حسنخسروی / کارشناس روابط عمومی
در یک شب مانده به شب یلدا در حالی که مردم تهران به این فکر میکردند که یلدا را با میوههای گران، آلودگی هوا و.... چگونه سر کنند، زلزله آمد و یک تکانی به تهرانیها داد که گرد و غبارشان تکانده شود. حالا معلوم نیست شب یلدا باید از زلزله تعریف کنیم یا از شعر و شاعری و قصه و خاطره و داستان؟! جالب است در آن لحظات هول و هراس، داشتم شبکه خبر را نگاه میکردم. خانم گوینده خبر در حالی که تنها ۱۰ دقیقه یا یک ربع از زلزله گذشته در تماس با مسئولان برخی سازمانها مانند سازمان امداد و نجات هلال احمر و... میپرسد از خسارتهای احتمالی چه خبر؟ واقعا که این صدا و سیما عجب گویندگان و مجریان و کارشناسانی دارد؟! اللهاکبر به این همه دانش و فهم و کمالات. بعد فاجعهآمیزتر از این، یکی از مسئولان در تماس تلفنی میگوید: این تازه پیشلرزه بوده و احتمال دارد زلزله بزرگتر و قویتری در راه باشد. این را که گفت ملت در محله ما سراسیمه به خیابانها ریختند. در این شرایط وظیفه مسئولان است که بحران را مدیریت کنند نه اینکه در مردم رعب و وحشت مضاعف ایجاد کنند. پیداست شما نه هوش هیجانی داری نه درس مدیریت بحران خواندهای و نه بلد هستی چگونه حرف بزنی و اطلاعرسانی کنی. عجیبتر از همه اینها آن است که برای اطلاعیابی چرا ما ابتدا سراغ روابطعمومیها نمیرویم. روابط عمومی است که پرچمدار اطلاعیابی و اطلاعرسانی و متولی بحق این امر است. به فرض که قرار است زلزلهای شدیدتر روی دهد اصلا چه کسی گفته که هر مدیری میتواند اظهار نظر کند؟ سخنگوی ستاد مدیریت بحران کشور کجاست و کیست؟ روابطعمومیها کجا هستند. استاندار تهران ابتدا باید از همه چیز مطلع شود یا رئیس سازمان هلال احمر؟ فرماندار و شهردار ملارد، شهریار و تهران باید اول حرف بزنند که در کانون زلزله هستند یا رئیس هلال احمر و...؟ واقعا جای بسی تاسف است که ما مدیریت واحد مقتدر، مطلع و وحدت فرماندهی در مدیریت بحران نداریم. مانند همان حادثه تاسفانگیز آتشسوزی ساختمان پلاسکو تهران که سرگردانی و ناهماهنگی در آن موج میزد و چنین فاجعه دردناکی اتفاق افتاد. باشد که درس بگیریم.