|

مدیریت قضاوت با چشمان بسته فرشته عدالت!

فهرست محتوا

ناصر بزرگمهر/ مدیر مسئول

از سارقان و جانیان خیلی نترسید، خطرهای بیرونی، خطرهای کوچکی هستند که قابل کنترل‌اند، باید از خودمان بترسیم، از قضاوت‌های بی‌دلیل درباره دیگران، غرض‌ورزی‌ها و تهمت زدن‌ها بترسید. شایعه درست کردن و درگوشی حرف زدن و پچ‌پچ کردن‌ها، سارقان واقعی و خباثت‌های واقعی هستند. خطرهای بزرگ در اندرون هر فرد قرار دارد، از چیزهایی که پول و جیب و کیف شما را تهدید می‌کند، زیاد نترسید، بگذاریم به‌جایش به چیزهایی که وجدان‌مان را تهدید می‌کند، بیندیشیم. (ویکتور هوگو/ نویسنده فرانسوی کتاب مشهور بینوایان) مدیریت قضاوت امر سخت و پیچیده‌ای است که توسط ما مردم، گاهی به‌سادگی، بادانش یا بی‌دانش، با حساسیت یا بی‌حساسیت، بامحبت یا بی‌محبت، با غرض یا بی‌غرض جاری و ساری می‌شود. گروهی معتقدند چشم‌های بسته عدالت برای همین است که بتواند در ترازوی خود، بدون آنکه بداند متهم کیست، قضاوت را بسنجد. عده‌ای هم به طنز می‌گویند، فرشته‌ای که چشم‌هایش بسته است، چگونه می‌تواند عدالت را سنجیده و در ترازوی خود قرار دهد؟! بدون شک با هر نگاهی که به فرشته عدالت بنگریم، قضاوت کردن را کار آسانی تصور نخواهیم کرد. بخشی از حقیقت در درون واقعیتی پنهان شده است که در ضمیر ناخودآگاه یا خودآگاه انسان‌های مورد قضاوت وجود دارد. هیچ قاضی عاقلی تاکنون نگفته است که رای من، رای صددرصد است. همیشه یک درصد خطا در هر رای عادلانه‌ای هم وجود دارد. اما بدون شک رای 99 درصدی می‌تواند، چوبه دار یا رهایی انسان باشد. بدیهی است همه قضاوت‌های انسانی در حوزه حقوقی و قتل و جنایت و تجاوز و دزدی قرار نمی‌گیرد. بخش عمده‌ای از قضاوت‌های انسان عجول امروز در هر لحظه با ما همراه است، از صبح که بیدار می‌شویم و تا شب که می‌خوابیم، در گوش ما وزوز می‌کند، آدم‌ها در کنار ما قضاوت خود را از افراد و سازمان‌ها و مسئولیت‌ها و حتی اشیای کوچک و بزرگ، فلان اتومبیل، فلان یخچال، فلان مارک و یا برند، با صدای بلند می‌گویند. قضاوت توسط همه ما در همه حوزه‌های سیاست و اقتصاد و صنعت و تجارت و فرهنگ و هنر و ورزش و خانواده و امثالهم انجام می‌شود. مسائل روزمره اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، صنعتی، اداری، شهری، خانوادگی، رفاقتی و آنچه با آدمی سروکار دارد، از مهم‌ترین حوزه‌هایی هستند که هر لحظه مورد قضاوت هر عابر کوچه و خیابان و هر مشتری و هر مراجعه‌کننده‌ای، از دوست تا غریبه قرار می‌گیرند. همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و کارخانه‌ها و نهادها و به‌ویژه آنهایی که خدماتی هستند و با توده مردم سروکار دارند، بیشتر از بقیه در معرض قضاوت عادلانه و غیرعادلانه قرار می‌گیرند. قوه قضاییه، دادگستری، دادگاه‌ها و فرشته چشم‌بسته عدالت هم که خودش ترازودار عدالت یک جامعه به‌شمار می‌رود، هر لحظه مورد قضاوت و داوری دیگران است. رسانه‌ها که خود باید تریبون بیان عدالت و بی‌عدالتی‌ها باشند هم در هر لحظه مورد قضاوت خوانندگان و شنوندگان و