سعید موسوی / عضو هیاتمدیره کانون طراحی مهندسی و طراحی مونتاژ کشور
در روزنامه میخواندم که بحث تعرفه جدید واردات خودرو دوباره گرم شده و ذینفعان افزایش تعرفه واردات خودرو به کشور، از زوایای گوناگون در اینباره مطالب مختلفی بیان کردهاند. بدون تردید شرکتهای خودروساز و قطعهسازان (بهمراتب کمتر) از بزرگترین ذینفعان افزایش تعرفه واردات خودرو به کشور که یکی از پیامدهای آن افزایش نرخ خودروهای وارداتی و در نتیجه توسعه بازار خودروهای ساخت داخل است، هستند. بخشی از این موضوع که در زمینه استفاده از تولیدات داخلی و اشتغال نیروی کار و رونق بازار صنعت در داخل کشور است، بهطبع باعث خوشحالی همه افرادی است که دغدغه توسعه و بهبود اقتصاد کشور را دارند اما بخش دیگر آن که به کیفیت، نرخ و خدمات مرتبط با صنعت خودرو و خودروهای ساخت داخل مربوط است از دیدگاه مصرفکننده، که از مهمترین ذینفعان اینگونه تصمیمگیریهاست، خیلی انتظارها را برآورده نمیکند و اما و اگرهای زیادی را در زمینه ایجاد محدودیت برای واردات بهوجود میآورد. اگر سال ۱۳۳۹ که نخستین خودروهای جیپ در داخل کشور تولید شد را سال شروع فعالیتهای خودروسازی کشور بدانیم یا اینکه سال تولید خودرو پیکان در کارخانه ایران ناسیونال در سال ۱۳۴۶ را مبنا قرار دهیم، بیش از ۵۰ سال است که صنعت خودرو در ایران شکل گرفته اما چگونه است که این صنعت مانند یک طفل ۵۰ ساله هنوز نیاز به حمایت و کمک دولت دارد تا بتواند روی پای خود بایستد و باوجود رسیدن به ظرفیت تولید یکمیلیون خودرو در سال هنوز نگرانیاش این باشد که نکند تعرفه واردات خودرو به کشور کاهش پیدا کند و خودروهای وارداتی با نرخ، کیفیت و خدمات پس از فروش مناسبتر بتوانند وارد کشور شوند و بازار انحصار خودروسازان داخلی را با مشکل روبهرو کنند. این مسائل من را به حدود ۲۰ سال پیش برد که در یک شرکت قطعهسازی مشغول کار بودم. در سالهای ۷۵، ۷۶ بحث استقرار سامانه مدیریت کیفیت ایزو ۹۰۰۰ در صنعت کشور بهویژه در صنعت قطعه مطرح شده بود. شرکتهای مشاور و گواهینامهدهنده سامانه مدیریت کیفیت اندکی که در کشور حضور و فعالیت داشتند درباره مزیتهای این سامانه چنین اظهار میکردند که ایزو ۹۰۰۰ یک استاندارد مشتریمحور است و تلاش دارد تضمین کافی برای مشتری بهوجود آورد؛ به این ترتیب که اگر سازمانی دارای این گواهینامه و استاندارد باشد، محصولی را با کیفیت موردنظر مشتری تولید و تحویل میدهد و تا زمان تعهدش به استاندارد میتوان اطمینان داشت همواره به تولید محصول با همان کیفیت موردنظر ادامه دهد. از مسائل جالبی که آن روزها مطرح بود این بود که استاندارد ایزو هم ۹۰۰۱ داشت و هم ۹۰۰۲ و توضیح تفاوت این دو استاندارد برای ما خیلی جذابیت داشت؛ بهویژه آنگاه که متوجه شدیم تفاوت نه درترتیب ۱ و ۲ بلکه در داشتن فعالیت و فرآیند طراحی یا نداشتن آن است. متوجه شدیم اگر سازمانی در حوزه ماموریتش فعالیت طراحی داشته باشد و الزامات طراحی استاندارد را برآورده کند، ایزو ۹۰۰۱ شامل حالش میشود و در غیر این صورت ایزو ۹۰۰۲. درواقع سازمان بینالمللی استاندارد با این تقسیمبندی نقش، جایگاه و اهمیت فرآیند طراحی در تولید و تکوین محصولات سازمان را هدف گرفته بود و بهدلیل اهمیت فوقالعادهای که برای مقوله طراحی، بهعنوان یک حوزه تاثیرگذار بر کیفیت یک محصول که شامل عملکرد، بها، خدمات و ایجاد رضایت محصول در نزد مشتری است، قائل بود، اطمینان داشت اگر الزامات طراحی در یک سازمان مورد توجه و تعهد قرار گیرد، هدف اصلی استاندارد که رضایت مشتری است را برآورده میکند.