مهدی اسحاقیان
بازار تهران، بازار صفوی اصفهان، بازار تبریز، بازار وکیل شیراز و بازارگاههایی در سراسر ایران که اکنون به تقلید از فروشگاههای مدرن به بازار مکارهای تبدیل شدهاند، زمانی «جای بها» بودند که هنوز سایهای از بقایای آن در بازار ماهیفروشهای شمال و جنوب کشور مشاهده میشود. چنانکه از نام مکانهای بازار تهران مانند راسته آهنفروشها، طلافروشها و...آشکار میشود، نرخ محصولات تولیدکنندگان این راستهها مانند طلا یا پارچه و... در این بازار کشف و به مزایده گذاشته میشد. در این «رقابت» و براساس کیفیت محصول، کالاها ازسوی بازاریان خریداری میشد. سپس فروشندههای خرد و دورهگرد با استفاده از مزیت رقابت حضور گسترده فروشندگان یک کالا در یک راسته و براساس قدرت خرید منطقه فعالیت خود، کالای موردنظر را تهیه میکردند. مبادلات پولی نیز در این بازار حتی پیش از شکلگیری نظام نوین بانکداری در اقتصاد سرمایهداری به شکل حوالههای صرافیها که در سراسر کشور و حتی برخی طرفهای خارجی معتبر بودند، انجام میشد. کلمه بازار از زبان پهلوی گرفته شده و علاوه بر ایران در مناطقی همچون بخشهایی از خاورمیانه، افریقا و اروپا از این کلمه همچنان استفاده میکنند. اصل تلفظ کلمه بازار«واژار» در زبان فارسی میانه و «واچار» در فارسی باستان بوده است. مطابق رویه نوشته این ستون، این مقدمه آمد تا به طنز روزگار امروز اشاره شود. سالهاست که بازاریان (بخش خصوصی) برای اثبات خود تلاش میکنند. امینالضرب این شیخالتجار در سال ۱۳۲۰ و به منظور ایجاد تشکل بازاریان در مقابل دخالتهای گاه و بیگاه امرای حکومتی که فعالیت صنوف را مختل میکرد، مجمعی شکل داد. اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی هرچند خود را میراثدار امینالضرب میداند اما فعالیت این نهاد به نوعی دیگر تحتالشعاع اجازههای دولت در شکل جدید آن قراردارد به همین دلیل چانهزنیها برای اقناع دولتیها در نشستهایی به نام «شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی» همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر یکی از اتهامهایی که به اعضای اتاق بازرگانی زده میشود، این است که بخش بزرگ این اعضا واردکنندگانی هستند که منافع تولیدکنندگان را که اکنون بخش اعظم آن دولتی است در نظر نمیگیرند و فقط به دنبال سود خود هستند. این نوشته در پی اثبات یا رد این اتهام نیست. تمام سوءظنها و اتهامها چنانکه پیش از این در این ستون اشاره شد از شفافنبودن اطلاعرسانی در ساختارهای دولتی و خصوصی کشور است. در این میان نیز به موازات اتاق بازرگانی که اهتمام آن به واردات و صادرات است، صنفهای دیگری به نام «اتاق اصناف» با هدف حمایت از صنفهای تولیدی و توزیعی کشور تشکیل شده است بنابراین اگر سعی بر این است که تولید در کشور رونق یابد و به دنبال آن صادرات گسترش پیدا کند، گفتوگو میان این دو نهاد نیمهمدنی ضروری است اما چون بخش زیادی از واحدهای تولیدی کشور دولتی است، این گفتوگو در سطحی دیگر و با اختیارات نابرابر انجام میشود. هدف در اینجا اشاره به ساختگشایی کلمه «بازار» بود؛ معنای بنیادینی که در خاستگاه وجود داشت اما بهتدریج در میراث مدفون شده است. مشکل اقتصاد ایران حفظ روحیه تیولداری در دوره جدید صنعتی و گسترش آن بر دیگر ساحات بازار است. اگر مالکیت حکومت در دوره تیولداری بر زمین محدود بود، امروز به تمام شئون بازار تعمیم پیدا کرده است. این خاستگاههای دوگانه همچنان در یک دور باطل ادامه دارد بنابراین بازیابی معنای منشا و تعبیر آن بر اساس شرایط نوین سیاسی - اجتماعی ضرورتی است که باید ازسوی همه بخشهای گفتهشده مورد توجه قرار گیرد. در غیر اینصورت آنها برای حل هر مشکل باید به تبادل امتیاز بپردازند. حل صوری مشکلات چارهساز نخواهد بود. واگذاری شرکتهای دولتی با استناد به اصل ۴۴ قانون اساسی به شرکتهای خصولتی هم گره اقتصاد را باز نمیکند؛ چنانکه پس از یک دهه به مشکلات پیشین افزوده است. حضور دوباره شوالیههای کارآفرین همچون امینالضرب در اقتصاد تنها چاره کار است وگرنه با شمشیر چوبی تنها شاهد حضور شوالیه دنکیشوتوار خواهیم بود. داستان دنکیشوت پایانبندی زیبایی در نقد شرایط اقتصادی دارد. سروانتس، قهرمان داستانش - دنکیشوت - را قربانی میکند تا مانند کتابهای دیگرش مورد سرقت ادبی قرار نگیرد و در مالکیت او باقی بماند. زمانه را دریابیم و اقتضائات مکانی را به جا بیاوریم وگرنه همین شرایط نیز پابرجا نخواهد ماند.