بینندگان خویش هستند. علوم انسانی از چنان پیچیدگی‌هایی برخوردار است که اهل فن و دانشمندان این حوزه هم گاهی دست‌های‌شان را در برابر وقایع و نظریه‌های متفاوت بالا می‌برند و تسلیم می‌شوند. به همین دلایل پیچیده است که در جهان امروز گستردگی علم و دانش باعث تخصصی شدن حوزه‌های مختلف و پدید آمدن واژه‌های کارشناسی و کارشناس شده است. هر کدام از ما، از بیداری صبح تا خواب شبانه و گاهی حتی در خیال و رویا، در موضوعات گوناگون نظر می‌دهیم، از لحظه همراه شدن با دیگری در تاکسی و اتوبوس و مترو و مغازه و اداره و مسجد و کوچه و بازار و محفل خانوادگی تا دنیای مجازی فیس‌بوک و ایمیل و تلگرام و واتس‌آپ و اینستاگرام و... و حتی در تخصصی‌ترین موضوعات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و شهری و مذهبی و پزشکی و علمی و حقوقی و تجاری و بانکی و... به ارائه دیدگاه‌های خود به‌عنوان محوری‌ترین، درست‌ترین و کارشناسی‌ترین موضوع می‌پردازیم، اظهارنظر می‌کنیم، قضاوت می‌کنیم، نتیجه می‌گیریم و بدتر از همه اگر موضوع بر وفق مراد ما نبود یا نشد، شایعه می‌سازیم و تهمت می‌زنیم. روزگار، روزگار عجیبی است، هرگز دانش دیگری را و حتی متخصص‌تر از خودمان را باور نداریم و تاسف‌انگیزتر آنکه هر قدر میز سیاسی را که تصرف کرده‌ایم بزرگتر باشد، فکر می‌کنیم داناتریم. در جهانی که امروز در یک عضو کوچک اندام انسانی، به‌طور مثال در چشم، متخصص قرنیه، به بخش دیگر چشم، کاری ندارد، ما به‌عنوان کسی که فقط از داروها «آسپیرین» و «استامینوفن» را می‌شناسیم، هر لحظه در برخورد با یک موضوع پزشکی، اطلاعات شنیده و نادرست خود را به‌عنوان نسخه برای دیگری می‌پیچیم. حوزه‌های علمی، لحظه‌به‌لحظه تفکیک‌پذیرتر می‌شوند. به‌طور مثال تبلیغات تجاری با تبلیغات سیاسی متفاوت هستند، ابزارهای آنها نیز با هم متفاوت‌اند. برای هر کدام دانش خاص می‌خواهد. متخصص می‌خواهد، کارکشته می‌خواهد، اما آیا هر کس با دیدن چند آگهی تلویزیونی و کمی ذوق و جسارت و شارلاتانیسم و پررویی می‌تواند فکر کند که یک مدیر تبلیغاتی یا مدیر روابط عمومی توانمند است؟ این موضوع متاسفانه فقط در پزشکی یا تبلیغات و یا روزنامه‌نگاری جاری و ساری نیست، بلکه در همه حوزه‌ها، هر لحظه شاهد آن هستیم. بیماری اظهارنظر همراه با نوعی قضاوت عجولانه و گاهی غرض‌دار مسیر جامعه سالم را به بیراهه می‌کشاند. قضاوت امر پیچیده‌ای است که گاهی با دانش اندک یا اطلاعات غلطی که به ما داده می‌شود و با یک اظهارنظر به‌ظاهر ساده، مسیر زندگی یک فرد و یا یک موضوع و یا جریان سازمانی را از حرکت می‌اندازیم و آینده‌ای را به نابودی می‌کشانیم. قضاوت باید بر عهده کسانی باشد که عقلانیت را با دانایی در هم می‌آمیزند و از شجاعت برای عذرخواهی هم به‌اندازه کافی برخوردارند. و در برگشت از داوری ناعادلانه خود نمی‌هراسند و می‌دانند که قضاوت خداوند مهم‌تر از قضاوت افراد خواهد بود.

مدیریت قضاوت با چشمان بسته فرشته عدالت!
کد خبر: ۲۳۱۵۲
۰۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۴
ارسال نظر
captcha