محمدرضا مودودی / معاون سازمان توسعه تجارت ایران
با شکست داعش در عراق و بازگشت امنیت و ثبات سیاسی به این کشور، بیتردید مهمترین رویکرد دولت عراق بازسازی و احیای اقتصاد ویران شده آن به ویژه در بخش تولیدات صنعتی است. رویکردی که میتواند آمار صادرات غیرنفتی ما به این کشور را تحتتاثیر قرار داده و یکی از مهمترین بازارهای هدف ما را با چالش جدی روبهرو کند. در حالی که ترکیب سبد صادراتی ما به عراق، مجموعهای متنوع از تولیدات صنعتی و غذایی با فناوری متوسط رو به پایین است، به طورقطع باید منتظر ایجاد واحدهایی در این محدوده فنی و تولیدی در آینده نزدیک در عراق باشیم. واحدهایی که در جهت حمایت از تولیدات داخلی عراق، میتوانند مانع توسعه صادرات ما به آن کشور شوند و البته این حق مسلم هر کشوری است که به سمت توسعه صنعتی و تقویت زیرساختهای تولیدی بومی برود. اما پرسش کلیدی این است که وظیفه ما در برابر این سرنوشت محتوم و آینده معلوم چیست؟! اگر کمی زاویه دید خود را تغییر داده و با نگاهی منصفانه و البته فراگیر به موضوع بنگریم در مییابیم برای حفظ سهم خود در بازارهای هدف اصلی امروز، باید گرانیگاه تولیدی خود را در آینده تغییر دهیم. واقعیت این است که اقتصادها دیگر قدرت خود را از تراز تجاریشان در جغرافیای مرزیشان نمیگیرند؛ بلکه برای ارزیابی قدرت اقتصادی هر کشور باید این تراز را در مقیاس جهانی آن کشور مطالعه و بررسی کرد و نه فقط در محدوده جغرافیایی آن کشور. به عبارت سادهتر، اقتصاد ایالات متحده فقط متاثر از تراز تجاری جغرافیایی آن نیست که حدود ۷۹۰ میلیارد دلار کسری صادرات نسبت به واردات دارد؛ بلکه باید سهم صادرات امریکا را علاوه بر محدوده جغرافیایی مرزی این کشور در صادرات کشورهای دیگری مانند چین، کرهجنوبی، مالزی، تایوان، اروپا، ترکیه، عربستان، امارات، افریقا، کانادا، استرالیا و... نیز که امریکا در آنها سرمایهگذاری کرده، بررسی کرد و جمع جبری سهم صادرات امریکا در تمام این کشورها را باید در محاسبات تراز تجاری ایالات متحده لحاظ کرد. به دیگر سخن، در حالیکه صادرات کشورهایی مانند ایران، فقط محدود به صادرات مرزی آنهاست، اقتصادهای بزرگ جهانی، دیری است که مرزهای صادراتی خود را توسعه داده و از حدود جغرافیایی کشورهایشان فراتر رفتهاند. در حقیقت، فشار ناشی از رقابت که عامل اصلی و تعیینکننده در توسعه و حفظ و بقای بازار است، کشورهای قدرتمند و نوظهور اقتصادی را ناگزیر کرده تا برای مدیریت هزینه و فایده هم که شده، فضای کسبوکار خود را بسط دهند و با حضور و سرمایهگذاری مستقیم و انتقال دانش و فناوری خود به عمق بازارهای هدف، از سهم بازار خود محافظت کنند بیآنکه آمارهای رسمی صادرات و وارداتشان حساسیتزایی کند، در سبد درآمدهای ملی سایر کشورها نیز سهیم شوند و از سفره منافع ملی دیگران نیز سهم ببرند. اینک سؤال مهم این است که پس چگونه است که در این بازار به شدت رقابتی و نفسگیر، تراز تجاری ایران در سالهای گذشته، رشدی صعودی را تجربه کرده و باوجود تحریمها و مقاومتها توانسته بر حجم صادرات غیرنفتی خود بیفزاید؟! باید مراقب بود عادت به تجارت سنتی امروز، آینده و قدرت تصمیمگیری فردای ما را نیز به خود مبتلا نکند! صرفنظر از اینکه ایران در بطن کمربندی از کشورهای آشوبزده قرار دارد که بازارهای اصلی آن را تشکیل میدهند و تا جنگ و آشوب و ناامنی در این منطقه سایه انداخته، وابستگی این کشورها به محصولات و خدمات ایرانی نیز باقی و پایدار خواهد بود؛ اما آمارها گویای واقعیت تلخ دیگری نیز هستند و آن حجم بالای صادرات مواد خام و اولیهای به سایر کشورهای هدف ما است که ارزشافزوده مناسبی را برای نظام اقتصادی ایران به همراه ندارند. به بیان سادهتر، کشورهای تولیدی دنیا برای جذب مواد اولیه و اقلامی که اقتصادش به آنها محتاج است، نه به بهانه تحریم بینالمللی ایران، مقاومت میکنند و نه آن را جدی میگیرند و مادام که این وابستگی وجود دارد و ذخایر طبیعی ایران میتواند گرهگشای مشکلات تولیدی سایر کشورها باشد، این استقبال و آغوش، همچنان باز خواهد بود! اما وقتی پای کالایی با ارزشافزوده بالا به میان میآید، هم تحریم، پررنگ میشود، هم موانع تعرفهای قد علم میکنند و هم مقاومتهای سیاسی و تجاری افزایش مییابند و چهره خندان و سهلگیر برای تبادل مواد اولیه، به سرعت با چهرهای عبوس و سختگیر جایگزین میشود! پیام این برخوردهای دوگانه چیزی نیست جز آنکه نباید بازارهای هدف امروزمان (که مبتلا به آشفتگی و جنگ داخلیاند) ما را از چشماندازی که دنیا به سمت آن میرود، غافل کند. اگر ما به دنبال توسعه صادرات و تقویت بنیه تولید داخل هستیم، باید رویکرد تجاری خود را اصلاح کنیم و همچون سایر اقتصادهای موفق، مرزهای جغرافیای صادراتیمان را بسط و گسترش بدهیم و به عمق بازارهای هدف ورود کنیم و بپذیریم که متحدان اقتصادی امروز، لزوما شریکان ابدی ما نیستند و با بازگشت ثبات و امنیت به این کشورها، نظام صادراتی ما نیز که به شدت به این بازارهای آسان معتاد شده، دیگر نخواهد توانست دوام بیاورد و ناگزیر از ترک بازار خواهد بود. مگر آنکه تولیدکنندگان ما نقش مهمان خود را به میزبان تغییر دهند و ساکن خانهای شوند که در آیندهای نزدیک، سفرهاش برای هیچ بیگانهای پهن نخواهد بود.