به طور معمول تصور اینکه یک نماینده مجلس شورای اسلامی که دغدغه محیطزیست، میراثفرهنگی و گردشگری کشور را دارد و فقط بر مسائل کلان اقتصادی و سیاسی کشور تمرکز نمیکند، کمی سخت است؛ هرچند نماینده منتخب قشر فرهیخته جامعه تهران باشد.
ما همیشه با این شکایت روبهرو هستیم که در نهاد قانونگذاری کشور، دیدگاه اجتماعی به مسائل وجود ندارد، اما برخی نمایندگان عکس آن را به شما اثبات خواهند کرد؛ مانند پروانه سلحشوری. این بانوی منتخب مردم تهران، ایران را زیباترین کشور دنیا میداند و دلسوز تمامی آثار باستانی است؛ آثاری که پابرجا بودن خود را مدیون تلاشها و نامهنگاریهای نمایندگانی مانند وی هستند. او معتقد است: فقط کافی است نهادهای مدنی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی حواسشان نباشد که بلافاصله ساختمان کهن و با ارزشی فروریخته و بهجای آن مرکز تجاری سبز میشود. سلحشوری و چند نماینده دیگر مجلس تلاش میکنند تا کمیسیون گردشگری نیز در خانه ملت تشکیل شود. از سوی دیگر وی شأن رئیسجمهوری را بالاتر از آن میداند که وی را مورد پرسش قرار دهد و بر همین اساس تلاش میکند تا سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری را به وزارتخانه تبدیل کند. پروانه سلحشوری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی میهمان ما در موسسه صمت بود که در ادامه گفتوگو با وی را میخوانید:
بسیاری از فعالان گردشگری از جمله هتلداران بر این عقیدهاند که با وجود احتمال گران شدن برخی کالاها، مالیات هتلها و دیگر موارد، سال ۹۷ گردشگری داخلی با افزایش نرخ همراه میشود. از سوی دیگر گردشگران خارجی به این دلیل به ایران سفر میکنند که ایران مقصد ارزانقیمتی برای آنها بوده است. این افزایش نرخ میتواند بر میزان سفر گردشگران خارجی به کشور نیز موثر واقع شود. نظر شما درباره گردشگری داخلی و احتمال گران شدن سفر به ایران برای گردشگران داخلی و خارجی چیست و راهکار این امر را در چه میدانید؟
گردشگری موضوعی است که در توسعه پایدار نقش ویژهای دارد. شعار امسال سازمان جهانی گردشگری نیز «گردشگری پایدار، ابزاری برای توسعه» بود. مقوله گردشگری علاوه بر اینکه موجب تبادلات فرهنگی و اجتماعی میشود، منبع درآمدزایی مهمی نیز برای کشورها بهشمار میرود. از طرف دیگر ایران در زمره ۱۰ کشور برتر در حوزه جاذبههای گردشگری بهشمار میرود. گردشگری از سویی میتواند در تبادلات اقتصادی و از سوی دیگر در مبادلات فرهنگی موثر واقع شود. زمانی که کشوری بهعنوان مقصد گردشگری معرفی میشود، سیاستگذاریهای دولتی باید بهسمتی سوق داده شود که صنعت گردشگری را تسهیل کند. بهعنوان نمونه یکی از مقولههای مهم گردشگری بحث امنیت است و بهطور کلی مردم به نقاطی سفر میکنند که امنیت دارد، بنابراین ما باید امنیت را در کشور حفظ کنیم. مردم به مناطقی سفر میکنند که برای آنها از نظر اقتصادی مقرون بهصرفه باشد، بنابراین باید شرایط را بهگونهای مهیا کنیم که سفر کردن به ایران مقرون بهصرفه باشد. مردم علاقه دارند، به مقاصدی سفر کنند که امکانات و زیرساختهای مورد نیاز آنها را در حوزه گردشگری پوشش دهد، بنابراین باید تمامی این نیازها را در قالب بستههایی به گردشگران ارائه داد. من به هیچ وجه با این امر که ایران مقصد گردشگری ارزانقیمتی است، موافق نیستم. چندی پیش که من به سفر خارجی رفته بودم، گردشگران خارجی به من میگفتند سفر کردن به ایران گران تمام میشود و به عقیده من این