرج با یک حرکت به اینجایی که قرار دارد رسیده و پل با انجام ندادن هیچ حرکتی، در این موقعیت قرار دارد. این نمونه در واقع مشتی نمونه خروار است. انتظار می‌رود افراد به نتایجی که از حرکتی به وجود آمده واکنش احساسی بیشتری نشان دهند تا در مقابل نتیجه مشابه که هیچ حرکتی برای آن انجام نشده است. این نمونه در واقع دو موقعیت برای معامله باریسک را شرح می‌دهد. انتظار این است، افرادی که معامله باریسک را انجام داده‌اند و مبلغی را به‌دست آورده‌اند نسبت به افرادی که همان مبلغ را در نتیجه خودداری از معامله در درست دارند، خوشحال‌تر باشند. مانند در نظر گرفتن این دو موقعیت در عمل یکسان، در این مورد باخت‌ها شدیدتر است و سرزنش نیز مانند پشیمانی کاربرد دارد. نکته اصلی تفاوت میان تعهد داشتن یا نداشتن نیست، بلکه تفاوت میان گزینه‌های پیش فرض و گزینه‌هایی است که نسبت به پیش فرض تغییراتی کرده‌اند. هنگامی که در پیش‌فرض‌ها تغییراتی به وجود می‌آورید، به سادگی می‌توانید هنجار مربوط به آن را تصور کنید و چنانچه نمونه پیش‌فرض با پیامدهای بدی در ارتباط باشد، مغایرت میان دو گزینه ممکن است منبع ایجاد احساسات دردناک باشد. وقتی سهامی داشته باشید، گزینه پیش فرض این نیست که آن را بفروشید اما وقتی صبح همکار خود را می‌بینید گزینه پیش‌فرض این است که با او سلام و احوالپرسی کنید. فروش سهام و احوالپرسی نکردن با همکارتان هر دو تغییرات در گزینه پیش‌فرض هستند و به‌طور طبیعی ایجاد پشیمانی و سرزنش می‌کنند. یکسان ندیدن خطر پشیمانی، تمایل به انتخاب‌های خطرگریز و عامه‌پسند را ایجاد می‌کند. در بسیاری از اوقات پیش‌داوری نیز دیده می‌شود. مصرف‌کنندگانی که فکر کنند ممکن است در نتیجه انتخاب‌هایشان احساس پشیمانی کنند، نسبت به گزینه‌های عامه‌پسند، یعنی تمایل به نشان‌های تجاری نسبت به ویژگی‌های عمومی تمایل فزاینده‌ای پیدا می‌کنند. رفتار مدیران مالی نیز هنگامی که پایان سال نزدیک می‌شود، تاثیر ارزیابی پیش‌فرض را نشان می‌دهد. آنان تمایل دارند پیشینه‌های پرسش‌برانگیز و نامتعارف را از بین ببرند.

همه چیز زیر سر «پیش‌فرض» است!
کد خبر: ۲۷۸۶۴
۰۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۰
ارسال نظر
captcha