در میان نمایشهای شادیآور ایران، «سیاه بازی» یا «تخت حوضی» یکی از گونههایی است که باوجود همه بیمهریها و کمتوجهیها همچنان به حیات خود ادامه میدهد؛ اگرچه کمرنگ و بیرونق!
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: سیاه بازی یکی از انواع نمایشهای شادی آور است که در آن از زبان «سیاه» که کاراکتری خاص تلقی میشود، با رویکردی انتقادی و طنزآمیز به موضوعات اجتماعی، سیاسی، عاطفی و حتی تاریخی پرداخته میشود. سیاه در نمایش سیاه بازی یا روحوضی، بهعنوان شخصیت تابع تعریف میشود؛ زیرا سیاه بودن او چندان مورد سوال قرار نمیگیرد و بهشکل قاعدهای پذیرفته شده است. سیاه شخصیتی خودمختار است که ظرفیت نمایش سیاهبازی را بسیار بالا میبرد و بهجرأت میتوان گفت تمام بنمایههای موضوعی زندگی ایرانی، با ظرافتها و برداشتهای خاص او و با شور و نشاط بسیار، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. جواد انصافی، هنرمند پیشکسوت عرصه نمایش در گفتوگو با خبرنگار روزنامه صمت درباره فعالیتهای تازه خود میگوید: قرار است اجرای «جوحی و کدخدا» را در آینده نزدیک در تالار سنگلج روی صحنه ببریم. این اجرا برگرفته از داستان جوحی و قاضی از کتاب مثنوی معنوی است که از اول دی به مدت یک ماه روی صحنه میرود و درحالحاضر گروه مشغول تمرین هستند. این هنرمند در ادامه افزود: این نمایش نیز در فضای نمایشهای سیاهبازی روی صحنه میرود و یک نمایش شاد و مفرح است. یکی از اتفاقهای تازهای که در این نمایش به آن توجه کردیم «ضربیخوانی»ها و «کسبیخوانی»ها است. «کسبیخوانی»ها کاسبیهای ریتمیک است که الان در بازار و کسب و کار مردم جایی ندارد و به طور کامل از بین رفته است. بهعنوان مثال کاسبهای قدیمی شعرهایی برای تبلیغ و فروش کالای خود در محلهها میخواندند تا مردم برای خرید ترغیب شوند. میوه فروش در آن دوران میخواند: «گل به سر دارم خیار، کاکل به سر دارم خیار، سبز و نازکه خیار، بهبه چه سر سبزه خیار، خیاره دولابه بدو چه ارزونه». این یکی از شعرهایی بود که من در بچگی خودم شنیده بودم. در این نوع از کاسبی به دلیل جذابیت کلامی که داشتند حتی افرادی که آن لحظه نیاز به آن جنس نداشتند برای خرید ترغیب میشدند. وی خاطر نشان کرد: در این نمایش ۱۰ تا از این ترانهها را اجرا میکنیم که بسیاری از این ترانهها را کسی نشنیده و با تحقیق و پژوهش در این زمینه به آنها دست پیدا کردیم. هدف اصلی از اجرای این ترانهها و نمایشها آشنایی نسل جدید با آیینها و سنتهای گذشتگانشان است. انصافی در ادامه یادآور شد: در این نمایش ۳ نسل از بازیگران بازی میکنند. در نسل اول من و آقای پارسی که نقش اوستا را بازی میکنند به همراه آقای آهسته و قربانی حضور داریم؛ در نسل بعد ما که دهه بعدی هستند بازیگرانی از جمله آقای محمد نصر، رئوف و معراجی و همسر من خانم فروغ یزدان حضور دارند و در نسل سوم بازیگران پسرم امیرمحمد انصافی و شیرین کاشفی حضور دارند و این تداوم نسلها برای نقل سینه به سینه آیینهای ما یکی از کارهایی است که با نمایش جوحی و کدخدا و دیگر آثار از این دست آنها را دنبال میکنیم. وی همچنین گفت: جوحی و کدخدا یک نمایش موزیکال است که با اجرای قطعات موسیقی بهطور زنده روی صحنه خواهد رفت. قرار است در کنار اجرای این نمایش، نمایشنامه دیگری از آقای دکتر حسن دولتآبادی را روی صحنه ببریم که مربوط به حوزه کودک و نوجوان است و هدف ما این است که نسل جدید هم با نمایشهای سیاهبازی آشنا شوند و عنوان این نمایش «شهر بیگدا» است که فضای شاد و مفرحی برای کودکان و نوجوانان ایجاد میکند. وی با اشاره به استقبال از نمایشهای سیاهبازی گفت: استقبال مردم از نمایشهای سیاهبازی بسیار خوب بوده و تجربههای من در سالهای اخیر نشان میدهد مردم به این نوع از نمایش هم علاقه دارند، اما متاسفانه اتفاقی که در حال رخ دادن است کمتوجهی مسئولان به این نوع نمایش و نبود حمایتهای کافی برای اجرا کردن این سبک نمایشی است. با اینکه هنرمندان ما تلاش میکنند گونههای ایرانی نمایش از جمله سیاهبازی، تعزیه و روحوضی را زنده نگه دارند اما میبینیم جشنوارههای آیینی سنتی ما هر دو سال یکبار برگزار میشود و این امر باعث شده با بیرونقی مواجه شوند. ما سالها است به همراه استادان این حوزه از جمله آقای داوود فتحعلیبیگی در تلاش هستیم که ۱۰ واحد دانشگاهی در دانشگاه هنر را به رشتههای نمایشی آیینی و سنتی اختصاص بدهند اما تا امروز این اتفاق نیفتاده و امیدوارم تا زمانی که منابع آن در اختیار است و میتوانیم به نشر آن اهتمام کنیم برای رونق این گونههای ایرانی و ملی نمایشی بکوشیم.