عقیده آنها درست است. هتلهای مناسب و ۵ ستاره ما بسیار گران هستند، برخی از هتلهای لوکس کیش در حدود شبی ۲ میلیون تومان از مشتریان دریافت میکنند و نرخ اتاق بسیاری از هتلهای لوکس ما نیز از شبی ۴۰۰ هزار تومان شروع میشود که معادل ۱۰۰ دلار است. هتلهای ۵ ستاره خارج از کشور نیز همین میزان اجاره از مسافران دریافت میکنند و در مواقعی حتی هزینههای ارزانتری از مشتریان دریافت میکنند. در مجموع اینکه اگرچه سفر به ایران ارزان نیست، اما ممکن است از نظر رفتوآمد یا غذا ارزانتر از بسیاری از کشورها باشد که البته هزینه بلیت هواپیماهای ایران نیز مشابه کشورهای خارجی تمام میشود. در برخی کشورها هزینه بلیت هواپیما به مقصد دیگر کشورها بسیار ارزان تمام میشود. دو روایت متفاوت وجود دارد؛ در یکی گفته میشود بهازای ورود هر گردشگر ۶ شغل ایجاد میشود و در روایت دوم گفته میشود که در ازای سفر هر گردشگر خارجی به ایران ۱۰ شغل ایجاد میشود. این شغلها شامل رانندهها، نیروی خدماتی، نیروی انسانی هتلها و... میشود. صنعت گردشگری مقولهای است که باید به آن پرداخته شود. درست است که سازمانی به نام سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری داریم، اما این سازمان بهتنهایی متولی همه حوزههای گردشگری نیست. بهعنوان نمونه بحث زیرساختهای حملونقل مربوط به وزارت راه است. محیطزیست، سازمان بهداشت و دیگر حوزهها نیز به گردشگری مرتبط بوده و هریک متولی بخشی از صنعت گردشگری هستند.
هتلداری نیز به وزارت مسکن و شهرسازی بازمیگردد. هریک از حوزههایی که مربوط به سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری هستند، به نهادها و سازمانهای دیگری نیز مرتبط میشوند که ایجاد هماهنگی بین آنها مشکل است. در نتیجه تصمیم گرفته شد شورایعالی میراثفرهنگی و گردشگری ایجاد شود که ریاستجمهوری رئیس آن شورا بوده و در تمامی کشورها نیز معاون اول رئیسجمهوری بهجای وی در جلسات شورا شرکت میکند. من نیز از سوی مجلس شورای اسلامی در این شورا ناظر هستم. البته من فقط ناظر میراثفرهنگی در شورایعالی میراثفرهنگی و گردشگری هستم و حق رای در این شورا ندارم. برگزاری این شورا در زمان احمدینژاد متوقف بود که اکنون نیز جلسات این شورا سالی یک بار مطرح میشود. به عقیده من راه گسترش و رونق گردشگری در کشور ما این است که جلسات شورایعالی میراثفرهنگی و گردشگری فعالتر شود.
به عقیده شما چرا گردشگری و میراثفرهنگی در کشور ما از اهمیت چندانی برخوردار نیستند؟
گردشگری بیاهمیت نیست و علاقهمندان خاص خود را دارد. با این همه متاسفانه به نظر میرسد مقوله گردشگری هم مانند سایر مقولههای اجتماعی کشور که امر اجتماعی به امر سیاسی تبدیل میشود، است که در واقع به گردشگری با دیدگاه امنیتی و سیاسی نگریسته میشود، در صورتی که گردشگری نیازمند فضای باز است و گردشگری که به کشور سفر میکند، باید احساس امنیت داشته باشد. نباید به هر گردشگری که وارد کشور میشود، به چشم جاسوس نگریسته شود. اگر این نگاه را به گردشگری داشته باشیم، چگونه میتوان شاهد رونق این بخش بود؟ یا این دیدگاه که گردشگران ورودی به ایران، میخواهند مروج فساد و فرهنگ غرب باشند؛ این نگرشها موجب میشود از گردشگران خارجی استقبال نکنیم. زمانی که تشکیل کمیسیون گردشگری در مجلس شورای اسلامی رای نیاورد و من با برخی نمایندگان مجلس در این باره به گفتوگو پرداختم، به من گفتند تجربههای خوبی از حضور گردشگران در ایران نداشتهایم.
