محمد فاضلی / جامعه شناس
خوان پابلو پرز آلفونسو، دیپلمات ونزوئلایی که او را بنیانگذار اوپک (سازمان کشورهای تولیدکننده نفت) میخوانند، زمانی درباره ونزوئلا گفته بود: «نفت مدفوع شیطان است، ما در مدفوع شیطان غرق خواهیم شد.» آیا این سرنوشت محتوم دارندگان نفت است که در مدفوع شیطان غرق شوند؟ سرنوشت نروژ یا آن دسته از کشورهای توسعهیافته صاحب نفت مانند امریکا، کانادا و انگلیس صاحب نفت در دریای شمال نشان میدهد نفت به تنهایی قادر نیست کشورها را در خود غرق کند. سرنوشت ما چیست؟ آیا ما در مدفوع شیطان غرق خواهیم شد؟ آپارتمان ما در طبقه یازدهم و دفتر کارم در طبقه دهم امکان میدهند شهری را ببینم که همین امروز نیز زیر آلودگی هوایی که از سوختن مدفوع شیطان برخاسته، مغروق و مدفون است. هیچ اندیشیدهاید شیطان اسطورهای چه میکند؟ شیطان وسوسه میکند و شاید بیش از همه در ضمیر انسان میخواند که «تو هنوز فرصت داری، تا لحظه موعود تا مرگ، بسیار مانده؛ و خدا بخشنده و مهربان است.» آدمی به این زمزمه دل میسپارد و تا به خود آید، در کثافتی که شیطان تدارک دیده فرو میرود. آیا نفت جز این را در گوش ما خوانده است؟ نفت همواره به سیاستگذار توصیه کرده به روزی بیندیشد که گران خواهد شد و منابع از راه میرسند؛ آنگاه که گران شده و منابع در دسترس بودهاند توصیه کرده خرج کند زیرا گران خواهد ماند. نفت، توهم فراوانی خلق کرده و توهم آنکه همه چیز خریدنی است. نفت توهم تغییرپذیری هر چیزی را خلق میکند؛ نفت و شیطان هر دو، مفهوم زمان را نابود میکنند. زمان تجدیدناپذیرترین منبع جهان است و نفت- مانند شیطان- «توهم فراوانی زمان» خلق میکند. ما دیرزمانی است که اسیر همه این وسوسههاییم. ما زمان را به فراموشی سپردهایم. ما چون زمان را فراموش کردهایم، زلزله، فناوری، آب، خاک، حقوق شهروندی، هوا و همه چیز را نیز به فراموشی سپردهایم. سال و ماه «ما» بیمعنا شدهاند. اما «ما»، این «ما» که زمان را به فراموشی سپرده کیست؟ «یان تری کارل» در کتاب «معمای فراوانی» (ترجمه محمدجعفر خیرخواهان، نشر نی، ۱۳۸۸) که مطالعهای است درباره اثر نفت بر چند کشور نفتی از جمله ایران و مقایسه آنها با نروژ، به تفصیل استدلال میکند که «ماهیت دولت و اثر نفت بر شکلگیری دولت» در تعیین اثر نفت بر سرنوشت کشورها نقش تعیینکنندهای دارد. شرحش مفصل است اما خلاصه، آنها که دولت باظرفیت ساختند و سپس گنج نفت یافتند و آن بیدولتانی که بر بنیان نفت، دولت ساختند، سرنوشتهای متفاوت داشتند. دسته دوم در مدفوع شیطان غرق شدند. سخن کارل را میشود معکوس هم خواند: آنگاه سر از مدفوع شیطان بیرون خواهیم آورد که «دولت باظرفیت» ساخته شود. دولت باظرفیت هم نه فقط قوه مجریه بلکه کل صاحبان قدرت را شامل میشود، اهل تقنین و اصحاب قضا، صاحبان اسباب خشونت و هر آن که زمام کار مردم به طریقی به کف دارد. یلداست، طولانیترین شب؛ آنگاه که روشنی به کوتاهترین زمان رسیده است. ۲۹آذر را جان به در بردیم از خشم زمین، به لطف خداوندگار زمین؛ اما همواره چنین نخواهد شد. زمان از زلزله منجیل و رودبار تا تلنبار خاک بر سر مردمان بم، آوار شدن خشتها بر سر مردمان اهر و ورزقان، سرپل ذهاب و کرمانشاه، به سرعت ۳ دهه شده است. ما اما در همه این ۳۰ سال، هر روز بیشتر از دیروز از زلزله ترسیدهایم و بیشتر سوخته مدفوع شیطان را نفس کشیدهایم. ما در این ۳۰ سال که از زلزله منجیل میگذرد، خودروهای سریع«تر»، خانههای لوکس«تر»، گوشیهای تلفن همراه هوشمند«تر»، لوازم خانگی پیشرفته«تر»، سازههای بزرگ«تر» و یک دو جین «تر»ها را آزمودهایم اما مغروقتر و مدفونتر شدهایم. ما به «تر»های دیگری نیازمندیم. چاره کار چنانکه یان تری کارل نشان داده، دولت و سیاست شفاف«تر»، شایستهگزین«تر»، قانونمند«تر»، با رسانههای آزاد«تر»، سیاستگذاری مشارکتی«تر»، دانشگاه مستقل«تر»، مدارای بیش«تر» و در یک کلام حکمرانی خوب«تر» است. یلدا - بلندترین تاریکی - آنگاه رو به روشنی مینهد که حکمرانی خوبتر این زمزمه را از گوش سیاست و سیاستگذار بیرون کند که «هنوز فرصت داری و زمان بخشنده و مهربان است.» آن شب، میتوانست مهلت به پایان برسد. ما از مدفوع شیطان سر بر خواهیم آورد آنگاه که حکمرانی و سیاستگذاری خوب را آغاز کنیم.