نادر فرخ - فعال صنعت قطعه
تعرفه ابزاری حمایتی است اما همزمان باید به دیگر مقولههای مهم در بحث صنعت توجه شود؛ برای نمونه مسائل داخلی واحدهای تولیدی و کارخانهها مانند هزینههای بالای مالی و دیگر مسائلی که تولیدکنندگان را تحت فشار قرار داده و به نوعی اثربخشی ابزار تعرفه را کاهش میدهد نیز باید مدنظر قرار گیرد. تولید از مواد اولیه، منابع انسانی، تجهیزات و سختافزارها و... منجر به محصول نهایی میشود بنابراین اگر خواستار تولیداتی رقابتپذیر هستیم باید روی این مسائل توجه داشته و برای بروزرسانی آنها و توانمند کردن منابع انسانی کار کنیم. با این نگاه بهطور قطع بهرهوری افزایش یافته و خروجیها بازار بیشتری در اختیار خواهند داشت. لازمه این مسئله هدایت حمایتها به این سو است. بدین ترتیب حمایتها بیشتر باید در زمینه فراهم کردن امکاناتی باشد که صنعتگران بتوانند با هزینههای مناسب به بازسازی و نوسازی خود و تجهیزات مورد نیاز بپردازند. همانگونه که بارها اشاره شد برخی واحدها و کارخانههای قطعهسازی به لحاظ روزآمدی دستگاهها و ماشینآلات چند سالی عقب ماندهاند و با ارتقای بخشهای نرمافزاری و سختافزاری خود میتوانند بهرهوری و بازده تولید را افزایش دهند. این ابزار، روشهای مناسبتری نسبت به روشهای قانونی و تعرفهای هستند زیرا محصولات، باکیفیتتر و با نرخ تمامشده پایینتر تولید و عرضه خواهد شد و خروجیهای بلندمدت مناسبتری ایجاد میکنند. اگر مقایسهای کوتاه بین ایران و کشورهای همسایه انجام شود در بحث هزینههای تامین سرمایه و نیز هزینههای مختلفی که برای راهاندازی یک کسبوکار و توسعه آن لازم است چالشها مشخص شده و میتوان نقاط آسیب را به راحتی شناسایی کرد و با الگوسازی از نتایج بهدست آمده بهرهوری بیشتری داشت. بنابراین اگر بتوانیم واحد صنعتی خود را بهلحاظ کیفی ارتقا داده و نرخ تمامشده را با ماشینآلات فناوری روزکاهش دهیم دیگر دغدغه تعرفهها را نخواهیم داشت زیرا محصولات خارجی میدانی برای رقابت در اختیار نخواهند داشت.