|

هم نشینی اتوبوس‌ها و دستفروشان در پایانه غرب تهران

فهرست محتوا

اسم دست فروش که می‌آید، بیشتر ما یاد افرادی می‌افتیم که یک پارچه کهنه کف زمین انداخته‌اند و اجناسی را روی آن ریخته اند، عده‌ای دور این بساط حلقه زده‌اند و یک به یک اجناس را وارسی می‌کنند و در نهایت با قیمت پایین تر از مغازه‌ها جنسی کم کیفیت و گاهی حتی با کیفیت را به خانه می‌برند.

به گزارش پایگاه خبری گسترش ، دست‌فروشی اگرچه می‌توانست یک ظرفیت در بخش اشتغالزایی و عرضه کالا باشد، اما بی توجهی به نحوه بساط دستفروشان این فرصت را به یک تهدید تبدیل کرده است و ضعف مدیریت دستفروشان چهره شهر را سیاه کرده‌ است. برخی را به کار در کف خیابان و برخی دیگر را به خرید از زیر پای مردم و حتی از زیر چرخ خودرو ها یا اتوبوس ها عادت داده‌اند. ضعف در ساماندهی دست‌فروشان همواره یکی از بحث برانگیز‌ترین موضوعات مدیریت شهری بوده و هنوز هم هست. گاهی اجناس دزدی و قاچاق، یا غیر بهداشتی و بیماری زا در بساط دست فروشان دیده می‌شود. با این حال هم دست فروشان دست از دست فروشی بر نمی‌دارند و هم خریداران نیازشان به این اجناس را انکار نمی‌کنند. دست فروشی اگر درست هدایت شود، به نوبه خود پدیده‌ای ضد اجتماعی نیست و از طرف جامعه پذیرفته شده است که اگر نبود این قدر رواج و رونق نداشت. گاهی ماموران اماکن که برای رسیدگی به پدیده دست فروشی به محل اعزام می‌شوند مورد انتقاد جامعه قرار می‌گیرند و این نشان دهنده این است که جامعه با ذات دست فروشی مشکلی ندارد. اما این که چه چیزی به فروش می‌رسد و مکان بساط آنها چه جایی است هنوز دغدغه زا است. بعضی از نقاط در شهرهای مختلف ایران هم به نمایشگاه این ضعف مدیریتی تبدیل شده‌اند و یکی از این اماکن، پایانه آزادی تهران (پایانه غرب تهران) است. نوشتن درباره دست فروشی بدون سر زدن به این مکان خالی از لطف است پس به آن جا رفته و با چند نفر از دست فروشان هم صحبت می شویم: در آزادی چه می گذرد؟ پیر زنی دست فروش لباس‌های دخترانه‌ای بساط کرده که از شدت کثیفی کاملا سیاه هستند. این که این لباس ها را از کجا آورده است اینجا مهم نیست اما این که چه کسی این لباس را می خرد، تاثر بر انگیز است. دیگر این که این پیر زن آیا راهی جز این ندارد که شب ها در کنار چرخ اتوبوس‌های شهری بساط کند؟

-لباس‌های دخترانه ات را چند می‌فروشی؟ -این‌ها ۱۵ تومان و آن سمت هم ۱۰ تومان -بازار خوب است؟ -نه! فقط میان نگاه می‌کنند و می‌روند. -اذیت نمی‌شوی این اتوبوس‌ها از کنارت رد می‌شوند؟ -چرا نمی‌شم! اما عادت کرده‌ام. چاره‌ای ندارم. -شهرداری اذییتان نمی‌کند؟ -نه! شب‌ها می‌آییم با ما کاری ندارند. -تنها آمده‌ای؟ -پسرم آن طرف بساط کرده. گفته من اینجا باشم.

