ماندانا فتحیجو/ روزنامهنگار
بزرگترین معضل دولتها بهویژه برای کشورهای درحال توسعه، شغل و تامین معیشت اقشار مختلف جامعه بهویژه جوانان آماده به کار است. مبحثی که هیچگاه از نظر برنامهریزان در برنامههای کلان کشوری نادیده گرفته نمیشود، ایجاد شغل و کسب درآمد برای تامین زندگی افراد در مقاطع مختلف از زندگیشان است. متاسفانه ایران با وجود بالاترین نرخ بیکاری در میان بسیاری از کشورهای همتراز از بعد توسعه و رشد اقتصادی سرآمد بوده و معضل بیکاری بیش از ۴ میلیون جوان آماده به کار مانند گرهی کور دست مدیران ارشد را بسته است. اکنون با اشارهای کوچک به این موضوع بسیار مهم قصد بررسی علل و عوامل تاثیرگذار بر تشدید این معضل را به صورت گذرا دارم. نکته اول: با توجه به منابع و امکانات سرشاری که کشور عزیزمان در زمین و منابع طبیعی دارد و سالهاست که منابع طبیعی مهمترین منبع درآمد برای کشور در بودجه به شمار میرود و همواره کارشناسان و اقتصاددانان با هشدارهای مکرر وابستگی شدید به این منابع تمامشدنی را مهمترین عامل بحرانهای فعلی اقتصادی و حتی سایر حوزههای مرتبط با آن معرفی کردهاند و سایر منابع از جمله سرمایه پایانناپذیر منابع انسانی فعال و متخصص که همان جوانان بااستعداد و البته نخبه هستند از دید بزرگان همواره پنهان مانده است، همچنان در حل بحران بیکاری دستوپا میزنیم. نکته دوم: با تمامی اتفاقها و درگیریهای مختلف در منطقهای که در اطراف کشور عزیزمان به وقوع پیوسته و همچنان بارقههای آن وجود دارد، متاسفانه به این نکته هیچگاه توجه نشده است که کشورهای آسیبدیده از جنگ پس از پایان آن به بازسازی و مرمت خرابیها نیاز دارند و این بازسازی بهترین فرصت را برای تولیدکنندگان و کارخانههای ورشکسته داخلی به همراه خواهد داشت تا آنها بتوانند با صادرات باکیفیت محصولات خود نیروی آماده به کار را مشغول کرده و به دور از تعلل و دادن فرصت به سایر کشورهایی که ریالی برای تامین امنیت در منطقه صرف نکردهاند، کمی از معضل بیکاری بکاهند. نکته سوم: قشر تحصیلکرده و کاملا آکادمیک که متاسفانه رشتههای تحصیلی مورد نیاز بازار کار را نخواندهاند و پس از فراغت از تحصیل به خیل بیکاران البته با ادعای بالا برای تصدیگری پستهای مهم تبدیل شده و در سراب کمبود پست اداری و سازمانی سرخورده شده و به آمار بیکاران میافزایند. البته نکته جالب توجه آن افزایش قارچگونه دانشگاههای مختلف از جمله انتفاعی و غیرانتفاعی؛ با تصورات گوناگون از ارائه آموزش و تربیت افراد است که تنها دادن مدرک و توهم مدرکگرایی را بدون کسب مهارت واقعی تشدید کردهاند که این برای یک وزارتخانه مطلوب بوده(وزارت علوم، تحقیقات و فناوری) و وزارتخانه دیگر(وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) را دچار مشکل ساخته و آمار بیکاران تحصیلکرده را افزایش دادهاند. نکته چهارم: یکی از رسانهها در گزارش پژوهشی خود شغلهایی که درآمد بالا داشته و میتوانند علاوهبر کسب ثروت در برخی از موارد حتی شهرت نیز به دنبال داشته باشند را معرفی کرده و جالب است که در راس آنها باید به این موارد اشاره کرد: در تحقیقات اخیر به خوبی نیاز بیشتر جامعه بهویژه جوانان آمده است. جراحان پلاستیک که براساس آمار جهانی سازمان بهداشت و دارو، ایران در جراحی زیبایی بهویژه جراحی صورت، در منطقه و حتی کشورهای پیشرفته در رتبههای نخست قرار دارد این مهم را گوشزد میکند که این اشتیاق برای تغییر چهره در میان جوانان زنگ خطری برای معضلات و مشکلات اجتماعی و روحی است که موجب فزونی این جراحیها شده است که در این مجال کم بررسی آن نمیگنجد. جوانان جویای نام و البته شغل مناسب و پردرآمد برای تعیین رشته تحصیلی به این مسئله توجه ویژه داشته باشند که رشتههای غیرعملیاتی را انتخاب نکنند چراکه نیاز کشور به جراحیهای مختلف پلاستیک بسیار بیشتر از فیزیک و ریاضی محض است و حتی اگر علاقمند به کسب مدارج عالی هم نباشند شاید با داشتن چهره چشمگیر بتوانند بازیگران و بازیکنان قابلی در عرصه هنر و ورزش شوند. با برنامهریزی بهتری میتوان جوانان را در انتخاب رشته و کسب شغل مناسب راهنمایی کرد. نکته پایانی: داشتن رابطه به دور از ضابطه بدون داشتن تحصیل میتواند صندلی مدیریتی را به همراه داشته باشد پس کسب ثروت مهمتر از کسب علم است!