محمدصادق علیپور - کارشناس اقتصادی
یکی از مباحث مربوط به مالیات، بحث مالیات ارزشافزوده است که در فرآیند تولید هم از تولیدکننده و در نهایت از مصرفکننده گرفته میشود. این در حالی است که مالیات باید بر این محور دریافت شود که اجازه دهیم تولید کار خودش را انجام دهد و در این بین با دریافت مالیات فشار بیشتری به تولیدکننده وارد نکنیم و زمانی که کالا بهدست مصرفکننده نهایی رسید، مالیات آن را دریافت کنیم. یکی از معایب مالیات ارزشافزوده این است که در فرآیند تولید، مالیاتگیری انجام میشود و این موضوع تولیدکننده را بسیار درگیر میکند. این در حالی است که در برخی کشورها از تولیدکننده نهتنها مالیات دریافت نمیشود، بلکه مالیات منفی اعمال میشود و به عبارت دیگر یارانه بر تولید برای آنها در نظر گرفته میشود؛ یعنی بخشی از مالیات کلی که جمعآوری میشود به تولیدکننده اختصاص مییابد تا به فرآیند تولید کمک کرده باشد. هرچند در کشور ما این بحث مطرح شده که از طریق آزادسازی یارانه حاملهای انرژی، بخشی از آن یارانه به تولید اختصاص یابد. این ادعای درستی است که در کشور ما سهم دولت در مالیاتگیری در مقایسه با کشورهای توسعهیافته کمتر است و در تولید ناخالص داخلی سهم آن به حدود ۷ تا ۸ درصد میرسد و البته باید بهطور متعارف بتوانیم این سهم را به ۲۰درصد افزایش دهیم. هرچند سهم کشورهای توسعهیافته تا ۳۰درصد نیز میرسد، اما در همین کشورها نیز به تولیدکنندگان به اندازه دیگران فشار مالیاتی وارد نمیکنند، زیرا نمیتوان از صنفی که بیشترین کارآیی را برای کشور دارد به اندازه دیگران مالیات دریافت کرد. از اینرو اگر یارانه تولید به تولیدکنندگان پرداخت نمیکنیم از طریق دریافت مالیات نباید به آنها فشار وارد کنیم، زیرا هزینههای تولید و نرخ تمامشده برای تولیدکننده بالاست که اگر مالیات هم بر آنها تحمیل شود در نهایت فشاری مضاعف به مصرفکننده وارد شده و نرخ تمامشده افزایش مییابد و در نهایت منجر به فرار تولیدکننده و سرمایهگذار میشود. از اینرو دریافت مالیات از تولیدکننده باید با ظرافت خاصی انجام شود. از آنجا که بخش بیشتری از اقتصاد کشور ما غیررسمی است تعداد قابلتوجهی از پرداخت مالیات فرار میکنند. برآورد ۲۰میلیارد دلاری قاچاق خود نشان از فرار مالیاتی دارد، اما اینکه تنها زور ما به تولیدکننده رسمی برسد، خود میتواند سبب فرار سرمایه از این بخش مولد شود.