سیما قاسمخانی /دبیر میز محصولات نوآورانه و خلاق سازمان توسعه تجارت
امروزه اقتصاد خلاق برای توسعه کشور از ابعاد مختلف اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و حتی تجاری یک امر راهبردی بهشمار میرود، بنابراین نیازمند یک مدل برنامهریزی استراتژیک برای این توسعه است و نخستین گام، شناخت وضع موجود است. ابتدا باید نقاط ضعف و قوت و فرصتها و تهدیدها را شناخت و به تحلیلی جامع از وضعیت موجود بخش فرهنگ و هنر و بهدنبال آن صنایع خلاق کشور دست یافت که این تحلیل باید مبنای برنامهریزی باشد. از نقاط قوت این بخش میتوان به وجود استعدادهای سرشار و مبتکر بهویژه در بین نسل جوان، بیشتر بودن دانشگاههای هنری ما از جمع دانشگاههای هنری کشورهای منطقه، وجود نیروی انسانی فوقالعاده مستعد و باانگیزه برای رونقبخشی به صنایع فرهنگی و اقتصاد خلاق و وجود منابع غنی دینی و ملی که از ظرفیت اقتصادی فوقالعاده برخوردارند، اشاره کرد. همچنین نبود آشنایی ملی با موضوع صنایع خلاق، نبود آمار و ارقام و اطلاعاتی که شاکله این موضوع را در سطح ملی مشخص کند و فرآیندهای طولانی در نظام اداری بخش فرهنگی کشور را نیز میتوان نقاط ضعف دانست. اما در این میان فرصتهایی مانند عنصر کلیدی در رقابت جهانی و نرم، برخورداری از بخشهای با رشد گردش مالی بالا، قابلیت انعطافپذیری و اشتغال برای افراد جوان، توجه جوامع و بازارهای جهانی به آثار و محصولات فرهنگی و هنری که با شناسنامه و هویت ایرانی عرضه میشوند و توجهی که مردم ایران به آثار هنری دارند که خوشبختانه این اقبال روزافزون است، وجود دارد که نباید آنها را از دست داد. تهدیدهایی نیز در این بخش خودنمایی میکند که باید در راستای رفع آنها تلاش کرد. عواملی مانند رکود و تورمی که امروز اقتصاد کشور را فرا گرفته و اقتصاد خلاق را هم شامل میشود. ضمن اینکه سرمایهگذاریهایی در کشورهای منطقه در این حوزه بهویژه در زمینه ایجاد و گسترش مراکز و صنایع فرهنگی انجام میشود که مثال بارز آن برگزاری حراجهای آثار هنری در حوزه کشورهای جنوب خلیجفارس است که حکایت از توجه این کشورها برای جذب ظرفیتهای اقتصاد هنر در منطقه دارند. در این بین راهکارهایی پیشنهاد میشود که برای توسعه صادرات صنایع خلاق موثر واقع خواهند شد؛ آمایش سرزمین به منظور برنامهریزی ملی برای ایجاد و توسعه مشاغل فرهنگی و خلاق با توجه به ظرفیتها و قابلیتهای استانی، ایجاد شرکتهای مدیریت صادرات (EMC) تخصصی بهمنظور مدیریت بهینه صادرات محصولات نوآورانه و خلاق ملی به کشورها و بازارهای هدف، بهرهگیری از ظرفیت رایزنان فرهنگی و بازرگانی ایران در سایر کشورها برای تسهیل صادرات محصولات فرهنگی و خلاق به بازارهای هدف، تدوین و ارائه سیاستهای حمایتی و تشویقی از جمله اعطای معافیتهای مالیاتی، بیمهای و سایر مشوقها، برنامهریزی ملی و استانی برای اشتغالزایی و احداث شرکتهای تعاونی و شرکتهای کوچک و متوسط در حوزه صنایع نوآورانه و خلاق، اعطای امتیازات برای جذب مشارکت و سرمایهگذاری خارجی در حوزه صنایع نوآورانه و خلاق، ایجاد نظام جامع توزیع و عرضه فروش داخلی و خارجی و ایجاد زیرساخت فروش الکترونیکی برای عرضه محصولات خلاق در سطح بینالمللی، برگزاری جشنوارهها، نمایشگاهها و حراجها در ابعاد ملی و بینالمللی، ایجاد سازمانهای بازاریابی بینالمللی برای شناسایی و تشخیص نیاز و ذائقه نوآورانه و خلاق مشتریان خارجی و خلق و معرفی نشان(برند)های خلاق ملی بهمنظور عرضه محصولات در داخل و خارج از کشور از جمله برخی از این راهکارهاست. در نتیجه، با توجه به ضرورت تقویت زیرساختهای اقتصادی مستقل از صادرات نفت، توجه به اقتصاد خلاق بهعنوان یکی از شریانهای اصلی اقتصادی با تاکید بر تقویت صنعت فرهنگ، ضرورتی انکارناپذیر تلقی میشود. از آنجا که ایران با دارا بودن سابقه هنری و تمدنی عظیم ۳ هزار ساله دارای ظرفیتهای عظیم از هنر را در خود جای داده است، با سرمایهگذاری در این حوزهها دو اتفاق مهم و تاثیرگذار ایجاد گسترده اشتغال بومی و دانشمحور در سطح ملی و گردش مالی بالا، تزریق نقدینگی به حوزه فرهنگ و هنر کشور و استفاده از این هزینهها در سایر عرصههای هنری بهمنظور حرکت چرخدندههای صنعت فرهنگ کشور محتمل خواهد بود. با نگاهی گذرا به پیشینه موفق این حوزه در کشورهای توسعهیافته میتوان فهمید که در صورت ساختارسازی بهینه و دقیق بهمنظور گنجاندن این سرفصل در ساختارهای رسمی کشور میتوان به توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه امیدوار بود. البته این اتفاق با ترویج ادبیات این حوزه در دانشگاهها و تعیین رشتههای تخصصی در سطوح کارشناسی و ارشد و راهاندازی مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی میتواند محقق شود.