محمدرضا نجفیمنش - کارشناس صنعت قطعه
برای پیشقدم شدن صنعتگران در تشکیل مجموعههای بزرگ، فعالان این صنعت ابتدا باید توجیه شوند که در صورت ادغام چه مزایا و فرصتهایی خواهند داشت تا اعتماد لازم در این امر بهوجود آید. سال ۱۳۸۱ برنامههای راهبردی صنعت قطعه تدوین شد. در این استراتژی یکی از راههای رسیدن به وضعیت مطلوب در این صنعت «تولید در مقیاس» بود، بدین معنی که یک قطعه تیراژی میلیونی داشته باشد. محور دیگر در اینباره بحث «صادرات» محصولات بود. این دو امر مهم محقق نمیشود مگر آنکه قطعهسازان ادغام شوند و واحدهای صنعتیتولیدی کوچک مجموعههای بزرگ را تشکیل بدهند.با تشکیل شرکتهای بزرگ در صنعت بهویژه صنعت قطعه گام بزرگی در تولید برداشته میشود؛ مسئلهای که مدیران بالادست نیز روی آن تاکید دارند. برای تحقق این اتفاق بزرگ در صنعت پیششرطهایی نیاز است. این امر اتفاق نمیافتد مگر اینکه خودروساز تنها با یک قطعهساز کار کند و یک قطعهساز منبع تامین قطعات مورد نیاز او باشد. این شرطی است که اگر از سوی خودروسازان رعایت شود این برنامه راهبردی عملیاتی میشود. چنین امری ابتدا باید عمومی و سپس عملیاتی شود.البته یادآوری این نکته نیز ضروری است که این مسئله در بین صنعتگران محل مناقشه است و تردیدهایی وجود دارد. برای حرکت به آن سمت باید زمان گذاشت و با فرهنگسازی کار را آغاز کرد و بهطور قطع پس از یک دهه فضا برای تحقق آن آمادهتر خواهد شد.قطعهسازان بهدلیل مشکلاتی که در چند سال اخیر داشته و به سختی فعالیت خود را ادامه دادهاند برای این تغییر اساسی آمادگی لازم را ندارند و باید با برنامههای جامع از سوی انجمنها و سایر بخشهای مرتبط و نیز دولت بستر را فراهم کرد و بهلحاظ ذهنی صنعتگر را به آن سمت سوق داد.با ادغام قطعهسازان کوچک بسیاری از مشکلات آنها رفع میشود و میتوانند سهم بیشتری در بازار داشته باشند و با خطرپذیری کمتر به فعالیتهای خود ادامه دهند. کار جمعی نوعی تضمین برای سرمایهها خواهد بود و و برای ادامه فعالیت صنعتگر با دغدغه کمتری میتواند به تولید محصولات خود بپردازد.