این همه در حالی است که مرمت با هدف حفاظت از شهرهای تاریخی و بهمنظور پاسخ به نیازهای شهری همواره مطرح بوده و چه بسیارند بناها و خانههای با ارزش تاریخی که امکانات وسیع سیاحتی را فراهم میکنند و میتوان با تدابیری این بناها را به امکانات جدید گردشگری تبدیل کرد. بنابراین معماران و مهندسانی که عهدهدار بازسازی این بناها میشوند، باید علاوه بر اشراف و تسلط لازم بر ابعاد تخصصی و مفاهیم امروزی حرفه خود، نظری هوشیارانه و عالمانه به گذشته داشته باشند. بیشک اقدامات مرمتی که پس از گذشت مثلا یک قرن از احداث بنا انجام میشود، تفاوت فاحشی با اقدامات اولیه مرمتی مانند تعویض کاهگل روی بام، بازسازی آجرفرشها، تعویض کاهگل موجود در دیوارههای داخلی و خارجی، تجدید بندکشیها و... دارند. امروزه برخی از این بناها در سطح جهانی مطرح هستند و دیگر محدود به منطقه و اجتماع پیرامون خود نیستند؛ بدیهی است که مرمت اینگونه بناها امری بسیار فنی و حساس است و برای گروه مرمتگر مسئولیت سنگینی ایجاد میکند. از سوی دیگر مرمت معماری، شاخهای از هنر معماری است که بر پایه شناخت و مطالعه بناها و بافتهای تاریخی و آثار باستانی، به احیا کردن فضاهای تاریخی بهلحاظ کالبدی، ساختاری و عملکردی میانجامد. این هنر که شاخهای آمیخته از دانش، فناوری، مهندسی و هنر معماری است، شامل شکلها و سطوح گوناگونی از پژوهش و تحقیق در باب هنر و معماری تاریخی میشود و در مقیاسهای گوناگونی میتوان آن را تعریف و معنا کرد. با این تعریف میتوان گفت؛ قرارگیری بناهای تاریخی که در فهرست بناهای سازمانهایی مانند یونسکو قرار گرفتهاند، این وظیفه خطیر را بر عهده مرمتگر میگذارد که با در نظر گرفتن شرایط و نکات خاص هر بنا و دقت به نقاط ضعف و قوت بنای تاریخی، به مرمت بنای مورد نظر بپردازد. فقط با حفظ حرمت تاریخی این بناهاست که میتوان در جذب گردشگرانی که برای بازدید از این آثار تاریخی و هنری پا به منطقه یا کشوری دیگر میگذارند، موفق بود؛ وظیفهای خطیر که نباید از چشم معماران و مرمتگران دور بماند.