azadi-dastforoosh44.jpg

azadi-dastforoosh11.jpg آن طرف تر، پسر جوانی ظروف رنگارنگ و تازه ای را بساط کرده. معلوم نیست قاچاق است یا تولید داخلی. -لیوان نداری؟ -بلور می‌خوای؟ -نه! لیوان تک می‌خوام. -باید بری آنجا بخری! بعد از کمربند فروشی. -این اتوبوس‌ها که در ۳۰ سانتی شما حرکت می‌کنند مزاحمتی برایتان ندارند؟ -نه! از راهشان رد می‌شوند. به فاصله ایستادن یک نفر جا دارند! کاری به ما ندارند. -یعنی اذیت نمی‌شوی در این دود و آلودگی؟ -نه! اصلا! سال‌ها است که اینجا کار می‌کنم. خودمان هم آسیبی ببینیم، نمی‌گذاریم مشتری آسیبی ببیند. خیالت راحت آبجی! -هزینه‌ای به شهرداری نمی‌دهید؟ -نه! اینجا که نشسته‌ام جای من است. کس دیگری اینجا نباید بساط کند.

azadi-dastforoosh77.jpg خانم جوانی که معلوم است از دانشگاه به سمت خانه می رود، از ازدحام این بساط ها کلافه شده است. نمی داند از کدام طرف حرکت کند که خبری از اتوبوس های غول پیکر و دست فروشان نباشد. مدام این طرف و آن طرف خیابان می رود تا بتواند راهش را پیدا کند.

-خانم چند لحظه وقتت را به من می دهی؟ خبرنگارم! به من بگو چرا نمی توانی از روی سکوهایی که برای عابران درست شده حرکت کنی؟ -خب مگر نمی بینید! همه جا پر از دست فروشان است. می خواهم اتوبوس خاوران را سوار شوم اما در این ازدحام دست فروشان نمی دانم از کدام طرف حرکت کنم که به اتوبوس مد نظرم برسم. -به نظرت این دست فروشان باید از اینجا جمع شوند؟ -نه! اصلا! اما باید ساماندهی شوند. این وضعیت در هم و برهم آزار دهنده است.

azadi-dastforoosh22.jpg خوب که نگاه کنیم می بینیم در همین فضای پایانه اتوبوس رانی کنار دیوار ها کاملا خالی مانده است. به طوری که اگر مسئولان پایانه دست فروشان را به کنار دیوار ها هدایت می کردند حتما جلوه بهتری خواهد داشت و مسافران، دست فروشان و رانندگان به زحمت کمتری می افتادند و چه بهتر این که در کنار دیوار ها میزهایی پلاستیکی و ارزان قیمت برای فروش اجناس در نظر گرفته می شد.

میز چهار نفره مربع با چهارپایه لوله ای پلاستیکی در طول و عرض ۸۰ با ارتفاع ۷۰ سانتیمتر و وزن چهار هزار و ۸۰۰ گرم، حدود ۸۰ هزار تومان قیمت دارد که در صورت خرید عمده حتما قیمت کمتری خواهد داشت. اگر یک هزار عدد از این میز ها را در مساحتی به طول جغرافیایی پنج میلیون و ۳۰۱ هزار و ۴۰۵ و و عرض جغرافیایی ۳۵ میلیون و ۵۱۳ هزار و ۹۱۵ جای دهیم تنها حدود ۸۰ میلیون تومان هزینه بر است که می توان با گرفتن شارژ کمتر دو هزار و ۷۰۰ تومان روزانه از هر میز، طی یک ماه، هزینه اولیه را جبران کرد و پس از آن میزها را به طور رایگان در اختیار دست فروشان قرار داد. ساماندهی دست فروشان در پایانه آزادی (پایانه غرب تهران) کار سختی نیست اما به نظر می رسد تحمل ادامه این روند سخت است.

azadi-dastforoosh55.jpg

هم نشینی اتوبوس‌ها و دستفروشان در پایانه غرب تهران
کد خبر: ۲۶۷۶۰
۲۱ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۵۱
ارسال نظر
captcha