فرهنگ ایران بهحدی قوی است که همواره در طول تاریخ با وجود حملات کشورهای مختلف به ایران نهتنها اصالت خود را حفظ کرده، بلکه در خارج از مرزهای جغرافیایی خود نیز گسترش یافته است. بنابراین حضور گردشگران غربی و خارجی نمیتواند موجب خدشه وارد کردن یا ترویج فرهنگ خارجی در کشور شود. نظر شما چیست؟
موافقم، اما تمامی افراد مانند هم فکر نمیکنند. دیگران نیز طرز فکر خاص خود را دارند و نمیتوان به آنها گفت چرا متفاوت فکر میکنید؟ افراد آزادند نظرات مختلفی داشته باشند. باید به نظرات مخالف احترام گذاشت، اما مهم آن است که این نظرات در نهایت منتج به چه مسائلی میشود؟ من فکر میکنم ایران در زمان جمهوری اسلامی ایران است که گردشگران فرهنگی را جذب میکند. در نتیجه گردشگرانی که به مقوله هویت ایرانی، فرهنگ ایرانی، مردمشناسی ایرانی، اکوسیستم ایرانی و اقلیم ایرانی علاقهمند هستند، به کشور ما سفر میکنند. ایران جاذب گردشگران خاص است که مقصد گردشگران تفریحی نیست. بهعنوان نمونه آن دسته از گردشگران خارجی به کشور سفر میکنند که به فرهنگ کوچ عشایر ایرانی و بومگردی کشور علاقهمند هستند یا اینکه به جاذبههای طبیعی مانند کویر بینظیر کشورمان علاقه داشته و میخواهند آن را از نزدیک ببینند. به عقیده من هیچ جای جهان مانند ایران زیبا نیست. بهعنوان نمونه دره ستارگان قشم خیرهکننده است و در هیچ کشوری این همه زیبایی و جذابیت وجود ندارد.
شما موافق تبدیل سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری به وزارتخانه هستید؛ چرا؟
سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری نهاد بسیار مهمی است، اما در آن تخلفات مختلفی انجام میشود. البته منظور من علیاصغر مونسان نیست؛ میدانم که او تلاش خود را میکند و امیدوارم موفق باشد. از سوی دیگر رئیس این سازمان در دولت یازدهم ۴ بار تغییر کرد. یکی از دلایل جدی موافقت من با تبدیل سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری به وزارتخانه ثبات مدیریتی است که نیازمند حوزههای مختلف مدیریتی است. زمانی که رئیسان فقط یک سال به سمت ریاست سازمان منصوب شده و سپس تغییر میکنند، چگونه میتوانند سیاستگذاری کنند، برنامهریزی کنند یا فعالیتهای اجرایی انجام دهند؟ یکی از عواملی که برای مجلس شورای اسلامی مهم است، تغییر نکردن مدیر نهادی است که متولی ۳ حوزه مهم میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری است که این امر فقط در صورت تبدیل این سازمان به وزارتخانه رخ میدهد. بهعنوان نمونه سمنهای وابسته به صنایعدستی به من موضوعاتی را گفتند که باید در حوزه آنها طرح سوال کنم، اما در شرایط فعلی باید این پرسشها را از ریاستجمهوری بپرسم و درست نیست که هر روز رئیسجمهوری کشور را به مجلس فرا بخوانیم و از وی پرسش کنیم؛ نمیخواهیم شأن ریاستجمهوری را با طرح پرسش تنزل دهیم، اما همواره مرسوم است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وزیران طرح سوال میکنند و هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. اگر سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری به وزارتخانه تبدیل شود، مجلس شورای اسلامی راحتتر بر عملکرد این نهاد نظارت میکند و رخدادهایی که شاهد بروز آنها در ۳ حوزه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری هستیم، قابل کنترل و نظارت بیشتری خواهند بود.
کشور ما از نظر میراثفرهنگی بسیار غنی است و گردشگری فرهنگی نیز بیش از هر حوزهای در ایران فعال است. اما بسیاری از آثار باستانی در استانهای کشور حتی به ثبت ملی نرسیدهاند و نگهداری مناسبی از آنها نمیشود. به نظر شما دلیل و راهکار آن چیست؟
متاسفانه در بسیاری از استانهای کشور، میراثفرهنگی و آثار باستانی به حال خود رها شدهاند. در دیگر کشورها برای اشیایی موزه ایجاد میکنند که دیدنی و جذاب هم نیستند. در ایران مکانی پیدا نمیشود که میراثفرهنگی غنی نداشته باشد. بهعنوان نمونه آبشارهای شوشتر در دنیا نظیر ندارند، اما نگهداری مناسبی از آنها نمیشود. همین عوامل برای نمایندگانی مانند من دغدغه است که هم تلاش میکنم کمیسیون گردشگری را در مجلس شورای اسلامی ایجاد کنم و هم تلاش میکنم سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری را به وزارتخانه تبدیل کنم. بسیاری از کالاهای عتیقه ایرانی در انبارها خاک میخورند. فقط کافی است نهادهای مدنی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی حواسشان نباشد تا بلافاصله ساختمان بناهای تاریخی فروریخته و بهجای آن مرکز تجاری سبز شود. مدتی بیشترین فعالیت من شده بود نامه نوشتن به نهادهای دولتی تا از تخریب خانهها و آثار باستانی جلوگیری شود. چندی پیش یکی از فعالان مدنی از من خواست از دزدی کاشیهای آثار باستانی جلوگیری کنم.
