|

شهر تنها، شهروند خسته

فهرست محتوا

پدرام سلطانی / نایب رییس اتاق بازرگانی ایران

دلا خو کن به تنهایی که از تن‌ها بلا خیزد. در سال‌هایی نه‌چندان دور هوای تهران که آلوده میشد صدای همه درمیآمد. هشدارها تیتر روزنامه‌ها میشد و برنامه‌های گوناگونی در صدا و سیما در این باره پخش میشد. مردم شکایت میکردند و مسئولان از اقدامات خود میگفتند. برخی مسئولان انگشت اتهام را به‌سوی یکدیگر میگرفتند و هریک دیگری را مقصر میشناخت. امسال روزهای آلودگی گویا تمام‌شدنی نیست، اما صدایی از کسی درنمیآید. در سال‌هایی نه‌چندان دور ترافیک تهران همه را به ستوه آورده بود. پلیس راهنمایی و رانندگی از محدودیت‌های ترافیکی حرف میزد و شهرداری از پروژه‌های توسعه‌ای بزرگراه‌ها و حمل‌ونقل عمومی. مردم در ترافیک اعصاب‌شان خرد میشد و پشت سر هم بوق میزدند و با پرخاش به کسانی که بد رانندگی میکردند میپریدند. امسال وضع ترافیک بدتر از سال‌های پیش است، اما نه خبری از وعده‌های مسئولان است و نه صدایی از مردم درمیآید. در سال‌هایی نه‌چندان دور ساخت‌وسازهای بیرویه در شهر تهران نقل محافل بود. شهرداری از کار خود دفاع میکرد و وزارت مسکن از تصویب طرح جامع تهران میگفت. مردم مدام ابراز نارضایتی میکردند و شب‌ها که کامیون‌ها به درون شهر میریختند سر را ازپنجره بیرون میآوردند و به سروصدای خالی کردن تیرآهن و ریختن بتن اعتراض میکردند. امسال ساخت برج‌ها و مراکز تجاری در کوچه‌های تنگ و شلوغ بیشتر است اما کسی اهمیت نمیدهد. امسال موتوریها بیشتر در شهر آشوب می‌کنند، ماشین‌ها بیشتر تخلف می‌کنند، مغازه‌ها بیشتر سد معبر می‌کنند، گدایان بیشتر جولان میدهند، اما گویی همه این مشکلات و نابسامانیها دیده نمیشود، یا همه نسبت به آنها بیتفاوت شده‌اند. دیگر نه طرحی از کسی شنیده می‌شود و نه اعتراضی به چیزی دیده می‌شود. شهر هم از مردمانش خسته شده است؛ نه میدرخشد، نه میبارد، نه میلرزد... این سکوت سنگین و بیتفاوتی شهروندان نسبت به همه کژیها و نابسامانیهای شهر، نشانه خوبی نیست. تهرانیان از جنگیدن برای بهتر شدن شهرشان خسته و ناامید شده‌اند و شهر را «طلاق عاطفی» داده‌اند. شهر تهران بین ١٠ میلیون شهروند خود تنها مانده و مردم در حالی که شب را زیر سقف این شهر صبح می‌کنند در رویاهای خود وصلت با ونکوور، نیویورک، فرانکفورت و پاریس یا لندن، وین و سیدنی را تخیل می‌کنند و کم نیستند کسانی که صبح بیدار میشوند و میگویند: «باید رفت! » تهران امروز شهر بیکس و تنهایی است که جمال خود را از دست داده، پولهایش در ژست‌های بهسازی تمام و با قمارهای سیاسی غرق در بدهی شده است. تهران امروز شهر دردمندی است که سینه‌اش خس‌خس می‌کند، چشمانش کم‌سو شده‌اند و دماوندش را نمیبینند، زبانش از کم‌آبی ترک برداشته، گوش‌هایش سنگین شده، صدای پرندگانش خاموش شده و لباس سبزش را از تن درآورده‌اند و این تهران خواهرانی دارد که آنها هم حال‌شان خوب نیست، اصفهان، مشهد، تبریز، کرج، شیراز، اهواز، اراک و دیگران. وای از روزی که تهران به خشم‌اید و بلرزد. آنوقت است که تمام میخ‌هایی که در جانش فرو کرده‌ایم مانند پوشال به زمین میریزند؛ نه از شهر نشانی میماند و نه از شهرنشینان... از این سکوتی که علامت رضایت نیست باید ترسید...

شهر تنها، شهروند خسته
کد خبر: ۲۴۰۵۸
۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۰
ارسال نظر
captcha