برخی مواقع اتفاقاتی میافتد که مقصدهای گردشگری مانند ایران ناامن میشوند. بهعنوان نمونه زلزلهخیز بودن کشورمان تصویر ناامنی را از ایران برای جهانیان به نمایش گذاشته است. البته این تصویر ناامن از سوی برخی رسانههای خارجی ایجاد شده و حتی برخی شبکههای چینی شایعهپراکنی کردند مبنی بر اینکه فرودگاه امام خمینی تخریب شد، اما از ایران هیچ مسئولی این شایعات را انکار نمیکند. شما چه نظری در این باره دارید؟
دلیل تکذیب نشدن شایعات این است که مسئولان دولتی هیچکدام خبر ندارند چنین شایعاتی در کشورهای دیگر منتشر شده است. از سوی دیگر دولتمردان اهمیتی به چنین شایعاتی نمیدهند و روابط عمومی نهادهای دولتی نیز تلاش نمیکنند این شایعات را تکذیب و در فضای مجازی یا در رسانههای بینالمللی تکذیبیه خود را منتشر کنند. در مقابله با ایرانهراسی نیز به نظر نمیرسد تلاش چندانی در نشان دادن امنیت و جذابیتهای ایران انجام شده باشد، در صورتی که اگر با این امر مقابله نشود، تصویر ایران در ذهن جهانیان همچنان ناامن و منفی جلوه میکند.
اگر میتوانستیم گردشگران خارجی را بهطور مداوم داشته باشیم، میتوانستند مبلغان خوبی برای ایران باشند و حتی گردشگران بیشتری را جذب کشورمان میکردند. بهعنوان نمونه یک فرانسوی کلیپی از ایران ساخته بود به نام «به ایران سفر نکنید». زمانی که کلیپ را باز کنید، زیباییها و جاذبههای گردشگری ایران را در آن مشاهده میکنید. از سوی دیگر یک گردشگر روسی نیز از وضعیت بد سرویسهای بهداشتی کشور فیلم گرفته بود و خیلی بد است که مهمترین فرودگاه کشور سرویس بهداشتی مناسبی نداشته باشد. مقوله سرویسهای بهداشتی بینراهی نیز بسیار مهم است. همواره گردشگران خارجی از شرایط نامناسب سرویسهای بهداشتی شکایت میکنند که باید برای همه این مشکلان راهکاری اندیشیده و زیرساختها برای جذب گردشگر خارجی فراهم شود.
یکی از ظرفیتهایی که در حوزه گردشگری فرهنگی داریم و به آن توجه نمیشود، مشاهیر ادبی و فرهنگی کشورمان است. بهعنوان نمونه ترکیه چندین سال تلاش و برنامهریزی کرد که بزرگداشت مولوی را در قونیه با شکوه هرچه بیشتر برگزار کند که در نتیجه هم اکنون گردشگران فراوانی را به قونیه جذب میکند. حتی ترکیهایها مدعی شدند که مولوی اهل ترکیه است. اگر ایران حتی از مولوی استفاده نکند باز هم مشاهیر ادبی و فرهنگی بسیاری دارد که با برگزاری بزرگداشتها و همایشهای مرتبط با آنها میتواند گردشگران خارجی بسیاری را جذب کند. به عقیده شما این ظرفیتها برای جذب هرچه بیشتر گردشگران خارجی مناسب نیست؟
بله. به عقیده من مشاهیر فرهنگی نقش مهم و تاثیرگذاری در جذب گردشگران خارجی دارند و جزئی از میراثفرهنگی کشورمان به شمار میروند. این مشاهیر بسیار ارزشمندتر از چند کاشی هستند، چراکه معرف یک تمدناند. در هر شهری از ایران نوابغ بسیاری وجود دارند که حتی خود ما هم آنها را نمیشناسیم و به عقیده من باید از این حوزهها استفاده شود.